۸ پاسخ

شیاف پروژسترون استفاده میکردی که انقد درد کشیدی؟

توام مثل من درد زیاد داشتم ولی بعد زدن آمپول فشار ولی با اون حال تازه یکسانت بود😂

تویه طفلکم مثل من بودی🥲

چه جالب معمولا تا سه سانت دردی نداری مثه پریودیه

1 سانت بودی درد داشتی؟
من ب 6 سانت رسیده بودم ولی درد نداشتم 🥴😂یه حالتی مث درد پریودی خفیف داشتم فقط.

من انقدر دردم شدیدبودمثل شماداغون بودم..ولی۸سانت بازشده بودم توسه ساعت...ولی خودم سزارین خواستم..گفتم منوبکشین ولی طبیعی اصلا🤣

یک سانت که درد نداره

بعد این حجم از درد ۱ سانت🫪

سوال های مرتبط

مامان آلا مامان آلا ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت دو

این درد تا ساعت شیش صبح ادامه داشت منم اصلن یه حالی بودم کفشم در آورده بودم رو زمین خوابیده بودم🤦🤦🤣

گفت برو خونه حموم کن دوش آب گرم راه برو پله زیاد برو بیا من نمی‌تونستم راه برم چه برسه پله پایین بالا برم رسیدم خونه داداشم به بیمارستان نزدیکه خواهرم منو حموم داد وای من جلو داداشام آبرو واسم نموند فقط جیغ میزدم دیگه تا یازده بروز تحمل کردم دوباره منو مادرشوهرم خواهرم مادرم شوهرم رفتیم بیمارستان گفتن دو سانتی اصلن بی فایده اس دوباره برگشتیم خونه همچنان من وحشت زده جیغ میزدم رو پاهای خودم میزدم اینقدر گریه کردم رو خودم دعا میکردم تا ساعت دو ظهر مردم زنده شدم رفتیم بیمارستان هی خودم میزدم اینا گفتن که بچه الان می‌ترسه ممکنه قلبش ایست کنه دیگه مسولیتش با خودته همچنان من ادامه دادم 🤣🤦

ماما خصوصی فاطمه عبادی واقعا ازش راضیم اومد گفت چرا هنوز زایمان نکردی گفتمش غلط کردم من زایمان طبیعی‌ نمخوام سز اختیاری میخوام گفت که الان نمیشه ....
مامان پناه🩷🫀 مامان پناه🩷🫀 ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی

تو راه بیمارستان به خونه دردام هی داشت شدید میشد خودم نمیخواستم قبول کنم میخواستم فردا نرم بستری
رفتم رسیدم خونه دیدم هی داره فاصله دردا کم‌میشع ولی خب زیاد شدید نیست به مامانم زنگ زدم گفتم کلی دعوام کرد چرا نشستی پاشو حاضرشو بیا بریم بیمارستان
دیگه مامانم اومد ساک منو بچرو برداشت من اصلا دلم نمیخواست برم
دیگه به زور شوهرم و مامانم پاشدم حاضر شدم رفتیم بیمارستان معاینه کردن گفتن نه تا فردا نمیاد برو خونه فردا بیا باز برگشتیم خونه تا خود صبح هی داشتم فکر میکردم گریم‌ میومد خیلی میترسیدم صبح پاشدم آماده شدم مامانم اومد رفتیم ساعت ۹ نیم بود رفتیم معاینه کرد گفت ۳ سانتی برگ بستری گرفت کارهارو کرد ساعت ۱۱ شده بود بستری شدم قرص زیر زبونی دادن‌ دردام هی شدید شد فاصله دردا به ۴ دیقه رسیده بود دردا در حد ۳۰ ثانیه میگرفتن قابل تحمل بودن هی ورزش میکردم بشین پاشو میرفتم آب داغ مامانم میگرفت شکمم ماساژ میداد هییییچ‌ تغییری نکرده بود خشک خشک درد بود و فاصلشون کم نمیشد دیگه ساعت ۳ داشتم میمردم بین دردا هی خوابم می‌گرفت ساعت ۳ دکتر اومد معاینه کرد گفت همون ۳ سانتی یه چیزی وارد کرد کیسه آبم رو پاره کرد کلییی آب داغ همراه خون روشن صورتی اومد دکتر رفت هی میومدن معاینه میکردن
مامان 🩷دلارا🩷 مامان 🩷دلارا🩷 ۳ ماهگی