۱۱ پاسخ

یه وقتا از دستم در میره یکی میزنم به آیه، ولی اون همچنان منو دوست داره، خودش میگه که دوستت دارم.

به این فکر میکنم اگه همونو شوهرم به من میزد تا چه مدت باهاش حرف نمی‌زدم؟ واکنشم چی بود؟ قهر و جیغ و داد .
اما این بچه با قلب کوچیکش میگه مامان دوستت دارم . دلم هزار تیکه میشه.

حالا که مامان شدم ، میبینم چقدر سخته ،همش عذاب وجدانه.

یادشازده کوچولوافتادم😊

دختر من تا اخم میکنم میگه اگر عصبانی هستی نفس عمیق بکش

منم دیشب موقع خواب دخترم نزدیک بیس دقیقه چیزی نگفت فک کردم خوابیده یهو چرخید و گفت مامان چرا اون دختر که تو کارتن بود گلدونو شکست مامانش دعواش نکرد ولی تو همش منو دعوا میکنی.بعد گفت وقتی عصبانی هستی کتکم نزن .منم زدم زیر گریه باز خودش گفت گریه نکن من دوسِت دارم🥺🥺البته من کتک نمیزنم گاهی فقط یه چک میزنم رو باسنش

ببخشید این موتورها براچ سنی مناسبه احساس میکنم الان بخرم کوچیکو بکارش نمیادقبلا خیلی از موتورمیترسیدالان عاشق موتورشده وقیمتش چنده

عزیزم 😍
بچه های الان خیلی زرنگن و نکته بین هستن
خدا نکنه بگی بالا چشمت ابرو هستش پسرم میگه با من چرا اینجوری حرف میزنی داد زدنت چیه تو منو دوست نداری مگه من بچه تو نیستم 🤣اصلا ی حرفایی میزن ک آدم شاه در میاره🤣 با حرفاش من خندم میگیره تو اوج اعصبانیت

مرسی از شما مامان مهربون بابت اشتراک گذاشتن این تجربه🌸تلنگری برای منم شد،منم اکثرا خیلی داد و بیداد میکنم سر بچه ها متاسفانه

آخی....

بمیرم برای مظلومیشون🥺

ای جونممم دختر قشنگم 🥹🥹
حقیقتاا بچهای این دوره خیلی تیز بین
نکتع بینن ما باید بیشتر مواظب رفتارمون باشیم 😊

من دخترم از شبکه پویا یاد گرفته بود اومد بهم گف گل و بو کن .شمع و فوت کن عصبانی ت بره...یهو به خودم اومدم دیدم همینطوری داشتم دادوبیداد میکردم

سوال های مرتبط

مامان ستاره مامان ستاره ۴ سالگی
دخترا خیلی حالم بده
دیشب با شوهرم داشتیم حرف میزدیم در مورد دوران مجردیمون بعد رفت آلبوم و این چیزاش رو برداشت آورد من هم یه سر رسید داشتم که خاطرات هرروز رو اون تو می‌نوشتم. من هرچی از گذشته که مربوط به دوست پسرم بود ریخته بودم دور . فقط همین یه کارت پستال بود و یه نامه لای اون سر رسید بود که دید و فهمید بعد که ازم پرسید گفتم دم مدرسه یه بار منو دیده بود و‌خوشش اومده بود و فقط همین یه کارت پستال رو بهم داد بعد دیگه قانع شد تا اسمش رو‌دید اسم اون علی بود و اسم پسرم هم علی هست اومد گیر داد که تو اسم اون رو گذاشتی رو پسرمون دیگه من خیلی گریه کردم به هق هق افتادم شوهرم هم گفت شوخی کردم دیگه من حس عذاب وجدان داشتم بیشتر شد یکی بابت اینکه جواب پیام اونو دادم یکی اینکه مدام دارم به اون فکر میکنم یکی اینکه به شوهرم دروغ گفتم که رابطمون فقط یکی دوبار دم مدرسه بوده که دیده منو. حالا بنظرتون چکار کنم؟
قضیه اسم پسرم هم من بین اسم ماهان و امیر علی و عماد یکی رو‌میخواستم بزارم شوهرم گفت ن من میخوام اسمش رو بزارم مجید دیگه باهاش حرف زدم قدیمی هست و‌این حرفا دیگه چون اسم دو اسمی دوست نداشت قرار شد اسمش رو بزاریم علی
مامان مامانِ تودلی مامان مامانِ تودلی ۵ سالگی
مامانا چیکار کنم یک هفته اس دخترم رواااانی کرده
خودم دارو اسنترا میخورم
مثلا امروزو بگم صبح بلند شد، بعد گفت موهامو ببند گفتم باشه بعد گفت موهامو بد بستی با داد و گریه گفتم بیا دوباره ببندم بعد میگه نه من نمیخوااام تو نمیبندی بعد خودشوووو میزد و گریه و داد و فریاد خلاصه موهاشو بست و ساعت ۱برقامون رفت گفت ازت ناراحتم تو منو نمیبری پارک گفتم مامان جان گرمه ، بری خون دماغ میشی بعدازظهر میبرم بیرون از اونام هستن ک الکب حرفی نمیزنم واقعا قول بدم انجام میدم ) خلاصه دوباره شروع کرد ن تو منو نمیبری پارک تو الکی میگی دوباااااره گریه دوباره خودشو زدن و جیغ و داد
خلاصه بازم گذشت تاابنکه رفت جلو در با دختر همسایه بازی کنه گفت مامان برم خونه اونا بازی کنم منم گعتم برید بازی کنین منم برم سوپری خوراکی بخرم بیام پیشتون
اونم گفت باشه رفتن و بازی کردن و منم رفتم خوراتی خریدم و بردم دادم یکیشو اون یکیشم دخترم
دوباره دخترم شروع کرد که ن از تو ناراحتم چرا ب اون میدی و دوووووباره جیغ و گریه و مثل لر زبانا که تو مراسماشون مویه میکنن صدرتشو خنج میندازه منم چند روزه انقدر عصبی بودم اخرش از پشتش بشکون گرفتم و اوردمش خونه
واقعا نمیدونم چیکار کنم جدیدا خیلی این حرکتش بیشار،شده
ازمایشم دادیم همش اوکی و مشکلی نداره
و اینکه خودم ادم زود جوشی ام ولی واقعا کنترل میکنم ولی دیگه از صبح ک پا میشه تاااااا شب گریه
واقعا کم میارم واقعا دیگه میشینم گریه میکنم
نمیدونم چیکار کنم