از آدمای متعصب روی هرررر موضوعی متنفرم... هرچی درصدش بیشتر درصد تنفر منم بیشتر 😆

تمرینه تعصب نداشتن رو چیزی زندگیه منو تغییر داد ... شاید باورتون نشه
قبلا منم رو عقاید خودم حالا چه درست چه غلط تعصب داشتم اصلا ام به چیزی شک نمیکردم هر‌چی از قبل یادگرفته بودم به نظرم درست بود و همونو ام دیگه درست میدونستم
به یه جایی رسید که هی پرسیدم از خودم گفتم نکنهههه اینطوری نیست؟ خیییلیاشو دیدم نیست 😀 من الکی داشتم اونطوری فکر میکردم ...
انقدددر این موضوع تکرار شد تا الان که چند ساله هرکی هررررچیزی میگه به خودم میگم نکنه این درست میگه؟ بعد بیشتر فکر میکنم بیشتر تحقیق میکنم خیلی جاها ام میبینم نه اصلا درست نبوده 😅
میفهمین چی‌میگم؟ شماها مامانین و قلب خونه ، زندگی روی ما میچرخه، کارای ما ، افکار ما ، تصمیم های ما ... پس روی هییییچی توی زندگیتون متعصب نباشین همییییشه مغز و ذهنتونو باز نگهدارین به همممه حق بدین اونی که فهمیدست حرفای درستم میزنه شما ام چهارتا چیز یاد میگیرین ، اونی ام که فهمیده نیست حرفای نسنجیده میزنه خودتون متوجه میشین که نباید اصن بحث کنین بگین حق با شماست 🙂
یکی میگه سزارین خوبه بگین خوبه اون یکی میگه طبیعی خوبه بگین خوبه بعد برین خودتون از همه ی جوانب بسنجین، هرچی به عقل شما خوبه همون خوبه
یا همین واکسن ، اونی که میگه بزنینم درست میگه اونی که میگه نزنین هم شاید درست بگه؟...
هیچی برای من صفر و صد نیست 😅 از وقتی ام که اینطوری ام زندگی خیلی برام راحتتر و حتی قشنگتر شده 😍 اگه خاستین تمرین کنین ❤️

پایان 😘









شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک بارداری زایمان سزارین طبیعی فرزندپروری فرزند کودک نوزاد

تصویر
۷ پاسخ

هرچی تعصب بیشتر فهم کمتر
اینجا یه عده متعصب رو همه چین اعتقاد نوع زایمان قومیت شهر دین و...

آفرییییین 😍😍
مخصوصا تعصب روی اشخاص سیاسی 😐😐 اصلااااا درک نمیکنم که یکی رو یه شخصیت سیاسی تعصب داشته باشه🤦🏻‍♀️🤢 وقتی هم ازش سوال میپرسی نیبینی هیچیییییی هم راجع به طرف نمیدونه ، فقط تعصب و جانم فدایت الکی و کورکورانه...
بنظرم این ته بی عقلیه 🤭

یه چی بگم درسته حرفات
رو خونوادم تعصب شدید داشتم الان یکم کم شده چون باعث میشد هر کار اشتباه از سمت اونا رو بپذیرم و رو به رو همسرم وایستم.
یه نکته بگم سر این موضوع باید تعادل رو حفظ کرد کم تر شه هر بار بگی آره تو درست میگی طرف مقابلت اشتباه فکر می‌کنه در موردت...مخاطبت کیه اونم دخیله که چقدر تعصبی نباشی

حرف هات کاملا درسته
منم کلا به هر چی که میرسم میگم شاید اون درست باشه و اصلا با مسی بحث نمیکنم چون معمولا کسی با حرف دیگری تغییری نمیکنه هر کس مسیری که میره رو همیشه ادامه میده
ولی من نه کتاب ها خیلی روم تاثیر میزاره و وقتی یک کتاب خوبی میخونم واقعا لذت میبرم و دوست دارم باهاش تغییر کنم

منم تعصبی بودم و تغییر کردم🤕🤌🏻

راستی من خیلی دوست دارم بابا و مامانتو ببینم ، اگ‌شرایطشو داشتی بزار عکسشونو😍🙏🏻

چقد منو ب فکر انداختی
منم رو خانواده و مخصوصا بابام خیلی تعصب دارم یکی یچی بگه روانی میشم
بنظرم همینکه رو بابام اینقد تعصب دارم باعث شد شوهرم تو دعواهامون ب بابام فوش بده و بد و بیراه بگه تا من ب فروپاشی برسم
ولی مگه میشه تعصب نداشته باشم یا کمش کنم؟

