۴ پاسخ

دو فینتگری میشه ۲ سانت؟

دو فينگر يني چي

واای همین اینقد درد داری میری بیمارستان میگه 2 سانت اصلا ناامید میشه آدم

الان زایمان کردی عزیزم؟

سوال های مرتبط

مامان دریا💓 مامان دریا💓 ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
۳۸ هفته بودم نه ورزش درست و حسابی انجام داده بودم نه کلاس بارداری شرکت کرده ام قرار بود مثلا امروز سزارین کنم که دخترم عجله داشت ،شب به شوهرم گفتم آمپول بزنیم درمانگاه نزدیک خونمون دیگه پیاده رفتیم و برگشتیم شاید نیم ساعت طول کشید ،من اونشب کلا استرس سزارین داشتم و ذهنم مشغول بود خوابم نمی گرفت حدود ساعت سه یکم درد اوایل پریودی داشتم که با خودم گفتم ماه درده چیز خاصی نیست نیم ساعت دیگه بازم درد داشتم ولی اهمیت ندادم گرفتم خوابیدم صبح ساعت شیش حس کردم یکم مرطوبم بلند شدم رفتم دستشویی یه آب گرم و شفاف ازم خارج شد بعد هم ررگه های خونی (صورتی) دیگه ترسیدم همسرمو بیدار کردم گفتم عجله نکنم درد امو بکشم بعد برم بیمارستان که دیدم آبریزش داره بیشتر میشه برا همین یه دوش سرپایی گرفتم دو تا تخم مرغ پخته هم خوردم برا اینکه جون داشته باشم و رفتم بیمارستان، معاینه شدم ساعت هشت صبح ،اصلا باز نبودم ولی برا کیسه آب بستری شدم
مامان نیلا مامان نیلا ۱۳ ماهگی
مامان عدنان مامان عدنان ۱۳ ماهگی
مامان جوجه مامان جوجه روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از زایمان طبیعی
من مشکل انعقادی داشتم یعنی طبیعی اجباری و استراحت مطلقم بودم بخاطر جفت پایین ک ۸ ماه رفت بالا من از ۳۶ هفته اجازه پیاده روی اینا داشتم ک ماما همراه گرفتم رابطه پیاده روی کردم کلا دو هفته مطب ماما در حال ورزش بودم کیسه آبم پاره شد سریع رفتم بیمارستان گفت ن ترشح تحویلم نگرفتن ولی کیسه آب بود نفهمیدن از ساعت ۸ پاره شد من ۱ شب دردهام منظم شد شدید تا اینکه ۳ونیم شب رفتم گفتن ن تا ۸ ونیم شب فردا واقعا در حد مرگ بودم رفتم بیمارستان گفتم دیگ دارم میمیرم گفتن ۴ سانتی کیسه آبت پارس اصلا آب توش ی قطره هم نیس ۱۰ دادنم زایشگاه ماما همراهم اومد شد ۱۱ ورزش هام شروع کردم هیچگونه امپول فشار هم نزدن ب حدی خودم درد داشتم ۱۱ شروع کردم ورزش تا ۳ونیم زایمان کردم درد هام وحشتناک بود چون دو روز بود نخوابیده بودم هیچ نخوردم درد شدید داشتم موقع زور زدن آخر بی حال شدم در حد بیهوشی افتادم ک پاره کردن با تیغ جراحی نزدیک ۴۵ تا بخیه خوردم دردهام وحشتناک بود ولی موقع ک بچه اومدن بخیه زدن اصلا درد نداشتم
مامان 💙🖇️ مامان 💙🖇️ ۳ ماهگی
بعد رفتم سرویس خودمو تخلیه کردم تصمیم گرفتم پتو داخل تشت بشورم پتو رو که شستم هی احساس میکردم که ازم کم کم آب میاد منم هی سرفه کردم راه رفتم ببینم کیسه آبه یانه بله هی تکرار می‌شد و آب شفاف میومد ازم دیگه رفتیم بیمارستان معاینم کردن گفتن بله نشتی کیسه آب داری یک سانت هم بازی😐دیگه گفتن باید بستری بشی کارامو انجام دادن بستری شدم از ساعت ۹صبح سه شنبه دردی نداشتم زیاد نوار قلب رو وصلم کردن رو تخت بودم تا ظهر دیگه کم کم درد پریودی می‌گرفتم ولی قابل تحمل بود منم تو اتاق راه میرفتم و با توپ ورزش میکردم بعد از ظهر شد دیگه معاینه تحریکیم کردن ۲یا ۳سانت شدم دردام یکم هی بیشتر میشد دیگه گفتن چون خودت دردات منظم و خوبه آمپول فشار فعلا نمی‌زنیم منم دیگه همینجوری راه میرفتم و آب داغ میریختم رو کمرم و بشین و پاشو میکردم مامانمم کمرمو ماساژ میداد
دیگه سر شب بیشتر درد داشتم معاینه کردن گفتن همون ۳سانتی باز تحریک کردن نوار قلب وصل کردن دیگه ساعتای‌ ۲و‌۳شب تصمیم گرفتن که آمپول فشار یکم بزنن دیگه دردام خیلی شدید شده بود اصن تحمل نداشتم و حقیقتش خود زنی میکردم فقط 😂و سروصدا میکردم
مامان نورا مامان نورا ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت1
از ساعت هشت شب یکم درد انقباض داشتم فک میکردم ماه درد شام خوردم رفتم یکم پیاده رویی اومدم از پیاده رویی خوابیدم دبارع دردم شروع شد بیشتر انقباض داشتم تا درد کمر پا درد پریودی یکم بیشتر از درد پریودی تا ساعت یازده شد خوابم نبر از درد شدت دردم بیشتر شد میخواستم درد هام بیشتر ک شد ب مامانم خبر بدم ت خونه شروع کردم ب اسکارت زدن حالت ک خونه جارو میزنن اونطوری چند تا رفتم پیاده رویی کردم ت خونه تا درد هام بیشتر شه صبح شد همچنان درد هام داشت بیشتر میشد ساعت شش لکه خون دیدم دیگ مامانم دید بی قرارم خودش پرسید حالت خوبه گفتم ن از دیشب دردم شروع رفتیم پیش ماما زایشگاه گفت نزدیک سه سانتی زود خودتو برسون بیمارستان ی شهر دیگه چون ت شهر ما زایشگاهش شکم اولی قبول نمیکنه زود زنگ زدم ب اقام چون اون دور بود گفت تا بیام شمارو ببرم دیر میشه ب داداشش گفت ما و برد تقریبا یک نیم ساعت راه بود رفتم گفتن سع فینگری برو چیزی بخور قدم بزن ساعت چهار پنج بیا رفتم پارک کوهستانی اونحا خلوت بود شروع کردم قدم زدن ساعت دوازده تا سع ساعت سه رفتم خونه ابجیم دوش اب گرم گرفتم لباس عوض کردم رفتم بیمارستان درد هام خیلی زیاد بود