سلام خانوما خوبین؟
اومدم از تجربه سزارین دوم بگم
من تاریخم برای ۱۸مرداد بود که بخاطر درد و باز شدن دهانه رحمم دکتر کشید ب ۱۲مرداد
من از صبح ساعت ۴چیزی نخوردم و ۸رفتم بیمارستان تا کارامو کردم و اتاقمو دادن و رفتم تحویل گرفتم و سرم اینا زدن سد ساعت ۱۰:۳۰که اومدن سوند رو وصل کردن که اصلا ترسی نداره نترسین یکم فقط سوزش داره اولش باید نفس عمیق بکشین و شل کنین راحت بزارن سوند رو بعدش بردن اتاق عمل کارامو کردن و دکتر بیهوشی اومد آمپول رو زد بازم هیچی متوجه نمیشین حتی درحد آمپول عضلانی هم درد نداره اینو منی میگم که از آمپول وحشت دارم بعد دیگه دراز کشیدم و بدنم گرم شد و سر شد بعد دستامو بستن و دکترم شروع کرد شکممو بتادین زدن و بعدش شروع کرد عمل رو درد هیچی متوجه نمیشین ولی از حرکات دست میفهمین چیکار میکنن وقتی میخان بچه رو دربیارن یکم فشار میدن شکمو که میفهمین دارم درمیارن بعدش صدای گریه کوچولوتون درمیاد دیگه میبرن اونجا تمیز میکنن بند نافشو میبرن بعذ میارن میزارن رو صورتتون یکم میمونه بعد میبرن ریکاوری اون بین هم بخیه رو میزنن بعد شمارو هم میبرن ریکاوری بعذ بچه رو میارن پیشتون تا وقتی ریکاوری هستین بچه رو سینه شماس بعد با خودتون میبرین بچه رو پرستارا یا کسی ازتون نمیگیره رو همون سینه میبرین تا اتاقتون(البته این قسمت که گفتم مربوط ب بیمارستان بین المللی تبریز نمی‌دونم بقیه بیمارستانا اینجوری هستن یا نه)

تصویر
۱۴ پاسخ

قدم نو رسیدت مبارک عزیزم خیلی حس خوب گرفتم از تجربه زایمانت انشالا نصیب ماهم بشه بخیه رو خود دکتر میزنه؟راضی

سلام عزیزدلم خوبی خوشحالم که سلامتی کوچولوتو بغل گرفتی 😍😘
میشه از دکترتون هم بگی چطور بود راضی هستی من دنبال دکتر خوب میگردم 🙏❤

عزیزم چقدر خوب
منم زایمان خیلی راحتی داشتم
وقتی تو تایم بارداری به سزارین دوم فکر میکردم دستام میلرزید ولی اصلا سخت نبود الکی برا خودم بزرگش کرده بودم

بسلامتی قدم نو رسیده مبارک گلم خداحفظشون کنه براتون

سلام میشه بدونم دکترتون کی بود و هزینه بیمارستان تقریباچقدرمیشه

ای جان خدا نگهدارش دامن همه چشم به راها سبز شه انشالله

چه خوب عزیزم
واس منم خیلی راحت بود خیلی راضی بودم هم اولی هم دومی فقط من تنگی نفس دارم
تو عمل نفسم گرفت فک کردم دارم خفه میشم

عزیزم مرسی از تحربه ای که برامون کذاشتی منم سزارین دومم اکثرا هی میکن سخت تر از اولیه..🥲
و اینکه دوساعت بعذ از اینکه اوردنت بخش بلندشدی؟؟نکفتن بخاطر امپول بیحسی باید تا ده ساعت پانشی سرتو تکون ندی؟؟

ای جوووونم میخورمت بچه😍ماشالله به موهاش🧿❤️مرسی سمیراجون از تجربه زایمانت که باهامون به اشتراک گذاشتی ،امیدوارم برا منم راحتر بگذره اما بیشتر استرسم بخاطر لنا هستش که چطور قراره کنار بیاد با بچه🥺

