۸ پاسخ

مشخصه ببر دکتر

من پسرم اینطور شد دوبار بردم دکتر گفت برای آفتابه . و محلول ساختنی داد اوکی شد ولی بعد چند وقت دوباره ایجاد شد دیگه از اون محلول دوباره زدم براش

به پیسی نمیخوره بنظرم حساسیته

دختر منم لینجوریه ، مال خسکی پوست و افتابه . و حساسیت له تخم مرغ .
گاهی کم رنگ و کعلوم نیست گاهی قشنگ معلومه

عزیزم ببر دکتری که لامپ وود داره نگاه کنه برادر منم بچه بود دقیقا همینجوری میشد برای اون حساسیت به آفتاب بود خودش خوب شد

منم پسرم تو تابستون از این لکه ها داشت ،یه برگ آلوورا بگیر ژل داخلشو بزن رو لکه ها هی که ژل خشک شد دوباره بزن روزی چند بار این کارو بکن بعد لکه ها میرن

عزیزم ما نمیتونیم تشخیص بدیم
ببرش متخصص پوست
بیمارستان رازی فقط برای پوست

عزیزم تو عکس واضح‌ مشخصه ولی تشخیص اینکه چیه با دکتره نه مادرهای گهواره یه متخصص پوست خوب ببر

سوال های مرتبط

مامان ali مامان ali ۶ سالگی
سلام بچه ها پسر من از مهر شر
وع به سرفه های خلطی کرد چندین دکتر بردم خوب نشد
از بهمن ماه تا الان چهار بار دکتر بردم دکتر اول تشیع اسم کودکان داد و دو تا اسپری و شربت کتوتیفن داد و اسپری بینی یکم بهتر شد ولی خوب نشد دوباره بردم دکتر اینسری علاوه بر همون دارو ها دکتر ازینرماسین ۱۰۰ و شربت کیدوفست و قرص مونته لوکاست داد و بعد دو روز بچم تب کرد بهتر نشد و بدتر شد دوباره بردم دکتر گف این اسم و ویروس با هم قاطی شده شربت کو اموکسی کلاو داد با همون دارو ها یه دوره خوب نشد اما بهتر شد و تب قطع شد دوباره پیش همون دکتر بردم دوباره یه اموکسی کلاو دیگه تجویز کرد خیلی بهتر شد اما باز شنبه هفته پیش دیدم دوباره سرفه های خلطی زیاد کرد دکتر بردم گف سرما خورده چون دوبار اموکسی کلاو خورده سفکسیم ۱۰۰ داده الان در روز شاید پنج یا ده بار سرفه میکنه اما بینی پر از مخاط سفید رنگ شده و همش باید تخلیه شه
یه راهکار به من بدین خسته شدم بس که دکتر بردمش و انتی بیوتیک خورده و خوب کامل نمیشه هیچ علائمی دیگه جز سرفه خلطی و مخاط بینی نداره الان
مامان فرشته های من مامان فرشته های من ۶ سالگی
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
دیشب من جایی دعوت بودم، خاله شوهرمم بود که یه پسر سه ساله داره
با بچه های من بازی میکردن خب به طبع یه کم سر و صدا هم داشتن که من هرازگاهی به بچه های خودم تذکر میدادم و کمی آروم میشدن
یهو خاله شوهرم گوشیش رو دراورد که مثلا داره با یکی حرف میرنه
یه صدای ناجوری پخش شد که باشه باشه الان میام بچه ها رو میندازم توی گونی میبرم یه عکس خیلی وحشتناکم روی گوشیش بود البته من نذاشتم عکس به بچه های من نشون بده میگفت ببینید شلوغ کردید ممدقلی داره میاد
پسر خودش که داشت سنگ کوب میکرد
پسر منم اولش ترسید ولی بعدش که بهش توضیح دادم قبول کرد که چیزی نبوده
ولی دخترم ۲/۵ سالشه خیلی ترسیده، هرچی هم بهش توضیح میدم الکی بوده قبول نمیکنه میگه ممدقلی الان میاد
خاله شوهرم میگفت من همیشه اینو به پسرم نشون میدم
همونجا هم باهاش بحثم شد که آخه چیه توی گوشیته
حالا نمیدونم ترس دخترم رو چطوری بریزم
میشه لطفا راهنماییم کنید خیلی نگرانم