تو کوچه یه دعوایی شد بچهای من با دوستاشون توپ بازی میکردن بعد پسر همسایه که ۹سالشه همش به بچها فش‌ های بد داده پسر منو دوستاش زدنش پسره دویید تو حیاط خونش بعد دیدم مادر پسره که فش داده بود اومده بیرون زبونشو یه متردراورده منو همسرمم رفتیم رو بالکن دیدم دعوا شدید شد رفتم پایین بچهارو ساکت کردم بعد اومدم تو دیدم پسره باز اومده جلو درما به پسرم. دوشتاش فش‌های ناجور وبی ادب با با مامانتونو گ ا ی ی دم اونام بهش حمله کردن دیدم بابای پسره اومد بچهارو تهدید میکنه که چاقو میارم جلو مامان باباتون سرتونو میبرم مرتیکه بیشعور با بچها دعوامیکرد منم رفتم پایین باز گفتم بچن‌فردا باهم بازی میکنن گفت اگه جرعت دارن بهش دست بزنن من میدونم چیکار کنم منم سعی کردم اروم باشم چون چند ساله من پیشه زنش خیاطی میکنم وباهم یه کم فامیلیم بجای اینکه پسرشونو تنبیه کنن اومده پرو پرو میگه بچست بهش گوش ندین چرا میزنیتش پسرم گریه گرد گفت من خیلی به فش پدرمادر حساسم حق نداره بزار تنها گیرش بیارم ادش میکنم این بی ادبو خیلی ترسیدم دعوا بزرگ‌بشه بچها بزور نمیومدن تو اون پسر بیادبم از اون ور همش فش‌میداد نمیدونم بچه اوتیسمه چیه همیشه تو کوچه تا بازی میکنه با بچها بعد حتما دعوا راه میندازه اصلا رفتاراش عادی نیست

۳ پاسخ

کوچه کتان بوایه همیشه شره

کدوم محله این؟

چرا هر چی میشه ، ربط میدین به اوتیسم ؟؟؟؟🙁🙁

سوال های مرتبط

مامان طاها و نورا مامان طاها و نورا ۵ سالگی
خانما ، من یه مشکلی دارم با پسرم ، شاید باورتون نشه ولی پسرم به من حسادت می‌کنه ، خیلی شدید باباییه ، با این که وقتی کار اشتباهی می‌کنه باباش باهاش برخورد می‌کنه ولی من بیشتر وقتا در برابرش کوتاه میام اما یه وقتایی یه جوری باهام برخورد می‌کنه انگار نه انگار که من مامانشم انگار دشمنشم ، مثلا بیرون بودیم ، چند تا عکس ازش گرفتیم یهو به شوهرم گفتم اینجا وایمیسم یه عکس تکی ازم بگیر اینقدر عصبانی شده میگه نمی‌خوام مامان عکس بگیره باید فقط از من عکس بگیری ، دیروز رفتیم بازار برای خودم یه کفش بگیرم ، اولش که میگه تو که کفش داری چرا میخوای کفش بگیری ؟کلی تو مغازه بد خلقی کرده اونم باباش بهش گفت چرا اینجوری می‌کنی وایسا تا مامان خریدشو بکنه بعد میریم دیگه تحمل کرد وقتیم خریدم بهم میگه خیلی زشته ، باور کنید قبلش برای پسرم یه لباس دیدم با این که نیاز نداشت گرفتم بعدش یه اسباب بازی خودم دیدم گفتم نگاه از اینایی که دوست داری وایسادیم براش گرفتیم نمی‌دونم چرا نسبت به من این‌قدر بده ،بعضی وقتا دلم میخواد گریه کنم ،نمیدونم چی کار کنم درست بشه 😔
مامان مانلی مامان مانلی ۶ سالگی
سلام مامانا میشه لطفا راهنماییم کنید
من خواهر بزرگم مریض هست عمل مغز انجام داده و‌ ناتوانی داره یه پسر ۷ ساله هم داره بخاطر همین کلا با پدر و مادرم زندگی میکنن هر دوشون ، منم خودم یه شهر دیگه زندگی میکنم اومدم خونه بابام اینا که کارهای دندون درست کردن دخترم و چکاب هتی سالیانه چشمش و ... رو انجام بدم بخطر همین یکم موندنم طولانی شد این پسر خواهرم خیلی دروغ میگه و بی تربیت هست و روی دخترم هم تاثیر گذاشته حالا جدای از اون امشب یه چیزی فهمیدم که خیلی اعصابم بهم ریخت ، دخترم شلوارشو کشیده پایین و پسر خالش خصوصیش رو‌دیده و حتی دخترم بهم گفت آرو دست گذاشت روش خیلی عصبیم با اینکه آنقدر مواظبشون بودم وقت بازی کردن و... و لحظه ای هم تنهامون نزاشتم با هم توی یه لحظه آخر این اتفاق افتاده حالا مثل خر به گل موندم که چرا اینجوری شد و اینکه حالا باید چیکار کنم و چه واکنشی داشته باشم، و اینکه چون این بچه خواهرمو مامان و بابام بزرگ کردن و خرج و مخارجش و همه کارهاش رو اینا میکنن روش حساسن ،ولی خیلی بد بار اومده اصلا موندم بخدا روح و روانم بهم ریخته بخدا بخاطر اینکه این با بابام اینا زندگی میکنه من بخطر دخترم حدود ۱۰ ماه اصلا پا خونه بابام اینا نزاشتم بد جونوریه کثافت حالا چیکار کنم 😥