بدش ک بی حسی زقت سرویس میشی😂

ای خودااا موهاشو😍😍

خدا حفظش کنه خودت خوبی عزیزم الوین چی اذیت نکرد

عزیزم خدا حفظش کنه من که واسه سزارین دوم خیلی استرس دارم

ریکاوری هم سه بار شکم رو فشار میدن که زیاد درد نداره من سری پیش پمپ درد داشتم ولی اینسری نداشتم بنظرم فرقی نداشت چون چندساعت یبار میومدن بهیار ها شیاف میزدن بچه من رفته بود ان ای سیو من چون میخواستم زود ببینمش زودتر خواستم از پرستار ها راه برم که دوساعت از بعد اینکه اومدم اتاقم اومدن زیرمو تمیز کردن و لباسامو عوض کردم پاشدم راه رفتم قبل راه رفتن میگن ی چیز شیرین بخورین آب کمپوت مثل گلابی یا انجیر بعذ راه برین راه رفتن اول یکم سوزش داره ولی سعی کنین زود زود راه برین و اینکه از اول کمرتون رو صاف کنین تا بتونین راحت تر راه برین هرچقدر زیاد راه برین زودتر خوب میشین
درکل من زیاد اذیتی نداشتم با اینکه استراحتی نداشتم ولی بازم خوب بود روز نهم هم رفتم بخیه هامو کسید دکترم


