۱۲ پاسخ

ای جانم عزیزم باز خداروشکر که هر دو صحیح و سالمید چشمت روشن عزیزم ایشالله زود زود گل دخترت خوب میشه و با هم میرید خونه 🥹🥹🥹💖💖

عزیز انشاالله دختر گل تو زودتر بغل بگیری. برات صلوات و آیه الکرسی میخونم.

وای منم عفونت ادراری دارم
استرس گرفتم😭
مرسی ک تجربتو گفتی سریعتر پیگیریش کنم

من عفونت واژن دارم اونم خطرناکه؟
از اول بارداری درگیرشم هی دارو میخورم خوب میشه باز بعد ۲ ۳ هفته دوباره میگیره موندم چیکار کنم واقعا

الهی عزیزم🥺🥺
الهی ک بچت صحیح سالم بیاد بغلت عزیزم.
الهی زود زود خوب بشه❤️

این کانال معتبره و مورد اعتماد خودم کلی ایده ماه‌گرد تولد داره بدو عضو شو تا پاک نشده ❌❌❌❌👇
@qwer1no

انشالله که بخیر میگذره علائم عفونت ادراریت چیبود

عزیزم آروم باش
قوی باش
خیلی به خودت برس
خیلی زیاد
هر روز برو بالاسر بچت براش قرآن و کتاب قصه بخون و ارتباط بگیری بهش تا بتونی سریعتر بغلش کنی

الهیییی بگردممم عزیزم ایشالا که خیره و بچتون رو سالم و سلامت بغل بگیرین
مراقب به خودتون باشید عزیزم🫶🏻

از ته قلبم برات دعا میکنم ک دختر خوشگلتو صحیحو سالم بغل بگیری امروز برا سلامتیش قران میخونم

چه علائمی داشتی از عفونت

الهی بگردم
توکل ب خدا
من برات ی ایت الکرسی میخونم الهی صحیح سالم بیاد خونه🤲🏻

سوال های مرتبط

مامان رادمهر 💙 مامان رادمهر 💙 ۶ ماهگی
امروز بالاخره میخام منم تجربه زایمانم رو بگم🥹🥹🥹
من دو روز انقباض و درد شدید داشتم دوبار رفتم زایشگاه گفتن ۳سانتی برو هر وقت نزدیک زایمانت بود بیا دو روز تمام تو خونه درد کشیدم پیاده روی کردم دوش اب گرم گرفتم اسکات زدم اما فایده ای نداشت تا اینکه غروب نوزدهم کیسه ابم پاره شد رفتیم بیمارستان معاینه ام کرد ۴سانت بودم بستری شدم بردنم تو یه اتاق کلی ادم ریخت اونجا هر کدومشون ۱۰بار معاینه ام کردن دیگه نزدیک ۵سانت شدم گفتم برام بی حسی زدن با بی حسی تا ۱۰سانت اصلا درد زیاد نکشیدم وقتی ۱۰سانت شدم اومدن دوباره معاینه ام کردن گفتن لگنم خیلی تنگه و اصلا بچه طبیعی نمیاد سریع اتاق عمل اماده کردن بردنم اتاق عمل تو اتاق عمل که دراز کشیدم دوبارع معاینه شدم دکتر گفت سر بچه پیداست نمیتونن سزارینم کننن همونجا منو مجبور کردن زور بزنم منم خیلی همکاری کردم باهاشون حتی برش هم زدن منو اما نتونستن بچه رو بیرون بیارن موها بچه حتی پیدا بود گیر کرده بود ضربان قلبش افت کرد منم بی حال شدم دیگه سریع بیهوشم کردن و سزارین شدم ساعت ۲۳:45دقیقه پسرم به دنیا اومد و رفت دستگاه منم بعد سزارین تازه هزار تا درد و مرض افتاد به جونم عفونت کردم تب داشتم نفس تنگی داشتم سرفه میزدم از دو جا هم بخیه خورده بودم یعنی قشنگ مرگو جلو چشمام دیدم منو پسرم یک هفته بستری بودیم بیمارستان
مامان ماهنورم مامان ماهنورم روزهای ابتدایی تولد
مامان لنا خانوم 🩷✨ مامان لنا خانوم 🩷✨ ۱۰ ماهگی
تجربه سزارین من:

خبببب من ۳۷ هفته و ۳ روز ب خاطر دردایی ک داشتم قبلش و تهدید ب زایمان زودرس بودم زایمان کردم
۳۶ هفته و ۴ روز دردم گرفت ک رفتم بیمارستان دولتی نزدیک ان اس تی دادم گفتن ک درد رو نشون داده و ضربان قلب بچه خوب نیست
معاینم کردن ی فینگر (۱سانت) بودم ک گفتن بستریت می‌کنیم و بهت آمپول فشار میزنیم تا زایمان کنی
ولی بچه ممکنه بره دستگاه و اینجا nicu پره و از این حرفاااا
دردای من انقباض بود
ینی ی نقطه از شکمم مخصوصا دور ناف با حرکت بچه ک سفت می‌شد درد شدید میگرفت و این دردا شده بود هر ۷ دیقه ی بار
ب دکترم زنگ زدم گفتن ک برو بیمارستانی ک من هستم خودم میام بالاسرت ببینیم وضعیت چیه
اینقددددد استرس داشتم خصوصا ک همسرمم نبود
خلاصه ب بیمارستان دولتی ب‌زوررررر رضایت شخصی دادم و اومدم بیرون
فقط اومدم خونه لباس عوض کردم پروندمو‌برداشتم و رفتم بیمارستان خصوصی ک دکترم هست
رفتم اول ان‌ اس تی گرفتن و درد و انقباض رو‌ نشون میداد
همچنین ضربان قلب بچه خوب نبود ب دکترم گفتن
ک دکترم گفت باید بستری شم
بستریم کردن و سولفات و بتامتازون(آمپول ریه) بهم تزریق کردن
و مراقبتا شروع شد ولی همچنان درد داشتم
بدیش این بود ک تو زایشگاه بستریم کردن و اجازه داشتن گوشی و همراه رو نداشتم و این خیلی سختترش می‌کرد ….