من یه مادرم!
از دیشب سرماخوردم.
ماسک زدم. برای پسرم لالایی خوندم قصه گفتم تا خوابید.
من یه مادرم!
صبح با درد شدید پهلوی راست از خواب بیدار شدم. سنک کلیه بود.به معنای واقعی داشتم جون میدادم. فراز بیدار شد اومد گفت چی شده؟
خندیدم گفتم بیا پیشم قشنگم ،خوب خوابیدی؟
من یه مادرم که توی تمام مدت بیمارستان فراز یا بغلم بود یا کنارم. حتی وقتی سوار ویلچر با درد شدید رفتم برای سونو.
من به مادرم که صبح سنگ دفع کرده و شدیدا هم سرماخورده.
برای فراز شام پختم.
خونه رو مرتب کردم.
آشپزخونه روتمیز کردم.
گاز و تمیر کردم.
لباس هارو شستم و پهن کردم.
ظرف هارو شستم و جمع کردم.
برای فردا ناهار پختم،
با فراز ماشین بازی کردم.
و صد بار اسباب بازی هاش و جمع کردم و صد بار خم و راست شدم...
الان نشستم رو مبل و دارم به این فکر میکنم که چه طور یه آدم میتونه انقد توان داشته باشه؟!
فقط وقتی ممکنه که یه زن و یه مادر باشی.
حالا کافیه یه مرد فقط همون سرماخوردگی اول و داشته باشه دیگه حتی نمیتونه بره سرویس بهداشتی!
و این باگ خلقت به نظرم اصلاااا عادلانه نیست اصلا....


فرزند پروری، سونوگرافی،مادر بودن

۱۵ پاسخ

خدا کنه زودتر خوب بشی💪🤲😍

کاش هرچی میبودم بجز زن یا مادر🥺 ؛ مثلا پرنده 🐦 🫠

از مادر بودنم راضیم اما سخت ترین شغل دنیاست 🤕

عزیزم کسی نیس کمکت کنه با این حالت خونه تمیز کردن چیه دیگه

هانیه عزیزم!
امیدوارم هرچه زودتر حالت بهتر بشه.
سنگ کلیه وحشتناکه منم دارم و برای دشمنم هم نمیخوام
مادری شغل ۲۴ ساعته ی بدون مرخصی بود که با دل و جون واسه داشتنش دعا میکردیم

انشالا زودی خوب شی عزیزم واقعا سخته مریض باشی و‌کارای خونه هم‌کنه مخصوصا سنگ‌کلیه ک‌من خودم‌سابقشو داشتم
منم یه مادرم ک با تمام سختیای زندگی دارم میجنگم‌منم‌یه مادرم ک‌تمام دردا رو دارم تحمل میکنم فقط بخاطز اینکه مادرم...
شاید اگه خودم تنها بودم هیچوقت انقد صبوری نمیکردم در برابر تمام ظلمایی ک‌دارخ در‌حقم‌میشع

عزیزدلم خوبی الان؟ بمیرم برات دستدتنهایی

واقعا مادر بودن سخته

وای واقعا سنگ کلیه بد دردیه 🫂
الهی زودتر خوب بشی🤲

انشالله حالت زودتر بهتر شه گلم شغل ما خانما ن تایم داره ن استراحت ن حقوق هیچی هیچی و باید فقط ادامه بدیم عزیزم من تا ب الان‌ک پسرم هس انقدر بیخوابی و خستگی نچشیده بودم‌ک الان‌دارم‌میچشم واقعا سخته حق یک زن نیس واقعا ولی بعضی مردا هستن ک از ده تا زن بهتر کمکتن یکیشم‌عمو خودم‌ ک باجون دل بچه هاشو بزرگ‌کرد از اشپزی و بچه داری حتی تو شهرداری کارمیکنه سه صبح‌میره یازده ظهرمیاد کل کارا خونه و بچه با عموم زنشم خانمییییی ک‌چه عرض کنم پادشاهی میکنه

خدا قوت بهت عزیزم ولی نباید با اون حالت کارای خونه رو میکردی ، یه روز خونه نامرتب بمونه یا غذا از بیرون بخورید هیچی نمیشه

چه قشنگ نوشتی .
خسته نباشی عزیزم .
خداقوتت بده .

