سلام مامانا
اومدم تجربه زایمانم و براتون بگم 😇
چهارشنبه نوبت چکاپ داشتم پیش دکترم قرار بود معاینه بشم و وضعیت لگنم و بررسی کنه .شب قبلش رابطه داشتم و درد پریودی داشتم .گفتم ماه درده اهمیت ندادم .خلاصه رفتم معاینه شدم با تعجب گفت ۳سانت بازه و خیلی نرمه برو بیمارستان .داخل مطب برام ماساژ نقاط فشاری رو انجام دادن و من اومدم خونه .پیاده روی کردم داخل خونه ،مربا درست کردم،ساک خودم و بستم کم و کسری هاش و گذاشتم،کاچی درست کردم خوردم و شام مقوی گذاشتم .همسرم اومد شام خوردیم رفتم دوش گرفتم زیر دوش اسکات زدم و کمرم و آب داغ گرفتم و مالش دادم .بعد اومدم موهام و بافتم و لباس پوشیدم از زیر قرآن رد شدم و راهی بیمارستان شدم .چون مامانم اراک بود و من قم بودم با خواهر شوهرم رفتیم .گفتم بعد بستری به مامانم خبر میدم که بیاد البته میدونست که میخوام برم گوش به زنگ بود مامانم . خلاصه ۱۱ شب رسیدیم بیمارستان و من پذیرش شدم رفتم بلوک زایمان ......‌

۴ پاسخ

ماساژ پرینه هم انجام دادی؟
ورزش های توپی یا بقیه ورزش ها چی؟

بسلامتی عزیزم مبارک باشه
قدمش پر خیر و برکت ان شاءالله

چند هفته بودی 3 سانت باز شدی
منم 36 هفته م و سه سانت باز
ولی بستریم نمیکنه

کی من بیام تجربمو بزارم🥹💖دلم میخوات نی نیو ببینم

سوال های مرتبط

مامان .....👶.... مامان .....👶.... ۱۳ ماهگی
سلام خانوما اومدم تجربه زایمان طبیعی ام رو بگم با اینکه اصلا از لحاظ بدنی اماده نبودم چون قرار بود سزارین اختیاری بشم از ۸ ماهگی نظرم برگشت دکتر معاینه کرد گفت لگنت خوبه منم دیگه کم کم شروع کردم پیاده روی نیم ساعت و یکی دوهفته اخرم ورزش لگنی یه جلسم باشگاه رفتم خلاصه رفته بودم توی ۳۹ هفته هر روز ورزش لگنی پیاده روی معاینه معمولی که شدم ۱سانتو نیم بودم یه هفته از معاینه گذشت چرا من هیچ دردی ندارم همش میگفتم نکنه تا ۴۱ ۴۲ بمونه گفتم باید برم معاینه تحریکی بشم بلکه باز تر بشه برای مطب نوبت گرفتم دقیقا همون روزم کلی توخونه تمرین لگنی کردم احساس فشار به واژن و لگنم داشتم دوش ابگرم گرفتم رفتم مطب گفتم برم دستشویی قبل معاینه همین که رفتم دستشویی توی دستشویی کیسه ابم پاره شد افتضاح سریع اومدم گفتم کیسم پاره هرچی داشتن دادن که اب نریزه توی مطب دراز کشیدم روی تخت کلی معاینه کرد ۵ ۴ بار با همون کیسه اب پاره ماما بهم گفت پاشو اسکات بزن تا شوهرت بیاد دنبالت برو خونه دوش بگیر بعد بیا بیمارستان منم نگران بودم گفتم نه مستقیم میرم بیمارستان رفتم بیمارستان ساعت ۷ کم کم دردام شروع شد ماما خصوصی داشتم اومد
مامان عدنان مامان عدنان ۱۳ ماهگی