تجربه زایمانم(طبیعی)۱۴۰۵.۶.۱💙😍پارت آخر:خلاصه ماما همراه خیلی خوبه حتی مثل ماست هم وایسه حداقل بعد زایمان ینفر در کمپوت هم برات باز کنه خیلیه من کمرم همونجور رو تخت زایمان گرفت انقدر صدا زدم ینفر نمیامد دستمو بگیره صاف بشینم رو تخت بچمم دیر لباس پوشوندن بعد ۳ ساعت بخاطر اون یکم انگار سرما خورده بود من خودم‌گفتم ماما بگیرم بیمارستان گفت اجازه نمیده منم بیخیال شدم ولی بعدن فهمیدم همچین چیزی نیست هم اتاقی ام بعد زایمان با یه متخصص خوب زایمان کرده بود اون اومدهدبود کل پروسه بالا سرش نمیدونم چرا به من گفتن نمیشه 😐حالا یچیز خنده دار ساعت ۵ صبح صبحانه آوردن من تازه بستری شده بودم دستم سدم فشار نمیتونم تکون بدم رو شکمم دستگاه آن اس تی نوار قلب با سیم های دراز نمیتونستم تکون بخورم کمرم گرفته بود اومدن صبحانه به من یه پنیر کوچیک و یه کوجه کانل با چاقو دادن من حتی نمیتونستم با یک دست به صورت نیمه خوابیده در پنیر رو باز کنم چه برسه برای خودم گوجه خورد کنم😂😂😂خدارشکر بازم اینا خاطره میشه درکل زابمان طبیعی خیلی راضی بودم سخت بود ولی انگار نه انگار اصلا هم‌گشادی ظاهری و دست زدم حس نکردم همونم که بودم بخیه ام فقط انگار ضخیمه انشاالله خوب بشه اونم حله از بیمارستان هم راضی بودن فقط ماما و همراه خوب داشته باشید کمکتون کنه خیلی بهتره
بارداری زایمان زایمان شیردهی شیردهی نوزاد نوزاد تغذیه

۸ پاسخ

مگه همون لحظه موقع زایمان نمیشه از بیمارستات ماما بگیریم؟؟؟
باید از قبلش بگیریم؟

منم میخوام برم این بیمارستان ولی چشمم ترسید من از تنها بودن تو اون وضعیت میترسم ای خداا من چه غلطی بکنم اخه 😩

شهرماهم نمیذارن ماما همراه ببری بیمارستان فقط کادر خود زایشگاه منم ب شدت از بی مسولیتی شون میترسم
بدبختی تو مطب خصوصیم زایمان کنی بعد بهت شناسنامه نمیدن

الهی ب سلامتی و دل خوش عزیزم..شما برای اینکه بچه بچرخه ورزش خاصی هم کردین یا نه خودش سفالیک شد من الان دو هفته پیش بریچ بود الان نمی‌دونم دعا کنین سفالیک باشه طبیعی زایمان کنم

بعد منی ک یهو مامایی ک داشتم سر اینکه دیر رفتم پیشش پرونده مو جلو روم پاره کرد گفت ن ماما همراه میشم ن خصوصی و برو پیش همون متخصص زنانت🫠 الانم انگاری واقعا شرایطم جوری شد ک سزارین بشم و خوشحالم پول به اون نمیدم
قسمت نبود طبیعی بشم و انگار یه حکمتی بود ک اینجوری شد

واای صبحانه زن زائو پنیر و گوجه آخه
کاش یاد بگیرن حداقل یه چیز گرم بدن به مادر 😆🥲

