۲۸ پاسخ

ولی من دوس دارم با همون لباس بیمارستان و رنگ و روی زرد عکس بگیرم، آخه واقعی تره هیچ ادایی پشتش نیست باید مشخص باشه که چه سختی و زحمتی کشیدم تا پسرمو بدنیا آوردم ، بعدا که عکسمو ببینه بفهمه مادرش چه فداکاری ای کرده😄

من بعد زایمان خیلی شدید درد داشتم خیلی حالم بد بود اینکه پارگی رگ ها خونریزی هم برام پیش اومد حین عمل درد سزارین رو چند برابر کرد برام ولی وقتی رفتم سرویس صورتم‌شستم ازکمر ب پایینموشستم سینه هاموشستم با آب گرم ک شیرم راه بیفته موهامو با آب یکم تمیز کردم چون عرق کردن بودم بعدم لباس تمیز ک برده بودم خودم تنم کردمو موهامو شونه زدمو پنکک ورژن زدم با وجود کلی درد توراهرو راه میرفتم پرستاراتوراه و رد میشدن بهم میگفتم مامان خوشگل 😂وقتی میرفتم روی تختم ازدرد میمردم فریاد میزدم مسکن بزنین بهم هی مامانمو می‌فرستادم سراغ پرستارم می‌گفت بابا اینجور توبه خودت رسیدی بهت نمیخوره ایقد درد داشته باشی با صدای نالان وپردردم می‌گفتم مسکن بزن مسکن بزن فقط 😂تاالن حد درد داشتم صدام بزور درمیومد

خیلی سخت بود😭 با اینکه سز بودم من حتی نتونستم مسواک بزنم، واقعا اونا که میتونن دمشون گرم😭

واقعا هم همینه عزیزم منم از اتاق عمل هرموقع اومدم اوضاع جالبی نداشتم
بخاطر همین اصلا لباس نمیبرم چون میدونم با اون شرایط پاشدن و لباس عوض کردن خیلی سخته!🤦🏻‍♀️
ایشالا وقتی اومدیم خونه عکس میگیریم😅

منم کیسه آبم‌ پاره شده‌ بود یهویی رفتم بیمارستان حتی اصلاح نکرده بودم تو بیمارستان ازم پرسیدن فیلم برداری میخوای اینقدر حالم بد بود گفتم نه نه ولی رفتن بیرون همسرم رزرو کرد بهم گفت من فیلمبرداری و عکس گرفتم،دیگه وقتی گفتن باید چند ساعت دیگه سزارین بشی به همسرم گفتم کیف آرایشمو بیار قشنگ باهم نشتی شدید نشستم اصلاح صورت کردم آرایش کردم موهامو شونه کردم رفتم برای عکس و فیلمبرداری،برای روز بعد زایمان هم دو دست لباس برای خودم و دخترم آماده کرده بودم از قبل به همسرم گفتم بیارتش کرلی مو بیاره،اما اینقدر حالم بد بود به زور آرایش کردم چون پمپ دردم تموم شده بود داشتم میمردم از درد،دیگه نتونستم موهامو درست کنم، فقط آرایش کردم و به زور لباس هارو عوض کردم یعنی داشتم میمردم هر عکسی میگرفت میپرسیدم تموم نشد، چون واقعاً به زور سرپا بودم.یعنی کل پروسه شاید نیم‌ساعت بود اما چندین‌ ساعت برام طول کشید.
خواستم بگم که واقعاً کار سختیه و تحمل درد زیادی میخواد من که اشکم در اومده‌ بود از درد،ولی مجبوری بخاطر نی نی تحمل کنی

لباس مجلسی میپوشن ازینا که دانتل و پر ازش آویزونه،هم خیلی جونشو دارن هم حوصله ،من حتی قبل از بارداری ام اینارو میدیدم تعجب میکردم😅

من شب زایمانم شوهرم گوشیش گم شد داشتیم دوتایی کل اتاق رو می‌گشتیم در این حد اوکی بودم

من بعداز زایمان مثل یه جنازه از بخش به ان آی سیو با بدن ناتوان وخسته .بجای خونه حمام نرفته .الان بدنم ورم کرده از خودم خستم نه از بچه

منم 😂فقط یادم میاد موهامو شونه زدم تموم

نه من فردای سزارین ست لباس مادر و نوزادی که گرفته بودم با دخترم پوشیدیم آرایشم کردم اومدن تو بخش عکاسیمونو که پکیجشو گرفته بودم انجام دادن😂

دقیقا منم به همین فکر میکردم، تا الان که ۱۳ روز گذشته هنوز وقت نکردم به خودم درست و حسابی برسم یا لباس خوب بپوشم عکسای قشنگ بگیریم، حتی تو بیمارستانم قبل عمل ارایش کرده بودم بعد‌ عمل حالم انقدر بد بود گفتم بقیه پاکش کردن😂🙂

این بی جونی ما بعد زایمان عادیه، ما واقعی هستیم،خیلی به فضای مجازی و آدما توجه نکن، اونا خودشونو مجبور میکنن ک قشنگ باشن، چون تو فامیلمون دارم و میبینمش بهت اینو میگم

منم دقیقا اون همه سناریو داشتم دریغ از عمل
چشم فقط اشک بود اونقد ک درد داشتم

مگه میشه آرایش کنی یه سرم وصل به دستت نمیتونی دستت ببری دهنت من مامانم غذا میداد دهنم و موهامو می‌بست چه برسه ارایش

دقیقا🥺🥺🥺

بعد سزارین با پمپ درد و شیاف میشه کارهایی ک میخوای انجام بدی من بعد اینکه سوندم کشیدن کامل رو پا بودم ولی چون عکاسی اینا نداشتم لباس عوض نکردم یا ارایش نداشتم