سزارین دومم نسبت ب اولی بنظرم راحت تر بود

سوال های مرتبط

مامان ابوالفضل مامان ابوالفضل ۶ ماهگی
پارت ۴
ینی یک چیزی حدود ۲۷ ساعت من توی زایشگاه بودم و دهانه رحم روی همون یک سانت مونده بود و دستگاه nstمدام وصل بود به پشت خوابیده بودم و کمرم خشک شده بود
اومدن سوند وصل کردن برام و لباسام عوض کردن(سوند اصلا درد نداره فقط باید خودتو شل بگیری و نفس عمیق بکشی)
روی ویلچر منو بردن اتاق عمل
روی تخت نشستم که کادر بیهوشی اومد و آمپول زدن به کمرم (موقع آمپول زدن چونه رو بچسبانید به قفسه سینه،شونه هاتون رو شل بگیرین نفس عمیق بکشید)من هیچی متوجه نشدم خدایی درحد یک آمپول معمولی بود برام دردش وقتی هم آمپول زدن برام خودشون زود منو خوابوندن و کم کم پاهام داغ شد و اومدن پرده کشیدن جلوم و بتادین زدن رو شکمم
حرکت تیغ و...رو شکم متوجه میشدم ولی هیچ دردی نداشتم
پرستار بالای سرم گفت الان قفسه سینه ات رو فشار میدن که بچه بیاد بیرون
دو ثانیه بعد فشار دادن صدای گریه‌ی پسرم اومد😍😍😍😍😍(خوشحالترین بودم چون پسر بزرگم بدنیا اومد زود گریه نکرد اینقدر دکتر زد به پشتش تا گریه کرد برای این خوشحال بودم چون خودش گریه کرد)
و چون هوا سرد بود اول بردن خشکش کردن بعد نشونم دادن و بردن لباساش تنش کردن
مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۱۰ ماهگی
مامان دیار مامان دیار ۳ ماهگی
سلام مامانا
پسر منم بالاخره دنیا اومد
دیروز ساعت ۹ صب سزارین شدم
سزارینم خودخواسته بود دکتر برای ۱۵ برام نوبت داده بود
گفته پانزدهم ساعت ۶ صب بیمارستان باش ما هم تقریبا ۶ صب بیمارستان بوذیم و تشکیل پرونده دادیم و ما رو فرستادن طبقه ی اول بخش زایشگاه و ازمایش های لازم رو انجام دادن تقریبا ۸ و نیم بود که منو بردن اتاق عمل
اونجا که وارد شدم خیلی میترسیدم دکترم و دکتر بیهوشی و چندتا پرستار دیگه هم بودن
اول کار سوند رو وصل کردن یه کوچولو درد داشت و بعدش دکتر بیهوشی اومد همیجور که داشت باهام صحبت میکرد امپول رو زد درد نداشت اصلا ولی من خیلی از امپول بی حسی میترسیدم و بعدش پرستارا یه پرده جلوم کشیدن و دکتر کارش رو شروع کرد و من هیچ دردی نداشتم تقریبا بعد سه چار دقیقه صدای گریه ی بچه اومد و تا بخیه ها رو زد تقریبا نیم ساعتی اتاق عمل بودم وبعد ۴ ساعت ریکاوری و بعدش اوردنم بخش
تا هر چی بی حس بودم هیچ دردی نداشتم پمپ درد هم وصل کردن موقعی که میخواستم برای اولین بار بلند شم‌راه برم خیلی درد داشتم الان خداروشکر بهترم ولم بازم هنوز درد دارم
حتما بعد از اناق عمل شوهرتون کنار تون باشه چون بواقعا بلند شدن سخته و یه همراه دیگه هم داشته باشی
اینم از تجربه ی سزارین من😊
مامان محمد مامان محمد ۱۰ ماهگی
سلام مامانا منم سزارین اختیاری کردم و اومدم تجربمو بگم. صبح زود همراه شوهرم رفتم بیمارستان و اونجا کارای تشکیل پرونده و پرداخت هزینه رو انجام دادیم. هزینه بیمارستان آریا شد تقریبا 36 تومن اتاق سه تخته. بعدش کیف بیمارستان رو که همونجا خریدم دادن بهم و رفتم لباسا رو پوشیدم و یه سری سوالا پرسیدن و فشار و ضربان قلب بچه رو چک کردن و بعد منو فرستادن تو اتاقم تا وقتی نوبتم شد دکترم اومد صدام بزنن.
تقریبا ساعت 10 بود صدام زدن همراه یه خانمی رفتم برای اتاق عمل. اونجا بهم گفتن میخوای کسی ازت تو اتاق عمل فیلم بگیره در ازاش هرچی دوست داری یه شیرینی چیزی بده گفتم باشه که بعد به اون طرفی که فیلم گرفت 200 تومنش شیرینی دادم. خلاصه سوند رو بهم وصل کردن که اصلا درد نداشت و واقعا خیلی ها منو قبلش ترسونده بودن که اونجا باورم نمیشد این باشه فقط باید خودتو شل بگیری. بعدش هم آمپول زدن تو کمرم که اونم در حد یه آمپول زدن معمولی بود و واقعا باورم نمیشد اینا چیزایی بود که توی گهواره ازش ترسونده بودنم. بعدش دراز کشیدم جلوم یه پرده ای کشیدن و کارشون رو شروع کردن و صدای جگر گوشه ام توی اتاق بلند شد. بچه رو آوردن نشونم دادن و تماس پوست با پوست برقرار کردن و بعد منو بردن ریکاوری و وقتی اثر بی حسی از پاهام رفت برگردوندنم تو اتاقم. خیلی تجربه شیرین و خوبی بود.
مامان پاشا🩵 مامان پاشا🩵 ۱۰ ماهگی
پارت دوم#
زایمان سزارین