سلام عزیزم کدوم بیمارستان بودی

کدوم بیمارستان؟
خداروشکر ک برات خوب بوده
و اینکه وزن بچه چقد بود

سوال های مرتبط

مامان 🌙MAHDYAR💙 مامان 🌙MAHDYAR💙 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمانم(طبیعی)۱۴۰۵.۶.۱💙😍پارت چهارم:تو اون حین ساعت ۶ صبح هم یه صبحانه دادن خلاصه من اصلا و ابدا درد نداشتم ریلکس بچه هم حرکاتش خوب بود ساعت ۹ تا ۱۲ که سرم فشار برام وصل بود درد شدید گرفتم انقباضات منظم و هر ۳ الی ۵ دقیقه یکبار بود منم چون کیسه آبم ۳ شب پاره شده بود قبلش هم فعالیت داشتم خسته بودم جون نداشتم وقتایی که درد نداشتم خوابم میامد وقتی درد داشتم حس شدید زود با دم و بازدم و صدا های بم رد میکردم بدترین قسمت ماجرا این بود اون نوار قلب کوفتی همش بهم وصل بود جلو دست و پاهام بود همش هم رو تخت دراز بودم سرما تو دست آویزون از دستگاه نمیتونستم یکم تحرک کنم حین درد یا رو توپی چیزی بپر بپر کنم حرکات لگنی کنم دردم کم بشه هیچ کس هم کمکم نمیکرد راهنمایی نمی‌کرد تو اتاق تنها بودم فقط با دم و بازدم رد میکردم درد هارو خدارشکر آستانه دردم بالا بود درکل کل پروسه زایمان و دردم از ۹ صبح تا ۱۲ ظهر که زایمان کردم ۳ ساعت بود کلا ۳ ساعت درد کشیدم و زایمان کردم....
بارداری زایمان زایمان شیردهی شیردهی نوزاد نوزاد تغذیه
مامان محمد علی 💙👶🏻 مامان محمد علی 💙👶🏻 ۲ ماهگی
تجربه زایمان ( پارت ۳ )
خیلی اذیت شدم هم روحی و هم جسمی . فکر نمی‌کردم این همه تلاشم آخر بی نتیجه بشه . سزارین هم خیلی اذیت شدم . وسط عمل به شدت پهلو درد شدم و قفسه سینم درد میکرد که بهم خواب آور زدن و گیج شدم یکم . بعد عمل تا دو هفته بعدش پهلو درد شدید بودن و به شدت درد داشتم . خلاصه خیلی ناراحتم ازین وضعیت و با اینکه به شدت درد طبیعی کشیدم اما خیلی دوست داشتم طبیعی بشه تا اون وضعیت و درد شدید بعد عمل .
از بیمارستان هم اصلا راضی نبودم . البته تو بخش همه چی خوب بود . رسیدگی واقعا خوب بود . اما بخش زایمان اصلا خوب نبود . چون کلاس زایمان راحت رفته بودم ، هرکاری میخواستم بکنم میگفتن این روش ها به درد نمیخوره بخواب رو تخت و ان اس تی . ماما همراه هم خودشون به زور گرفتن یعنی برگشو دادن امضا کردم اما فهمیدم که اصلا منظور از ماما همراه تو این بیمارستان ماساژ و ورزش و زایمان فیزیولوژیک نیست ، بلکه انجام دادن کارهای معمولی از جمله ان اس تی هست که اصلا وظیفه یک بیمارستان دولتی هم همینه . خلاصه اصلا بیمارستان عرفان سعادت آباد رو برای زایمان طبیعی پیشنهاد نمیکنم اصلا روش های زایمان فیزیولوژیک رو قبول نداشتن و اجازه نمیدن . الکی هم پول ماما گرفتن ولی ماما فقط می‌آمد و معاینه میکرد و ان اس تی می‌گرفت .
مامان Diyako مامان Diyako ۴ ماهگی
زایمان طبیعی
پارت سوم
شوهرم تا اومد خونه خاست ببردم دکتر ولی قبول نکردم با مادرم نهار خوردن و منم ظرفارو شستم و کم کم شروع کردم اماده شدن وقتی رفتم بیمارستان ساعت ۲/۳۰ بود معاینه شدم ک دید دهانه رحمم ۴ ساعت و ۴۰ درصده ک ب گفته ماما همراه ام اماده زایمان بودم....
ساعت ۳ بود ک بستری شدم و پرستار برام یه امپول فشار زد تا ماما همراه ام برسه....