خدا قوت مامان قوی ❤️ ایشاالله خیلی زود خوبِ خوب میشی 🌻

صادقانه میگم
بابای فراز کجا بود؟

تنت سلامت و پرجووون ؛ همه ی جملاتتو با پوست و خون تجربه کردم به جای سنگ کلیه خونریزی شدید بذار و کورتاژ ؛ دخترم حتی روز عمل هم توی بغلم بود 😰😰 شب اومدم خونه و مادری رو بی وقفه شروع کردم

واقعا بهشت زیر پای مادران هست ‌...

با آرزوی سلامتی

واقعا چقدر حرف حق بود

سوال های مرتبط

مامان فراز مامان فراز ۲ سالگی
سلاااام
اومدم یه موردی و باهاتون به اشتراک بزارم که بسیار برای خودم مفید بوده.
قطعا شده که بچه هاتون یه رفتار یایه عادت بد داشته باشن که هرچه قدر هم بگین نکن،نریز و....تاثیری که نداره هیچ بدترم میکنه شرایط و.
حالا راه کار چیه؟
خیلی ساده و خیلی دوست داشتنی.
قصه گفتن!
بله دقیقا همینه، قصه بگین براش.اونم نه دقیقا وقتی اون کار یا عادت و انجام داد،بزارین توی یه فرصت آروم و مناسب. قبل خواب ظهر،قبل خواب شب،
قصه چه جوری ساخته میشه؟ مثلا دختر عادت داره اسباب بازی هاش و میشکنه!
قصه این شکلی جون میگیره، یه دختر خوبی بود که بابا بابا و مامانش توی یه خونه قشنگ زندگی میکردن، فضای قصه باید رنگی و دلچسب باشه،بعد به اسباب بازی هاش جون بدین، که دردشون میاد و کم‌کم از خونه میرن.
در واقع واقعیت هارو در قالب داستان بگین، تاکیدن بدون ترسوندن.بدون برچسب پسر بدی بود دختر بدی بود. در آخر هم به خاطر کار خوبش تشویقش کنین.
این روش معجزه میکنه. کیف میکنی وقتی میبینین تاثیرش و. قصه رو بار ها و بارها بگین براش.میبینین کم‌کم موقع شکستن اسباب بازیش خواهد گفت الان بشکنم دردشون‌میاد! میرن... و دیگه تکرار نمیکنه کارش و
مامان فراز مامان فراز ۲ سالگی
چه قدررررر از دیدن نتیجه تربیت اصولی خوشحالم!
قدیما جز اولین سوال هایی که اطرافیان و یا گاهی حتی پدر و مادر از بچه میپرسیدن این بود:
مامانت و بیشتر دوست داری یا بابات و‌؟
و این بزرگترییین اشتباهی بود که میتونستن در حق ما بچه ها بکنن. انتخاب پدر یا مادر...دوست داشتن مختص یک نفر هست...
امروز صبح طبق روال هر روز بعل از بیدار شدن فراز و بغلش کردم محبت و بوس و نوازش و حرف های پر از محبت.
بهش گفتم فراز عشق کیه؟
گفت مامان.
گفتم روح کیه؟
گفت بابا.
گفتم امید کیه؟
گفت بابا.
گفتم زندگی کیه؟
گفت بابا.
گفتم ای بابااااا پس کدومش مال مامانه؟
گفت چند تا مال بابا چند تا مال مامان🥰
این جمله اش روحم و به پرواز درآورد.
به بچه هاتون علی الخصوص اگر پسر بچه هستن محبت کردن و یاد بدین، ارتباط عاطفی و یاد بدین، دوست داشتن و یاد بدین،
چیزی که نسل قدیم کمتر برای پسر بچه ها ازش استفاده کردن به باور غلط مرد بار اومدن!
مرد بودن دلیل بی محبت و بی احساس و بی عاطفه بودن نیست‌
محبت کلامی خیلی چیز قشنگیه خیلییی...
هر روز به بچه هاتون بار ها و بار ها بگین که دوستش دارین، بگین که بهترین و باهوشترین بچه ای که میتونستین داشته باشین، بزارین از عشق و محبت شما سیراب بشه، به قول مشاور فراز الان دارین میکارین چند سال بعد که بار داد میخواید لذتش و ببرین.


