سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۲ سالگی
دیروز بدترین روز عمرم بود اونقد بد بود که از درد خیانت اون...(جای خالی رو خودتون پر کنید)بدتر بود،مادرم ب اون آدم پیام داده بود ک هربار بچ ب بچ های دیگ ک پدر کنارشونه با حسرت نگاه میکنه نفرینت میکنم خلاصه یه بحث وجدلی هم این وسط داشتن که بعدش من با مادرم بحث کردم که چرا بهش پیام داد مامانم گفت دیگ طاقت نیاوردم ک حرف نزنم بهش اخه مگ آدم این همه بی وجدان میشه؟...نشستم رو مبل شروع کردم ب گریه کردن دلم برای بچه ام میسوخت و میسوزه.مادرم درو باز کرد ک بره دخترم دید ک رفت یهو زد زیرگریه و هعی یه حرکت هایی کرد پرید و خلاصه یهو اصلا نمیدونم چجوری افتاد رو میز مبل دستم رو سریع گذاشتم رو لبه میز و یک آن واحد دیدم کل صورتش خونه،چشام سیاه سفیدی رفت،حس میکردم دیگ الانه ک بمیرم وقتی جیغ میزد و گریه میکرد اونقد پارگی عمیق بود ک از رو صورتش دندوناش معلوم بود،فریاد زدم مامااااان.اومد شروع کرد ب گریه و فریاد.سریع با همون لباس تو خونه رفتیم درمانگاه ک گفتن باید سریع بخیه بخوره و نامه دادن برا ولایت،بچ بیمه اش قط شده.تو کارتم فقط ۲بود مادرم هم هرچی داش مای بیبی خریده بود و آخر ماهه دیگ،پیام دادم ب پدرش گفتم سریع همین الان برام پول بزن صورت بچ باید بخیه بخوره بیمه نداره من پول ندارم بهت ۲روزه برمیگردونم فقط برام بزن.
ادامه تاپیک بعد
#شیرخشک
#مای بیبی
#پوشاک
#فرزند پروری
مامان اِلای مامان اِلای ۲ سالگی
بچه ها امشب با دخترم رفتم حموم و کلی اب بازی کردم بعد اومدم بشورمش طبق عادتش و چیزی ک منو باباش بهش یاد دادیم ک ب جای خصوصیش میکیم عیب جلوشو گرفت بعد حین اب بازی چندبار پرسیدم لبو دست و پا و.. کو بعد یبارم گفتم عیبت کو سریع جلوشو گرفت از این بابت خوشحالم ک دخترم اینو میفهمه اما از این ناراحتم ک من دخترم عشق اب بازی و حمومه و هرکی بره حموم اینم فوری میپره میره و یبار با پدربزرگش و یبارم با عموش رفته ک من هر دوبار نبودم و مادربزرگش فرستادتش بعد من دخترمو با باباش نمیفرستم حموم زیاد بفرستمم باباش با لباس زیر پیشش حموم میکنه درسته اون دوبارم با اونایی ک رفته اونام لباس تنشون بوده و عموش و پدربزرگش خیلی رعایت میکنن و میبرنش باهاش اب بازی میکنن بعد ک دخترمو دادن بیرون خودشون شروع ب شستن میکنن و کلا از اونایین ک خیلی حساسن ولی من دلم نمیخواد دخترم با هیچکسی بجز خودم بفرستم حموم چجوری اینو ب دخترم یاد بدم ک با هیچکسی نره حموم ب نظرتون زوده؟ اینم بگم دخترم عاشق وقت گذروندن با عموشه مخصوصااا ک اسم اب بازی باهاش میاد دیگ دخترم میشه فشفشه🤣🤣
مامان آرشیدا و نیلدا مامان آرشیدا و نیلدا ۲ ماهگی
پارت دوم
ساعت تقریبا ۵ رسیدیم بیمارستان
رفتم زایشگاه معاینه ام کرد گفت میشه آبت سرجاشه با چیزایی ک گفتم گفت آره سوراخه
دهانه رحمت هم ۳سانت بازه بستری
خلاصه تا کارا بستری اینا کردیم شد۵ونیم عصر ب ماما همراهم ک‌خانم سعیدباغی بودن زنگ زدم تا ۶ خودشونو رسوندن
بعد مامای شیفت به ماما همراهم گفت چرا زود اومدی هنوز ۳سانت و کار داره و..... برو ۱ساعت دیگ بیا
ماما همراهم گفت بازم ی معاینه بکن چون بهش گفتم ۳تا۴سانت بازه
خلاصه معاینه ام کردن گفت همون۳ سانته ولی رحمش خیلی آماده س با ورزش اینا سریع فول میشه
ماما همراهم موند پیشم و ورزش اینا کردیم خیلی درد داشتم کیسه آبمم ۴سانت شدم زدن برام ولی آب خیلی کم اومده چون کیسه آبم سوراخ شده بود
خلاصه خیلی درد بدی داشتم هی گفتن میخای اپیدورال بزنیم برات گفتم نه نمیخام با ورزش و ماساژهایی ک ماما میداد آروم میشدم
ساعت ۷ونیم شد گفتم من زور دارم بچه داره میاد
شانس بد من تایم تغییر شیفت بود هرچی من گفتم ماماهمراهم گف بچه ش داره میاد بیاین ببرین اتاق عمل
گفتن ماما نیومده تغییر شیفته😑🤦🏻‍♀️
#زایمان#بارداری#فرزنذ#
مامان مغزکاهو🥬 مامان مغزکاهو🥬 ۲ سالگی
سلام من اومدم با تجربه شب اول از شیر گرفتن
اول اینکه پسرم خیلی وابسته ب سینم بود شدیییییییدا مثل تنبل درختی بمن چسبیده بود🦦😬امروز بعداز ظهر اصلا نخوابید چون شیر میخاست و ندادم بهش هرچی اصرار از من انکار میگفتم اووووف شده و گریه الکی بعد به سینم ب طرز خیلی زیادی رژ لب قرمز زدم چون پاک میشد با لباسم لاک قرمز زدم ک پاک نشه اگه نمیزدم ده دفعه خورده بود
بعد ناهارشو بهش دادم
بعد دسر موزی بعد یکم فیلمو بازی گوشی با دادشش بردمش پارک و تاب بازی و بستنی و اوردمش خونه هلاک بود ولی نمیخابید شامش دادم
شامشو ماکارونی درست کردم
قسمت مهم خوابوندنه اونایی ک بچه هاشو رو پا میخابیدن راحتناما بچه من فقط باید سینه تو دهنش بود منو او داداشش دراز کشیدیم تو شیشه شیرش اب کردم ارووووم ارووم پشتشو دست کشیدم و سرشو اروووم نوازش و نوازش تا کم کم خوابش برد طفلکی دهنش دنبال سینه بود هی میجنبوند ک انگار ی چی تو دهنش باشه من اینجا خیلی ناراحت شدم اما گفتم اگه الان بهش بدم دیگه زحمتام ب باد میره و خلاصه فعلا که خوابیده این بود تجربه شب اول