من که کلی لباس بردم بعد مرخص شدن بپوشم اخرشم پسرم رفت ان ای سیو با همون لباس بیمارستان با گریه رفتم خونه

درد داشتی که نتونستی؟؟

من تا یه هفته سرویس نمیتونستم تنها برم ارایش پیشکشم باشه

من طبیعی بودم درسته قبل زایمان مرگ رو به چشمم دیدم اما بعد زایمان از تونل مرگ اومدم بیرون و واقعا هم با مسکن ها سرپا بودم
الانم بعد ۵ روز چون تازه اثر مسکن ها رفته درد لگن یکم شروع شده ک با مفنامیک اسید حل میشه
اونایی که سزارین ان حتما همراهشون ارایششون میکنه یا لباسشونو عوضدمیکنه براشون

من بردم و پوشیدم گفتم دردم داشته باشم عکس ک یادگاری میمونه
درد وادم یادش میره🤕😂🚶‍♀️‍➡️

والا منم عین شما بودم. با هزار سختی از تخت میومدم پایین. به هر دوتا دستم سرم و پمپ درد بود حال نداشتم حتی موهامو شونه کنم😐

من که می‌خوام ببرم و آرایش کنم 🤭🤭🤭🤭

میخواستم لباس بخرم و ... پس کنسل 😂مرسی ک گفتی

🤣🤣🤣🤣منم. لوازم ارایشی. بردم با خودم

دقیقااا رو تخت افتاده بودم میگفتم چرا فک میکردم منم مث بلاگرا میتونم سرپا بشم🤣

منم هنوز بعد دوماه و نیم از بی حالی و بی حسی افتادم و حوصله هیچی ندارم

منم مثل خودت بودم حوصله نداشتم حرف بزنم چه برسه این کارا

سوال های مرتبط

مامان رُز مامان رُز ۶ ماهگی
#تجربه زایمان ۴

من واقعا هنوز بعد ۶ روز هم دلم هم بخیه هام درد میکنه ولی خب سرپا هستم و کار هامو میکنم من تقریبا دوروز بیمارستان بودم و توی اون دوروز بالای ۲۰۰ باز معاینه ام کردن و دست کردن توم چیزی که من بعد از زایمانم متوجه شدم اینه که اولا تا جایی که میتونید برید جای خصوصی واقعا برای زایمان اگر هم میخواید برید دولتی نرید بیمارستان های تامین اجتماعی اتفاقا برید بیمارستان های آموزشی که دانشجو دارن چون امکانات بیشتری دارن اینحا که من رفتم خیلی محیط تمیز و خوبی داشت ولی خود پرسنل اومدن گفتن که نه آن آی سئو قوی داره گفتن نوزاد ۳۲ هفته ام اینجا زنده نمیمونه نه امکانات خوب برای سزارین یا حتی همون اتفاقی که بعد از زایمان برای من افتاد و گفتن حتی بیمارستان های آموزشی خیلی راحت تر سزارین میکنن چون امکاناتش رو دارن راستی از زمانی که من بستری شدم ۱۲ نفر زایمان کردن بعد من زایمان کردم اینم از پروسه زایمان من راستی من دوروز کامل که درد کشیدم ناشتا بودم و اون دوروز فقط یه دونه آبمیوه خوردن فکر کنید با اون درد نمیذاشتن حتی چیزی هم بخورم داشتم واقعا میمردم
مامان 🌙MAHDYAR💙 مامان 🌙MAHDYAR💙 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمانم(طبیعی)۱۴۰۵.۶.۱💙😍پارت آخر:خلاصه ماما همراه خیلی خوبه حتی مثل ماست هم وایسه حداقل بعد زایمان ینفر در کمپوت هم برات باز کنه خیلیه من کمرم همونجور رو تخت زایمان گرفت انقدر صدا زدم ینفر نمیامد دستمو بگیره صاف بشینم رو تخت بچمم دیر لباس پوشوندن بعد ۳ ساعت بخاطر اون یکم انگار سرما خورده بود من خودم‌گفتم ماما بگیرم بیمارستان گفت اجازه نمیده منم بیخیال شدم ولی بعدن فهمیدم همچین چیزی نیست هم اتاقی ام بعد زایمان با یه متخصص خوب زایمان کرده بود اون اومدهدبود کل پروسه بالا سرش نمیدونم چرا به من گفتن نمیشه 😐حالا یچیز خنده دار ساعت ۵ صبح صبحانه آوردن من تازه بستری شده بودم دستم سدم فشار نمیتونم تکون بدم رو شکمم دستگاه آن اس تی نوار قلب با سیم های دراز نمیتونستم تکون بخورم کمرم گرفته بود اومدن صبحانه به من یه پنیر کوچیک و یه کوجه کانل با چاقو دادن من حتی نمیتونستم با یک دست به صورت نیمه خوابیده در پنیر رو باز کنم چه برسه برای خودم گوجه خورد کنم😂😂😂خدارشکر بازم اینا خاطره میشه درکل زابمان طبیعی خیلی راضی بودم سخت بود ولی انگار نه انگار اصلا هم‌گشادی ظاهری و دست زدم حس نکردم همونم که بودم بخیه ام فقط انگار ضخیمه انشاالله خوب بشه اونم حله از بیمارستان هم راضی بودن فقط ماما و همراه خوب داشته باشید کمکتون کنه خیلی بهتره
بارداری زایمان زایمان شیردهی شیردهی نوزاد نوزاد تغذیه