۷ پاسخ

عی خواهر تو یکی داری من دوتا هامین ۲ سالشه هایلین هم داره ۱ سالش میشم وقتی واسه خودم ندارم شوهرم هم از ۵ صبح سرکاره تاااااااا۸ ۹ شب وقتی هم میاد من افتضاح ترین تیپ و قیافه با دوتا بچه زیربغلم منتظرم از در بیاد تو یکی رو بگیره که من برم دنبال کارام یه جیش با خیال راحت حسرته برام تا دسشویی میرم شوهرم بچه به بغل پشت در دسشویی وایمیسته من در بیام میگم خوب برو اونور تر شاید من بخوام یه گوزی بدم تو اینجا وایستادی خجالت میکشم تا کی نگه دارم خوب🥲

من همیشه قبل از بچه دار شدن ناراحت بودم ک دیگ همه چیز تموم میشه دوتایی تنهاییم خواب تفریحات بیرون رفتنمون الویتمون خواب خوراک کلا ۳۶۰ درچه تغییری ولی هرچی میگذره بهتر میشه و واقعا زیر ۶ ماه وحشد ناکه

قبلا شاغل بودم الان دیگه به خاطر دخترم نمیرم سرکار .
با اینکه شاغل بودم وقت زیاد داشتم میرفتم گردش .پاساژ گردی .الان خانه نشینم چون یا هوا گرمه دخترم مریض میشه یا باده هوا .
همه چی هول هولکی حموم . شام نهار خوردن و....

فقط خواب شب من و همسرم
من از دوماهگی بچه رو با کالسکه میبردم پیاده روی
ورزش هم هنوز باشگاه نرفتم ولی تو خونه از همون روز اول شروع کردم، البته نه ورزش سخت و سنگین هااا... توی بیمارستان برای یک هفته چندتا حرکت ورزشی گفتن و گفتن حتما باید انجام بدی دیگه این شد شروع ورزشم
الان هم سخت و سنگین وقت نمیکنم...
من فقط و فقط مساله خواب رو داشتم و دارم

به نظر من اون روزا راحت تر بود بچه به جا بود الان باید بدوییم دنبالش اینور نره اونور نره اشغال نخوره نیوفته یه وقت

والا من میگم وقتی بچه آوردی خواب راحت و خوراک آسوده و فکر بی دغدغه برات میشه آرزو

تغییر وزن
تغییر ساعت خواب و مقدار خواب و استراحت
تامی های تفریح و بیرون رفتن
تغییر در رابطه عاشقانه با همسر
خیلی چیزا تغییر کرده
بیشتر کار میکنم و بیشتر خسته میشم کمتر برای خودمم

سوال های مرتبط