من نشستم رو تخت یه دکتر بیهوشی اومد که آمپول بی حسی بزنه گفت اصلا تکون نخور کل کمرمو بتادین و ضد عفونی کرد بعدش دوتا آمپول زد به کمرم که یکم درد و سوزش داشت
بعد دختره بالا سرم بود با دستش هولم داد گفت زود دراز بکش خلاصه دراز کشیدم آوردن پرده زدن جلو صورتم و دستگاه فشار و اکسیژن وصل کردن بهم من کم کم حس میکردم پاهام داره داغ میشه و بی حس بعد یه چیز مهم دیگه که من که گفتم بعد از بی حسی سوند بزنن اونا هم تو اتاق عمل یادشون رفته کلا نزدن😂😂😂😂😂
دیدم دکترم اومد شروع کنه ولی حس میکردم یه کار داره
می‌کنه واااای که من تو همه ی این لحظه ها کلا استرس و
ترس و دلهره داشتم
هیچ دردی نمی‌فهمیدم ولی می‌فهمیدم دارن هی تکونم میدن شکممو
بعد یه فشاری میدن بالای شکممو که بچه در بیاد که دو بار فشار دادن نی نی دراومد😜😍🧿
بعدش تو حین عمل من دو بار نفس تنگی گرفتم که اکسیژن زدن واسم بعدش دیدم هیچ دوستم انگار داره کش میاد داشتن میدوختن تو شکمم حس خالی و سبکی بود دو بار هم فشار دادن شکممو دوختن تموم شد دکترم اومد تبریک گفت خسته نباشید گفت به همکاراش و رفت بعدش پرده رو برداشتن منو بردن ریکاوری یه ساعتی موندم اونجا که بازم نفس تنگی داشتم بعدش نی نی رو گذاشتم رو سینم بردن بخش که بدترین چیز ممکنی که من تجربه کردم فقط لرزش بعد از عمل بود یعنی داشتم اینقدررررررررر می‌لرزیدم و دندونامو بهم میکوبیدم دندون درد گرفته بودم یعنی تا یکی دو ساعت بعد از عمل من فقط می‌لرزیدم که گفتن اثر آمپول بی حسیه خلاصه بعد از ریکاوری منو بردن بخش که من خیلی بی حال بودم همچنان می‌لرزیدم بعد همسرمو مامانمو دیدم منو رو تخت بخش خوابوندن
پارت سوم
تاپیک بعدی#
مامان فسقلی هام ❤️ مامان فسقلی هام ❤️ ۱۴ ماهگی
میخام براتون از تجربه سزارین دوم بگم . من روز سه شنبه تاریخ ۱۷ تیر ۱۴۰۴ ساعت هشت صبح بستری شدم زایشگاه برای سزارین . همه چیز خوب بود تا شوند زدن خیلی سوزش داشتم یعنی تا بیست دقیقه بعدش سوزش داشتم . بعد سوند نیم ساعت بود صدا زدن اومدن دنبالم بریم اتاق عمل اونجا که رسیدم یهو بدنم لرز کرد . خلاصه رفتم نشستم رو تخت اتاق عمل بیحسی اسپاینال از کمر گرفتم . حس باحالی بود از کمر به پایین بدنم گرم شد و سر . ولی همچنان میلرزیدم بعد دیگه دکتر بیهوشی برای لرزم بهم یه گاز ترکیبی با ماسک زدن که رفتم تو عالم خواب و بیداری یعنی منگ شدم صدا ها اطرافم می‌فهمیدم ولی هیچ کاری نمیتونستم بکنم نه
حرف بزنم خلاصه بعد چن دقیقه ماسک رو برداشتن از دکتر پرسیدم چیشد شروع نکردین گفت کجایی تموم شد رفت بچت بردن ریکاوری 😂 سرکلاژ تم در آوردم تموم . خلاصه منم بردن ریکاوری این دختر ما از شدت گرسنگی بخش ریکاوری رو گذاشته بود رو سرش جیغ میزد 😂😂 ماما اومد کمک کرد بهش یکم شیر دادیم اروم گرفت . بعد از نیم ساعت بردنمون بخش . از اونجا بود که کم کم درد هام شروع شد درد وحشتناک کمر سوزش شدید جا بخیه از درد گریه میکردم فقط در صورتی که موقع پسرم اصلا همچین درد های رو تجربه نکرده بودم 🥺. اصلا وحشتناک بود دردعام ساعت هم اصلا نمی‌گذشت خلاصه دوتا شیاف دادن پرستار ها گذاشتم یکم بهتر شدم باز آمپول مسکن زدن . دردام کمتر و کمتر شد تا اینکه باز اثر مسکن ها می‌رفت باز شروع میشد بشدت بد بود ولی خداروشکر بچم سالم و سلامت بغل کردم . ولی واقعا فرق می‌کنه سزارین اپل و دوم من برا اولی اصلا حالیم نشد ولی این یکی جونم در اومد . ولی بازم شکرخدا😍😍😍
اینم تجربه سزارین دوم من ♥️