۶ پاسخ

براش نا اشناست و ب هر دلیلی کنجکاو شده عموما وقتی بچه ها جیش داشته باشن کشفش میکنن ابجی منم همینجور بود
باید حواسشو پرت کرد ولی نباید مستقیم بهش اشاره کرد و ی لذت جدید باید بهش یاد داد ک از بدنش ذهنش دور بشع و دست نزنه

دخترعمه دوستم بچه بود اینطوری بود ببین میگفت انقدفشارمیدادصورتش کبودمیشددرست میشه

الان دختر منم همین کارو می‌کنه فکرمی‌کنم طبیعی باشه از رو کنجکاوی

طبیعیه دختر جاریم اینجوری بود دختر منم یه سنی دارن، اونجا شون رو می‌شناسن ولذت هم میبرن باید نزاری با چیز دیگه سرگرم کنی یادش بره

آره فکر میکنم اقتضای سنشونه بچه خواهر پنم تو این سن بود این کار رو پیکرد همین که تنها میشد این کار رو میکرد هر چی دستش می یومد می خواست فرو کنه اونجاش خواهرم دیگه هر جا میرفت مراقبش بود تنهاش نمی ذاشت باید تنهاش نذاره و مراقبش باشه و اگه دید این کار رو میکنه به روش نیاره یا مثلا تنبیه نکنه مشعولش کنه یه مدت اینطور هستن بعد خوب میشن من خودم دختر نداشتم ولی خواهر زادم دختره اینطور بود و الان خوب شده

خوشش اومده .بگو تا میتونه مشغولش کنه تا یادش بره

سوال های مرتبط

مامان آرتام🧸🤎 مامان آرتام🧸🤎 ۲ سالگی
یه چی یادم افتاد گفتم اینجا بگم تقریبا ۵ سال پیش با شوهرم آشنا شدم یجورایی واسطه شدن واسه ازدواجمون و قسمت هم شدیم بعدش با دختر داییم و شوهرش رفتیم که منو شوهرم همو ببینیم حرف بزنیم اینم بگم اولین بار بود که همو از نزدیک می‌دیدیم قبلش حرف زدنمون در حد چت بود بعدش دختر داییم اینا از ماشین پیاده شدن که ما مثلاً حرف بزنیم راحت باشیم شوهرم جلو نشسته بود من عقب لعنتی یهویی دستشو آورد عقب منم هول شدم دستشو گرفتم الان یادمون میوفته می‌خندیم میگه گیرم که من نمی‌خواستم تورو بگیرم اصلا نمیپسندیدیم همو من یه غلطی کردم دستمو آوردم تو چرا گرفتیش منم میگم یه موقع فک نکنیا از اون دخترای هولی بودم فقط یهو هول شدم دیگه هیچی دیگه گفتم بیکارم بیام یه چی تعریف کنم 😂😂😂



شیرخشک فرزندوپروری پستونک فرزندپروری‌ پوشک
شیرخشک فرزندوپروری پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند
مامان زندگی🌱 مامان زندگی🌱 ۲ سالگی
یه چیزی بگم‌بخندین از دست پدر و پسر غش کردم من 🤦‍♀️😂
سپهر عادت داره هر اتفاقی بیرون میوفته میاد تعریف میکنه عصری بردمش محوطه ساختمان بازی کنه یه اتفاقی افتاد حالا پایین میگم خلاصه اومدیم خونه من رفتم آشپزخونه شام آماده کنم دیدم پدرو پسر دارن بازی‌ میکنن تو اتاق سرگرم کارام بودم میدیدم شوهرم میره میاد دائم دستای خودشو سپهرو میشوره سه بار دیدم اینکارو کرد یه دفعه شوهرم کلافه گفت این بچه دستشو زده به پی پیش ؟ گفتم‌نه صبح پی پی کرد شستمش دستم نزده بدش میاد اصلا به پی پیش دست نمیزنه خلاصه گفتم چیه مگه ؟شوهرم گفت مخم خورده هی انگشت شصتش رو نشونم میده میگه ای وای گوهی نیست؟🤦‍♀️ از سپهر میپرسم مامان دستش چی شده اومده انگشت شصتشو نشونم میده میگه دیدی مامان گوهی نیست هاره هاره ای وای اوف شده من بگی ترکیدم از خنده بچه ام رفته بودیم حیاط میخواست گل بچینه رفته بود سمت یه بوته فکر کرده بود گله دست زد بهش خار رفت تو شصتش ی کم خون اومد من بهش گفتم مامان این گل نیست خاره خاره نگو از صبح تاحالا اینو داشته به باباش میگفته اونم فکر کرده دستش گوهی هست سه بار دست خودشو بچه رو شسته🤦‍♀️ 😂😂
انومالی مولفیکس مای بی بی گهواره بچه زایمان سونو دوقلو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس مای بی