روزمرگی ؟؟؟!!!!!!!
کوزت پارتی دارم از صبح که چشام باز میشه قشنگ به ف. ا. ک رفتم دیگه
والا چی بگم از امروزم که نحس ترین روزم بود فردا مسافریم برای پسرام لباس دوختم چند بار خراب کردن و شکافتم و دوختم از اونجایی که کش بافت نداشتم از خود پارچه برای دور گردن و استین استفاده کردم بعد اتو زدم و بر چسبش رو چسبوندم کامل و اماده خیر سرم وقتی پوشیدن هیچ کدوم از سر و دست تو نرفت۰☹️☹️☹️☹️
دوباره با هزار مکافات شکافتم فردا بخرم بدوزم
بدترش اینجاست موقع شام خوردن شام رو کشیم یه لحظه بچه رو به پدر و دختر سپردم برم دوغ بیارم حواسشون به تلوزیون بود پسرم رفت سر قابلمه که داخل بود صورتشو چسبونده سه جاش سوخته و پوستش کنده شده
به نام خدا
دستامو میشورم میرم تو اشپزخونه صبحونه برا بچه ها اماده میکنم تا بیدار شن صبحونشونو میدم بعدش ناهار برا خودمون دعوای بچه ها ب زور خابوندن دومیه دادن گوشی دست اولیه ک بذاره دومیه بخابه میرم ادامه ناهارمو درست میکنم برا بچه ها ناهار جدا میذارم خونه رو جمع میکنم باباشون میاد ناهار میخوریم یکمی بازی میخابیم تا عصر همگی بعدشم پامیشیم عصرونه زدن تو سر کول همدیگ و...........
منم با دوتا بچه پشت سر هم شب دیگه له شدم از خستگی
صبح تا شب کار خونه ناهار و شام و بچه، شب تا صبح هم بی خوابی
چجوری میشه که با بچه و خانه داری بیکاری
پاره عزیزم اونقد خستمه ک حد نداره
در طول روز ی دور هم بزنیم بیرون برا روحیمون
ولی وجودم پر از خستگیه
هیچی کم کم دارم دیوونه میشم با این بچه خلاصه تموم روزمرگی هام اینه🙂
با دوتا بچه پشت سر هم ج ر خوردم فقط همین 🥴😂
سلام
مامان یارا رو میشناختین
انگار همش دروغ بوده از اول که مریضی و...
با دو تا بچه پاره ام
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.