درد هام شدید تر شده بود ولی همش راه میرفتم و اسکات میزدم اصلا ننشستم ماما ام ک اومد سابقه زایمان مادر و خواهر هام رو پرسید و یبار دیگه معاینه کرد باز همون ۴ سانت و ۴۰ درصد بودم ولی با درد شدید تر چندتایی ورزش داد و اخر سر گفت طبق سابقه خانوادگیت کیسه آبت پاره بشه بچت میاد...
کلی روی توپ نشستم ولی پاره نشد اخرش هم خود ماما پارش کرد و از رو تخت بلندم کرد.... منو رو ب تخت نگه داشت و با روغن کمرم رو ماساز داد و طوری ک یه لحظه احساس مدفوع شدید بهم دست داد ولی حتی ادرار هم نداشتم چه برسه مدفوع از صبح هم هیچی نخورده بودم....
بعد این کار باز منو رو تخت نشوند و کف پاهام رو ب هم چسبوند....
مامان پرنسا 🩷🌸 مامان پرنسا 🩷🌸 ۹ ماهگی
خانما خیلی ممنونم بابت تبریک های که گفتید و نشد جواب بدم
از زایمانم خلاصش رو میگم من فشارم بالا بود رفتم بیمارستان دیشب معاینه کرد گفت سه سانت باز شدی بستری کردن به ماما همراهم زنگ زدن اومد باز معاینه کردن 5 سانت شدم کلی ورزش با ماما همراهم انجام دادیم تا 7 سانت قابل تحمل بود برام ولی بعدش خیلی سخت شد واقعا از ساعت 11 شب رفتم تو فاز فعال زایمان یعنی درد شدید میگرفت تا 2:20 شب که زایمان کردم خیلی خوب بود واقعا اصلا سخت نبود مثل زایمان اولم من زایمان اولم مرگ رو با چشام دیدم ولی این زایمان کلا فرق میکرد البته به لطفه ماما همراهم دیگه زایمان کردم ولی به خونریزی شدید افتادم هرکاری میکردن خوب نمیشد دکترا ترسیده بودن انقدر شکمم رو فشار دادن یعنی کرتاژ دستی شدم خیلی اون لحظه سخت بود
ولی در کل الان خوبیم دخترمم 37هفته 3 روز بود با وزن 2600 سالم بود دیگه خدارو شکر بعد بیمارستانش هم واقعا عالی بود سوم شعبان اینم از تجربه زایمانم انشاالله همه خانمای باردار به سلامتی زایمان کنن
مامان مهیار🤍 مامان مهیار🤍 ۱۶ ماهگی
ولی واقعا توی‌‌ زایمان طبیعی یه ماما خوب خیلی واجبه چون اگه اون نبود من نمی‌تونستم پاشم و تا فول میشدم خدا میدونست میشد ساعت چند ماما همراه خوب مهم ترین چیزه
بعد ک شدم ۸ سانت گف‌ برو معاینه شی معاینه شدم گفتن فولی و سر بچه پایینه حالا بشین زور بزن و منی ک توان نفس کشیدن نداشتم چه برسه بتونم زور بزنم و گاز بی حسی رو انتخاب کردم ولی واقعا خیلی دردش بد بود تمام بدنم می‌لرزید بچه خودشو محکم فشار میداد و کمرم انگار از وسط نصف شده بود. ساعت دو دراز کشیدم و زور زدم البته با کمک گاز بی حسی وگرنه کلا حال نداشتم توان نداشتم دیگ هعی گاز می‌گرفتم و هعی زور میدم ساعت چهار بالاخره زایمان کردم مهیار رو گذاشتن وسط سینم ولی من بیهوش بودم کلا 😂 بعدش بچه رو بردن و اصلا نترسید من وقتی با تیغ بریدن دیدم با چشمام ولی اصلا دردشو‌ متوجه نشدم حتی بخیه هارو و اصل ماجرا فشار دادن شکم بعد زایمانه که انگار یه بار دیگ‌ زایمان میکنی و اونم درد داره
خلاصه مهیار ۳۸ هفته دو روز با وزن ۲۷۰۰ به دنیا اومد 💙
تجربه هم‌ اینکه تا وقتی درداتون شدید نشده نرید بیمارستان یعنی وقتی که هر دو دقیقه گرفت
و ماما همراه هم حتما داشته باشید 💙
مامان Yazdan👶🏻 مامان Yazdan👶🏻 ۱۴ ماهگی
پارت سه😅