سوال های مرتبط

مامان هایلین🌈 مامان هایلین🌈 ۱۷ ماهگی
مامانایی که دوتا بچه یا بیشتر دارین میشه لطفا کمکم کنین🥲
من دختر اولم نزدیک چهار سال داره و وزن تولدش ۳۶۰۰ بوده تا زمانی هم که شیر میخورد وزنش خیلی خوب بود تپل بود ولی از وقتی به غذا خوردن افتاد دیگه وزن نگرفت ۷ ماهگی ۸ کیلو بود بعد از اون تا یک سال و دوماه داشت وزنش همون ۸ کیلو بود کلی دکتر بردم ازمایش داد ولی گفتن چیز خاصی نیست نهایتا بهش شربت اشتها میدادن خودمم براش غذا درست میکردم ولی اصلا لب نمیزد یا یکی دو قاشق میخورد بیشتر وابسته سینه بود که شیر بخوره اصلا غذا نمیخورد تا جایی که یک سال و نیم داشت اصلا غذا نمیخورد شاید روزی یکی دو قاشق کوچیک که دیگه از شیر گرفتمش که شاید غذا بخوره که یکم بهتر شد ولی بازم کم غذا بود و وزنش پایین ولی دختر دومم بد غذا نیست و هرچی درست کنم میخوره وزنش خیلی خوبه همه چی میخوره الان چند وقته عذاب وجدان شدید دارم حس میکنم چون سر دختر اولم بی تجربه بودم خیلی تجربه نداشتم و خیلی تز غذاهای بچه هارو بلد نیودم در حقش کم کاری کردم که الان وزنش کمه ( چهارسال داره ۱۲ کیلوعه) ولی رشد قدش خیلی خوبه ، یا حس میکنم خیلی بیشتر باید روی غذا خوردنش اسرار میکردم یا به زور یهش میدادم که وزن بگیره الان که دختر دوممو میبینم که خیلی بهتر غذا میخوره عذاب وجدانم صد برابر میشه که من کم کاری کردم 😢😢 چیکار کنم!؟ واقعا من کم کاری کردم در حقش؟


فرزند پروری شیر خشک پوشک غذا میان وعده کمکی خواب
مامان 💗💞هانا👶❤ مامان 💗💞هانا👶❤ ۱۴ ماهگی
امروز تولد بچه ام بود.
بالاخره شد یک سال.
یک سال گذشت و چقد سخت گذشت.
وای که چقد سخت بود 🫠
چه شبایی که از شدت بیخوابی گریه نمیکردم چه روزایی که از شدت عصبانیت خودمو نزدم آخه بچه ام خیلی ناآروم بود و منم دست تنها.از یه طرف افسردگی بعد زایمان از یه طرف گریه های بچه بیخوابی استرس از بین رفتن خلوتای دو نفره ی منو همسرم .خلاصه که هر موقه یاد اون وقتام میفتم به حال خودم گریه ام میگیره حتی یه نفر نبود این بچه رو یه ربع از من بگیره من یه نفس بکشم دروغ چرا بعضی وقتا با خودم میگفتم اشتباه کردم
بچه آوردم.خلاصه با هر بدبختی بود از مرحله رو رد کردم
ولی اینو به اونایی که تازه بچه آوردن میگم زمان حلال مشکلاته فقط باید به خودتون زمان بدید که بتوتید با شرایط جدید کنار بیاید.
مطمئن باشید رفته رفته همه چی بهتر میشه به اینم گوش نکنید که بزرگتر میشن سخت تر میشه.و این وفق دادنه کار یه ماه و دو ماه نیس من تازه بعد یه سال دارم با شرایط جدید زندگیم کنار میام.
حقیقتش قبل دنیا اومدن بچه ام تو فکر این بودم که بچه ام شد یه سالش اقدام کنم برا بعدی ولی بعد دنیا اومدن بچه هم نظر خودم هم نظر خودم درباره ی اقدام دوباره برگشت.
به هر حال خداروشکر میکنم به خاطر این دسته گلی که بهم داده و منو لایق مادر بودن دونسته این خانوم خانوما الان شده همه ی زندگی من و باباش.🤌😍😍