تجربه من از بیمارستان دولتی:
خانومای مشهدی می‌دونن قائم چه قبرستونیه، من خیر سرم گفتم آشنا دارم نامه سزارینمم از دکتر گرفته بودم. پریشب حرکت بچه کم شده بود رفتم قائم نوار قلب گرفت یه سونو بیوفیزیکال نوشت گفت برو. من دیروز رفتم سونو دادم گفت آب دورش کم شده سریع برو بیمارستان احتمال زیاد سزارین میشی. رفتم قائم دو ساعت تو ترافیک بودم حتی منو پذیرش نکرد گفت زایشگاه تختاش پره از تو اورژانسی تر هم هست😐 برو امام رضا. امام رضا هم زنگ زدم گفت پریم. خلاصه خواهر شوهرم زنگ زد گفت بیا شریعتی خالیه. رفتم اونجا دوبار منو معاینه کرد مرگو به چشمم دیدم دستش خشک نکرد یه ژل بزنه رو دستکش واموندش💔 گفت نه هنوز باز نشدی ولی نرمه. نوار قلب گرفت پر انقباض بودم گفت میتونم بستری کنم فردا عملت کنم ولی ما کلا پنج تا دستگاه داریم هر پنج تا دستگاهم پره اگه زایمان کنی یه درصد بخواد بره دستگاه انتقال میدن جای دیگه اون موقع با شکم پاره خودتم باید از این بیمارستان به اون بیمارستان بری. گفت برو ولایت.
بقیشو تو کامنت می‌ذارم.

۱۱ پاسخ

هیچی دیگه من واقعا کم آورده بودم انقباضم داشتم هی کمرم می‌گرفت شکمم سفت میشد معاینه هم ۴ بار شده بودم کلا سست شده بودم. شوهرم گفت به درک بریم موسی بن جعفر (نیمه خصوصیه) رفتیم اونجا بخدا یکم عین انسان باهامون رفتار کردن گذاشتن مامانم و خواهر شوهرم پیشم باشن موقع معاینه🥲 دوباره نوار قلب و... اونم گفت هر ۶ دقیقه ۲۵ ثانیه انقباض داری میتونی تا حداقل یه هفته نگه داری بچه کامل برسه نره دستگاه چون دهانه رحمتم فعلا باز نشده. بهم دارو داد گفت اینا رو بخور انقباضتو کنترل کن برو خونه استراحت مطلق باش من میتونم برای پولشم شده الان سزارینت کنم ولی برای خودت میگم بچه به دنیا بیاد یه درصد بره دستگاه شبی ۲۰ تومن به جز درد و غمش باید بدی. ولی اگه یه روزم تو شکمت بمونه اندازه یک سال برای بچه ارزش داره. دیگه من ۴ صبح رسیدم خونه فعلا استراحت مطلقم و دارو میخورم ولی همچنان انقباض دارم (کمتر شده ولی هست).
من اگه بمیرمم دیگه سمت بیمارستان دولتی نمیرم شده طلا بفروشید ندارید وام بگیرید ندارید قرض کنید برید خصوصی یا نیمه خصوصی ولی نرید دولتی می‌کشنتون.

خلاصه رفتم ولایت وارد شدم همراهی مامانم و خواهر شوهرم بود کلا گفتن تو پذیرش بمونید منو مثه قربانیا بردن یه اتاق گفتن دراز بکش🥲 گفتم بخدا من تازه دوبار معاینه شدم گفته اینجوری. گفت به ما ربطی نداره ما هم باید معاینه کنیم بفهمیم. یه زنه وحشی اومد هی دستشو تا ته میکرد منم جیغ می‌زدم غرغر کرد من هیچی نفهمیدم انقد ناله کردی💔 یکی دیگه اومد اون یکم مهربون تر بود می‌گفت مامان زور بزن نفس بکش بفهمم چند سانت بازی. خلاصه گفت نرمی ولی باز نشدی برو دو ساعت راه برو تا باز بشی یه سانت بعد اورژانسی سزت میکنیم😐 خواهر شوهرم اومد کلی داد و بی‌داد کرد که این بچش بریچه کلا ربطی به دهانه رحم و معاینه نداره اذیتش میکنید این تهش باید سزارین بشه گفت ما تا ۶ صبح زایشگاه تا یک ماهم NICUمون پره. گفت خب از اول بگو تا ما بریم یه جا دیگه خدا لعنتتون کنه