فرزند پروری، آنومالی، تربیت، آموزش
مامان حوری خانوم مامان حوری خانوم ۳ سالگی
سلام. میخام یه خورده درد ودل کنم باهاتون خواهرا🥺🥺🥺
تقریبا یک هفته پیش نصف شبی گوش درد شدید شدم که از خواب بیدار شدم حوله گرم میکردم میذاشتم رو گوشم....
شوهرم با اینکه بیدار بود اصلااااا نپرسید چیشده چیکاری 😒😒😒
چون همون شب سر پستونک خریدن واسه دخترم باهم بگو مگو کردیم
دلم خیلی ازش گرفت
اینا به کنار حالا، صبح ش بیدار شدم رفتم درمانگاه خودم تنها بچه هام بیدار بودن پسرم ۴سالشه،دخترم نزدیک دو و نیم سالشه.بهش گفتم حواست به بچه ها باشه من میرم با اینکه آقا خواب بود گفت باشه.
خلاصه رفتم درمانگاه بعد نیم ساعت همسایه طبقه دومی زنگ زده بهم که کجایی دخترت تو پله ها دستشویی کرده بعد شیر آب باز کرده کل ساختمون خیس آب هس فرشا پله ها😖😖😖😖
اصلا کل روانم بهم ریخت. اومدم دیدم بلهههههه کل چهار طبقه فرشا خیس آب شده. این مردک بیدار نشده از خواب نازش
اومدم کل فرشا رو باز کردم شستم پله ها رو شستم اصلا یه وضعی بود...
حالا اینا به درک از این ناراحتم که اصلا حالمو نپرسید که بهتری یا ن
بعد از چن شب دیشب اومده آقا بهم چسبیده واسه رابطه😏😏😏
من دیشب پریود شدم گفتم دست نزن بهم پریودم آقا ناراحت شده روشو اونطرف کرد
من از این ناراحتم که شوهرم اصلاااا کنارم نمیخوابه بچه ها رو بهانه میکنه
وقتی رابطه بخواد میاد کنارم کارشو انجام میده پس میره سرجاش میخوابه
امروز ظهر میخاست بره سرکار بهش میگم بعد از چن شب دیشب اومدی کنارم اونم واسه رابطه دیدی پریودم رفتی اونطرف خوابیدی تو فقط واسه رابطه میای کنارم
مگه من مثل اون زنای ج ن د ه که ساعتی میرن واسه ت ن ف ر و ش ی
تو هم ساعتی میای کنارم
شما بجای من بشین چه واکنشی نشون میدین؟؟؟
راهنمایی م کنین خواهرانه🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼
مامان حسنا مامان حسنا ۲ سالگی
مامانا یه چیز جالب در مورد پاپت پیدا کردم گفتم شما هم بخونین واین اسباب بازی ساده رو برای بچه هاتون بگیرید
دختر من که از ۱۸ ماهگی خیلی بهش علاقه داره

وقتی با #پاپت بازی میکنیم👇

📍حرکت تکراری، باعث آروم شدن مغز میشه

📍 هم‌زمان حس لامسه و صدای «تق» پاپت هم استرس رو دور می‌کنه

📍 از طرفی خیلی از اضطراب ها توی دست و انگشتان جمع میشن که با این بازی تنش عضلانی دست تخلیه میشه

📍وقتی درگیر بازی بشی تمرکزت از موضوع استرس دور میشه.

