۱۳ پاسخ

چراچیزی نگفتی فقط مازنا توخونه برای شوهرتون زبون داریم

بهت بدمیگفت مگ زبون نداشتی؟توهم میگفتی واقعاعصبی شدم ازدستت

از دستت حرصم کرفت
باید همونجا جرش میدادی

آخ اخ اون موقع من می‌بودم در وقتی میدبدم بچم تقصیری نداره عابرو برای زنه نمیزاشتم

ولی از این به بعد بدون جنجال واروم دفاع کن .چون اگه بخای توام داد بزنی شعله اون طرف بیشتر روشن میشه برای دعوا و حتی بد دهنی..اینجوری آدما وحشین باید خیلی محتاط باشی من نمونه شو تو پارک دیدم طرف کم مونده بود مادر وبچه رو بکشه..

در مقابل آدم شر بددهن باید سکوت کنی چه بسا اگر جوابشو میدادی مطمئن باش شر و دعوا میشد اونجوری پسرت بتر می‌ترسید درسترین کار کردی .خدا جواب سکوتت و بی ادبیشو جای دیگه خیلی خوشگل ازش میگیره.

روانی بوده خب بچه چی کار کنه افتاده . عیبی نداره عوضش شما هم یاد بگیز از سری ها ی بعد جواب هر کسی بدی کرد بدین

عیب نداره دیگه گذشته الان حرص بخوری هیچی عوض نمیشه ولی این حرص خوردن الانت برای بعدها یادت بمونه که بتونی ازش دفاع کنی
شایدم خیری داشته ی وقت ممکن بود جواب بدی طرف از اون خطرناکا باشه جنجال به پا بشه

خود زنه بلانسبت شعور نداره
اگه شعور داشت میگفت اونا بچه ان چ میفهمن

من بودم مادر جر میداد خودش حیوون بود ک ب بچه میگه نفهم‌

آیا پسرت مقصر بود؟

گاهی وقتا ما مادرا بلد نیستیم از بچه هامون دفاع کنیم
من توی فامیل و مهمونی ها این مدلیم
بعدش حسابی حرص میخورم

باید ازش دفاع میکردی
زنه حق همچین کاری رو نداشت

سوال های مرتبط

مامان جوجه👶 مامان جوجه👶 ۶ سالگی
خیلی اعصابم خرابه یه بچهه پنج سالشه تو پارک پسرم باهاش دوست شد بعدش متوجه شدم بچه مشکل حسی و ارتباط گیری داره، با پسرم جور شد طوریکه هر بار پسرم میرفت تو پارک میفتاد دنبال پسرم با هم دنبال بازی کنن پسرمم دوستش داشت.
حالا پریروز بچم داشت بستنی میخورد از دستش یهو گرفت کلی گریه کرد بعد دوباره واسش گرفتم افتاد دنبالش بستنی دومو بگیره بچمو هول پسرمم باهاش قهر کرد بعد بچهه هی میومد پسرمو هول میداد من نمیزاشتم پسرم هولش بده چون میدونستم متوجه نمیشه تا دیشب باز اومد چند بار حین بازی هولش داد ب این منظور ک بیا بازی کنیم پسرمم دو بار بدجور هولش داد و عصبی شده بود خیلی بد خورد زمین بار دومم افتاد تو شمشادا ک تیغ داشت ولی چون مشکل حسی داره دردو متوجه نشد، خیلی اعصابم داغونه یاد دو تا صحنه میفتم هر دو بارم دعواش کردم ولی خیلی عصبی شده بود طوریکه اومد خونه گفت مامان من از دوستم متنفرم همض منو میزنه بستنیمو میگیره، اگر از رو درک اذیت میکرد به مامانش تذکر میدادم
خیلی حالم بد میشه یاد صحنه ای ک انداختش تو شمشادا میفتم😭 اونم ده بار هول داد ولی یه هول اروم میداد میخندید ک بیا بازی کنیم
مامان شاهزاده کوچولو مامان شاهزاده کوچولو ۶ سالگی
سلام خانما امروز اولین روز برد پسرمو بردم مهد چهارسالشه مربیش کلی چیز گفت بگیر منم گرفتم بردم خوراکی میوه چیزا که برا مهد لازم بود کلن یه میلیون شد رفتم دنبالش مربیش گفت به پسرت بگو دوستاشو نزنه خوب پسرم تا کسی دست روش بلند نکنه نمیزنه که هیچی نگفتم به مربی گفتم باش میگم بهش بعد میخواستم بیارمش خونه نمیومد به زور آوردمش جیغ میزد رفت او اتاق در میخواست ببنده من نیام خورد به یه دختربچه مربی رفت بغلش کرد بوس کرد منم پسرمو آوردم بیرون بهش گفتم برو از مربی معذرت خواهی کن بگو دیگه تکرار نمیشه رفت گفت مربی گفت مامان این دختر بچه رو دخترش خیلی حساسه آخه منم گفتم همه رو باهاشون حساسن گفت ن اینا یه جور دیگه حساسن هیچی نگفتم اومدم یکم عصبی شدم اولش که پسرم من روز اولش بود باید مربی درک می‌کرد بعدشم اگه اون رو بچش حساسه من هستم اومدم بیرون پسرم گفت دوستم منو زده الان چیکار کنم لطفا بهم بگید من ماهی دو میلیون میدم یکم بچم اجتماعی بشه آروم بشه ن اینکه ازش ایراد بگیرن بچس خوب بنظرتون مهدشو عوَض کنم یا با مربی حرف بزنم چیکار کنم لطفا کمکم کنید