کلا بخش زایشگاه های دولتی انگار بویی از انسانیت نبردن نمیدونم چرا انقدر زنستیزن😵‍💫
البته من از موسی بن جعفر هم بدم میاد زایمان داشتم‌اونجا ماماهای بد دهن و بی حوصله داره تا دردات شروع میشه اونام شروع میکنن که چه خبره بخش گذاشتی رو سرت اون موقعه که پاهات میدادی بالا فکر الان نبودی این چرت پرتا زیاد میشنوی

خدایی بیمارستان های ترسناکی دارید
از معاینه متنفرمممممم

دقیقا منم از دولتی میترسیدم ولی آخرین راهم بود دیگه گفتم خدایا اگه خیرم توش نیست یه طوری کن که راهم بهش نیوفته و یک روز زودتر درد گرفتم و رفتم خصوصی سزارین شدم.
استراحت کن عشقم ان‌شاءالله به خیر بگذره

ان شالله سرموقع و به سلامتی زایمان کنی

ای وای
پس چیکار کردی🫠

آخرش چیکار کردی 🥲

چرا ۳۷ هفته بره دستگاه ینی چی
مشهد این همه بیمارستان داره خب برو جا دیگ
،اگ میخای رایگان باشه هاشمی نژاد ،ام البنین

یا خدا
خب از اول میرفتی ولایت
اخه قائم هم جاییه که آدم بره توش زایمان کنه😑😑😑

بقیش بگو

سوال های مرتبط

مامان فراز 🫰🏻✨ مامان فراز 🫰🏻✨ ۱۵ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی پارت اول
پنجشنبه یازدهم اردیبهشت بود عصر ناهارمو خوردم که ناهار کله پاچه بود ، سرویس که رفتم یه رگه ی خونی رو لباس زیرم دیدم اول بهش توجه نکردم چون اصلا درد نداشتم، غروب رفتم بیرون برای پیاده روی یه لحظه گفتم به مامای همراهم زنگ بزنم بگم رگه ی خونی دیدم ، بهش که گفتم برو بیمارستان یه چک بشی ، رفتم بیمارستان چک کرد گفت سه سانتی ، گفت برو نوار قلب بده اگه خوب بود برو خونه ورزش و پله و پیاده روی کن چهار سانت شدی بیا برای پیاده روی اگه خوب نبود باید بستری بشی رفتم یه دونه کیک بستنی و یه کیک خوردم و اب و بعدش رفتم برای نوار قلب ، نوار قلب گرفت گفت ضربان قلبش یکم بالاست وایسا دوباره بگیرم ، دوباره گرفت گفت نوار قلبت اصلا خوب نیست چی خوردی ؟ نوشابه خوردی ؟ گفتم نه کیک و بستنی خوردم گفت به همراهت بگو بره برات یه کیک و یه مانجو بخره که مجدد بگیرم ،به شوهرم گفتم گرفت آورد دوباره گرفت گفت اصلا نوار قلبت خوب نیس به شوهرم گفتم میگه نوار قلب اصلا خوب نیس ، گفت میخوای بریم بیمارستان حافظ ؟ دیگه نذاشتن من نگاه گوشیم کنم بعدا پیام شوهرم دیدم ، رفتم بیرون گفتم میگه برو لباس بستری بخر میخواد بستری کنه ، مامانم اینا تو راه بودن میومدن گفتم به مامانم نگو که تو مسیر نگران نشن ،زنگ زدم به دوستم فورا اومد (من اصلا یادم نبود که کله پاچه خوردم و اینکه باعث ضربان بالای قلب بچه میشه هم اصلا نمیدونستم )
شوهرمو ک دیدم گریه کردم چون من با امادگی بستری رفته بودم ولی بخاطر نوار قلبش خیلی ترسیده بودم ، خلاصه با ویلچر بردن برای بستری و از ویلچر بیشتر ترسیدم