🔵 به همین دلیله که پاپتها رو توی کاردرمانی، آموزش پیش‌دبستانی و حتی برای بزرگسال‌های پراسترس هم پیشنهاد می‌کنوقتی با #پاپت بازی میکنیم👇

📍حرکت تکراری، باعث آروم شدن مغز میشه

📍 هم‌زمان حس لامسه و صدای «تق» پاپت هم استرس رو دور می‌کنه

📍 از طرفی خیلی از اضطراب ها توی دست و انگشتان جمع میشن که با این بازی تنش عضلانی دست تخلیه میشه

📍وقتی درگیر بازی بشی تمرکزت از موضوع استرس دور میشه.

🔵 به همین دلیله که پاپتها رو توی کاردرمانی، آموزش پیش‌دبستانی و حتی برای بزرگسال‌های پراسترس هم پیشنهاد می‌کنن.
#پاپت
#اسباب بازی
#کودک
مامان نلین مامان نلین ۳ سالگی
اومدم خودمو خالی کنم برم
نلین هیچجوره از روی پا خوابیدن دست نمی کشه هر کاری بگی کردم فقط هم میگه مامان مامان از دو سه هفته دیگه مونده بود دوسالش بشه لجبازی نلین و وابستگیش به من شروع شد از خواب بیدار میشه میگه مامان بیا بغلم کن مامان بیا ماساژم بده من هر جا یه لحظه دراز بکشم مثل این بچه پیشی ها میاد خودشو از پشت می چسبونه صورتشو می چسبونه میگه مامان عاشقتم مامان دوست دارما تمام این کارها رو خودم از نوزادی براش انجام دادم که الان عادت کرده و وابسته اش هستش از ماساژ از لالایی خوندن از یه روزگیش به صورت یکطرفه می خوابید و من بغلش میکردم و کاملا احساس آرامش می‌کرد الان هم کم نکردم این کارهامو ولی الان شدید پا درد و کمر درد دارم یه جور وحشتناک درد دارم به زور دارم تحمل می کنم تمام این کارها رو انجام بدم الان هم نمیخام اذیتش کنم چون توی سن حساسی هستش نمیخام آسیب ببینه فقط اومدم اینجا بنویسم شاید سبک شدم چقدر مادر بودن و زن بودن سخته در عین حالی که درد داریی از اونورم باید حواست به زندگیت به همسرت به بچه ات به خونه ات به آدم‌های اصلی زندگیت همه باید باشه
مامان آیهان و ویهان مامان آیهان و ویهان ۲ سالگی
چند وقتیه یه مشکلاتی برام پیش اومده خیلی از لحاظ روحی بهم ریختم خیلی
بعد همشم این چند وقت یاد اون پسرم که از دست دادم میوفتادم (دوقلو همسان داشتم زایمان زودرس تو ۲۹ هفته یه قل و خدا بهم بخشید متاسفانه بعد چند روز یه قل و از دست دادم ) همش میگفتم برامون دعا کنه و خیلی تو نظرم بود دیشب اومدم بخوابم کار داشتم دم دمای صبح خوابیدم خواب دیدم باردارم زایمان کردم پسره بعد تو خواب به مادرم میگفتم دیدی خدا ویهان و دوباره بهم داد دیدی تونستم بغلش کنم باورتون نمیشه انقدر خوابم واقعی بود که صدا نفساش هنوز تو گوشمه بو تنش و احساس میکردم داستم بهش شیر میدادم فقط محکم بغلش کرده بودم همش میترسیدم ازم بگیرنش شبیه بچگیهای پسرم بود همش تو خواب میدونستم اون پسرمه وقتی از خواب بیدار شدم یه آرامشی رفت تو قلبم یه حس خوبی داشتم که خدا میدونه بعد ۲/۵ سال پسرم حس کرده بود چقدر بهش احتیاج دارم اومده به خوابم حاضرم نصف عمرم و بدم یه بار دیگه اون حس تجربه کنم 🥲🥲😭😭