با تاخیر
۱۷هر ماه یک ماه به بودنت در کنارمون اضافه میشه ،هدیه خاص خدا ، برایم زیباترینی
پسرکم قند روزهای بد و خوبم
بودنت زیباترین دغدغه این روزهای منه
عطر تنت رو دوست دارم و قربون هر لحظه کنارم بودنت برم من
اصلا فکر نمی‌کردم تو این سن و سال این چنین حسی داشته باشم نسبت به بچه و بچه داری
چقدر لحظه ها زود زود میگذره به زمان بگید نگذره .دلم نمی‌خواد این روزا بگذرن..کاش هر یک ماه به اندازه یکسال می‌گذشت . فکر نمی‌کردم با سختی شب بیداری ،از کار و باشگاه و طبیعت دور شدن رو بتونم تحمل کنم ..منی که آدمی اجتماعی هستم بتونم خودمو وقف تو کنم ..تحمل شب بیداری و نق زدن و گریه هاتو داشته باشم .ولی عجیب در کار خدا مانده ام که چنین عشقی رو در احساسی مادرانه قرارداده که با وجود خستگی و شب بیداری وهمه درد ها بازم دیوانه وار عاشق این وروجک باشم ..چقدر شیرینی شیرینی زندگی من ..
خدا برای تمام اونایی که نی نی ندارن این روزا رو قسمت کنه 🤲🤲🤲❤️❤️💐💐

۳ پاسخ

ماشاالله

خدا همه کوچولوهارو در پناه خودش نگه داره، که تنها دلخوشیمون تو این روزای تلخن

جذاب و شیرین 🧿🧿🧿 ماشاالله

تصویر

سوال های مرتبط

مامان آیه خانومᥫ᭡🌙🫀 مامان آیه خانومᥫ᭡🌙🫀 ۱ سالگی
مامان آرن🧒🏻آنیا👧🏻 مامان آرن🧒🏻آنیا👧🏻 ۱۴ ماهگی
مامان 🍼امیرحسین جانم🩵👶🏻 مامان 🍼امیرحسین جانم🩵👶🏻 ۹ ماهگی
گاهی وقتا به خودم فکر می‌کنم 🌱
به همین سال پیش که نی نی میخواستیم و پسرم تو دلم بود و بی خبر بودم🤰🏻
چقد دوست داشتم اگر خدا دختر بهم داد اسمشو بذارم ریحانه🩷✨با خودم میگفتم گاهی بهش میگم ریحونِ مامان 🍃
اگرم که پسر شد اسمشو بذاریم حسین٫تو خلوتم با هر شیرین بازیش قربون صدقش برم و بگم حسین‌ِ من❤️حسین مامااااااان❤️
هشتم ماه رمضون بود که ظهرش بی بی چک مثبت شد 🥰
باورم نمیشد مامان شدم 🩵
شبای قدر لکه بینی داشتم تو خونه قرآن و میذاشتم سرم به ذکر✨ بالحُسِین✨که رسیدم کلی اشک ریختم و همونجا سپردم به خودش.
گفتم خودت هوای دلمو داشته باش….
قربون مهربونیشون برم که یه ماه بعد کربلا رفتنمون و تو ماه مبارک نوید نی نی رو بهمون دادن 🥺💚
تااینکه رسیدیم به امسال و با آقا امیرحسین پا به این ماه مبارک گذاشتیم 💕✨
حقیقت خیلی دلم گرفته که نمیشه روزه بگیرم 🥺
چون گل پسری شیر خودمو میخوره …
این ماه همیشه برای من عزیزه.اینکه پارسال وجود گل پسری رو تو این ماه فهمیدم عزیزتر هم شد برام 🌙

عکس شاید بی ربط باشه🤭لباسای پسریه👶🏻📿