دقیقا منم
همش هم بخاطر استرس و گریه
کلن خودمو باختم تو شهر غریبم خانوادم پیشم نیستن افسرده شدم
برا منم سخت گذشت از بعد زایمان دو دفعه هر بار4روز بخاطر زردی پسرم بستری شد 2شبم تو خونه زیر دستگا بود دکتر گف ختنه کنین تا زردیش خوب شه ختنه کردیم زردیش خوب شد الن دو روزه درگیر بتد فتق کشاله ران شده دکتر گف باید عمل بشه دعا کنین از اینم به سلامتی عبور کنم انقد که گریه مردم تو این یه ماه شیرم خشک شده بچم شیر خشکی شد
افرین ک صادقانه احساستو گفتی
منم دقیقا حس شما رو دارم بچه هامونم تقریبا همسن هستن
واقعا سخت میگذره
برای هرچیزی باید تن و بدنمون بلرزه
چقدر نگرانی و استرس
اصلا اجازه نمیده ادم بچه رو با لذت در اغوش بگیره
بیخوابی و زحمت زیاد و ...
چیزیم میگی همه میریزن رو ادم ک نا شکری نکن
چقدر حرف دلمو زدی
من از شدت خستگی و فشار روحی دیشب نفسم کلا رفت تعادلمو از دست دادم و پخش زمین شدم ۱۱۵ زنگ زدن اومد و تمام اینا فقط بخاطر فشار روحی و جسمی بود از بس که حرص بچمو میخورم
کاش انقدر حساس نبودیم داریم خودمونو نابود میکنیم
خیلی حواست به خودت باشه که خدایی نکرده مثل من نشی🥺🫂
دقیقا منم بدتر از همه اینکه درکم نمیکنن
چشم رو هم بزاری بزرگ میشه دلت برا این خستگیا و کوچولو بودنش خیلی تنگ میشه
واقعا راسته که میگن زنی که زایمان کرده رو دیگه از هیچی نترسون. منم سر دختر اولم به قدری فشار روم بود که گریه میکردم زردی کولیک شب بیداری از طرفی هم خودم درگیر یه عالمه بخیه و شقاق سینه و اینا ـخیلی سخت گذشت ولی خداروشکر میگذره
عزیزم تا همیشه ادامه دارد🥴🥴😵💫😵💫
به این فکر کن که خیلیا مثل خودتن بعد از دو ماه خیلی بهتر میشه همه چی مطمئن باش
کم نیار عزیزم
امید بچت هم خودتی
نگران نباش میگذره
به خودت افتخار کن اینقد قوی بودی وتا اینجا رفتی.بچه بهتر میشه بعد از چهل روز خودت هم راحتر میشی نگران نباش .همه ما همین بودیم بدترین چیز هم فقط درک نشدنه بود که اونجوری که نیاز داریم شوهرا درک نمیکنن
منم همین روزارو میگذرونم دچار افسردگی شدم و همش گریه میکنم دوست ندارم برم بیرون یا کسی بیاد پیشم عصبی هستم و کلافه اطرافیان هم همش میگن تو خودتو داری از بین میبری برو بیرون این کار کن اون کار کن در صورتی که فعلا هیچ کدوم از این کارا حال منو خوب نمیکنه که هیچ بدتر هم میکنه امشب میخواستن منو ببرن عروسی ولی نرفتم شلوغی سروصدا کلافه م میکنه
رو به جلو بری اوضاع بهتر میشه
برای منم خاطره خوبی نبود
ولی اوضاع خیلی بهتر شد
عزیزم روزای اول بچه داری خیلی سخت و پرچالشه واقعا...خوب میشه همه چیز کم کم این روزاهم میگذره خدا کمکت کنه
عزیزم درکت میکنم.برا همه اینطوره.
باید صبوری کنیم فعلا
ولی به معنای واقعی ادم داغون میشه
بچم از دل درد که جیغ میزنه جیگرم براش میسوزه نمیتونم کاری کنم این برامن از همه چیز زجر آور تره.
اینکه وقت حمام خواب غذا پختن خوردن ب زندگی رسیدن ندارم ب کنار
اصلا بخیه ها و ....نمیدونم درچه حالت وقت ندارم یعنی
میگذره نگران نباش.... بعدا دلت برای همین چالشا تنگ میشه😍🥰❤️
درکت میکنم عزیزم، واقعا شرایط سختیه، امیدوارم خدا توان بیشتری بهمون بده و بتونیم زودتر به روال عادی تر برگردیم
منم مث خودت
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.