۱۱ پاسخ

ای جانم عزیزم باز خداروشکر که هر دو صحیح و سالمید چشمت روشن عزیزم ایشالله زود زود گل دخترت خوب میشه و با هم میرید خونه 🥹🥹🥹💖💖

عزیز انشاالله دختر گل تو زودتر بغل بگیری. برات صلوات و آیه الکرسی میخونم.

من عفونت واژن دارم اونم خطرناکه؟
از اول بارداری درگیرشم هی دارو میخورم خوب میشه باز بعد ۲ ۳ هفته دوباره میگیره موندم چیکار کنم واقعا

الهی عزیزم🥺🥺
الهی ک بچت صحیح سالم بیاد بغلت عزیزم.
الهی زود زود خوب بشه❤️

این کانال معتبره و مورد اعتماد خودم کلی ایده ماه‌گرد تولد داره بدو عضو شو تا پاک نشده ❌❌❌❌👇
@qwer1no

انشالله که بخیر میگذره علائم عفونت ادراریت چیبود

عزیزم آروم باش
قوی باش
خیلی به خودت برس
خیلی زیاد
هر روز برو بالاسر بچت براش قرآن و کتاب قصه بخون و ارتباط بگیری بهش تا بتونی سریعتر بغلش کنی

الهیییی بگردممم عزیزم ایشالا که خیره و بچتون رو سالم و سلامت بغل بگیرین
مراقب به خودتون باشید عزیزم🫶🏻

از ته قلبم برات دعا میکنم ک دختر خوشگلتو صحیحو سالم بغل بگیری امروز برا سلامتیش قران میخونم

چه علائمی داشتی از عفونت

الهی بگردم
توکل ب خدا
من برات ی ایت الکرسی میخونم الهی صحیح سالم بیاد خونه🤲🏻

سوال های مرتبط

مامان رادمهر 💙 مامان رادمهر 💙 ۸ ماهگی
امروز بالاخره میخام منم تجربه زایمانم رو بگم🥹🥹🥹
من دو روز انقباض و درد شدید داشتم دوبار رفتم زایشگاه گفتن ۳سانتی برو هر وقت نزدیک زایمانت بود بیا دو روز تمام تو خونه درد کشیدم پیاده روی کردم دوش اب گرم گرفتم اسکات زدم اما فایده ای نداشت تا اینکه غروب نوزدهم کیسه ابم پاره شد رفتیم بیمارستان معاینه ام کرد ۴سانت بودم بستری شدم بردنم تو یه اتاق کلی ادم ریخت اونجا هر کدومشون ۱۰بار معاینه ام کردن دیگه نزدیک ۵سانت شدم گفتم برام بی حسی زدن با بی حسی تا ۱۰سانت اصلا درد زیاد نکشیدم وقتی ۱۰سانت شدم اومدن دوباره معاینه ام کردن گفتن لگنم خیلی تنگه و اصلا بچه طبیعی نمیاد سریع اتاق عمل اماده کردن بردنم اتاق عمل تو اتاق عمل که دراز کشیدم دوبارع معاینه شدم دکتر گفت سر بچه پیداست نمیتونن سزارینم کننن همونجا منو مجبور کردن زور بزنم منم خیلی همکاری کردم باهاشون حتی برش هم زدن منو اما نتونستن بچه رو بیرون بیارن موها بچه حتی پیدا بود گیر کرده بود ضربان قلبش افت کرد منم بی حال شدم دیگه سریع بیهوشم کردن و سزارین شدم ساعت ۲۳:45دقیقه پسرم به دنیا اومد و رفت دستگاه منم بعد سزارین تازه هزار تا درد و مرض افتاد به جونم عفونت کردم تب داشتم نفس تنگی داشتم سرفه میزدم از دو جا هم بخیه خورده بودم یعنی قشنگ مرگو جلو چشمام دیدم منو پسرم یک هفته بستری بودیم بیمارستان
مامان ماهنور مامان ماهنور ۱ ماهگی
مامان 🩵🫀آرتین🫀🩵 مامان 🩵🫀آرتین🫀🩵 روزهای ابتدایی تولد
تجربه ی من از زایمان سزارین🥲
دیروز ساعت سه و نیم ظهر رسیدیم بیمارستان تا معاینه کردن و گفتن خانوم چهارسانت باز هستی و کیسه آب پاره شده سریع دادنم اتاق عمل توی اتاق عمل استرس زیادی داشتم و چون قلبم مشکل داشت دکتر میترسید بی حسی رو بزنه خلاصه جوری شد که درد طبیعی رو هم کشیدم تا تونستم آروم شم و بی حسی رو بزنن بی حسی رو زدن اصلا نفهمیدم فقط یکم سوزش داشت عین آمپولی که تو پا میزنن بود عمل رو شروع کردن و بچه رو برداشتن خداروشکر خوب بود ولی شروع کردن به زدن بخیه دوبار بخیه رو زدن برگشتن گفتن که شل هستش و توی بار سوم درست بخیه زدن تا اینجا خوب بود🌱💖
ولی تا اینکه اثرات بیحسی رفت یعنی یا خدا چه اوضاعی که نبود دردای بعد عمل برای من غیر قابل تحمل بود دیشب و تا صبح نخوابیدم اومدن و سعی کردن که بلندم کنن راه برم سه بار بلندم کردن و نتونستم سرم گیج رفت با ویلچر آوردنم رو تخت ولی الان خداروشکر بهترم تونستم راه برم و دستشویی هم رفتم حالا منتظرم دکتر بیاد مگاه کنه
خلاصه که زایمان خیلی سختی داشتم و خیلی خون زیادی از دست دادم اگه شرایطم خاص نبود و برمیگشتم عقب بی شک زایمان طبیعی رو انتخاب میکردم البته این تجربه ی شخصی منه و بدن با بدن متفاوته ولی واسه من خیلی سخت و سخت تر بود عمل😔🥲