دیگه چون درد نداشتم با ماما همراهم ورزش کردیم و برام طب فشاری و ماساژ و انجام داد
واقعا راضی بودم چون از ۵/۳۰ که ماما اومد سر یک ساعت من فول شدم و دکتر اومد معاینه کرد و گفت فول شده یکم رو تخت با کمک ماما همراهم زور زدم که سر بچه کامل دیده بشه و نهایت ساعت ۷ بردنم اتاق زایمان
و ۷/۱۵ دقیقه فقط با دوتا زور محکم و قوی پسرم به دنیا اومد😍

واقعا پیشنهاد میکنم بجای جیغ و داد کردن با نفس دردارو رد کنید ..ماما همراه حتما بگیرید که خیلی کمک کننده است ...و در نهایت با کادر پزشکی همکاری کنید چون به نفع خودتونه
من خیلی همکاری کردم اصلا جیغ و داد نکردم هرچی گفتن انجام دادم و... و لحظه ای که دکتر بچمو دراورد گفت واقعا دوس دارم سه بار دیگه جلوم زایمان کنی از بس که همکاری خیلی خوبی داشتی کیف کردم از همکاریت❤️

خلاصه اینم از تجربه من
درکل از انتخاب زایمان طبیعی راضی بودم و خوب بود
از کادر بیمارستان و ماما همراه و اپیدورال هم واقعا راضی بودم خیلی خوب بود
مامان 🌙MAHDYAR💙 مامان 🌙MAHDYAR💙 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمانم(طبیعی)۱۴۰۵.۶.۱💙😍پارت پنجم:اون موقع که دو ساعت از درد هام گذشته بود کلافه بودم کسی هم کمکم نمی‌کرد ماما اومد بهم سر بزنه گفتم توروخدا کی زایمان میکنم خستم گفت حالا حالا مونده منم درد داشتم ترسم گرفت خلاصه انقباضات با زور میامد من آخراش دیگه چدن جون نداشتم واقعا بلند ناله میکردم حس فشار شدید گرفتم گفتم حتما سر لچس هر چی داد زدم چون انتظار نداشتن من تو ۳ ساعت فول بشم و سر بچه بیاد بهم توجه نمیکردن نمی‌نمیامدن بالاسرم منم میترسیدم زور بزنم بچه بیافته کسی نبود بگیردش خلاصه اومد معاینه کرد دید جدی دارم زایمان میکنم وسایل رو آماده کرد گفت دو تا زور محکم بده از نظر خودم بچم کوچیک بود یوم کمکم میکردن راحت سرش بدون برش میامد بیرون ولی ماما انگار عجله داشت قشنگ منو برش داد بچه به دنیا اومد گذاشتن تو بغلم ولی بچم رو صورتشو واضح نمیدیدم بردنش گزاشتن تو یه دستگاه گرم منم قشنگ انگار داره گونی میدوزه دوخت آمپول بی حسی هم چند تا زد گفت کم برش خوردی ولی خیلی تا دو روز اول بعد زایمان میسوخت درد داشت من از زایمانم تقریبا راضی بودم خدارشکر ولی بعد زایمان پا باز و خونی و مالی منو تنها تو اتاق با بچه ول کردن ۳ ساعت رفتن بچمم قشنگ اونو۳ ساعت لخت بود همراه هم نمیزاشتن بیاد داخل کمک حالم بد شده بود نمیدونم چجوری راضی شدن مامانمو گذاشتن چند دقیقه بیاد داخل اومد بهم آبمیوه داد دستمو گرفت از رو تخت بعد ۳ ساعت بلندم کرد چون کمرم گرفته بود من کلا بجز این بخشی که گفتم از زایمانم راضی بودم واقعا عالی بود همینکه بچم به دنیا اومد همچی یادم رفت واقعا راسته
بارداری زایمان زایمان شیردهی شیردهی نوزاد نوزاد
مامان 🍒گیلاس🍒 مامان 🍒گیلاس🍒 ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 6

یهو دیدم وسط دردام ماما همراهم که سه برابر من وزن داشت اومد روی تخت و با تموم وزنش شروع کرد پشت سر هم شکمم رو فشار میداد
یه جوری فشار میداد که هر لحظه رو آرزوی مرگ میکردم
انقدر فشار هاش محکم بود پوست شکمم به مهره های کمرم میخورد

التماسشون میکردم که تمومش کنن
تا ساعت
7:45
که دکتر با وکیوم و فشار های ماما همراه بچه رو دنیا آورد

تموم ساعت های درد کشیدنم یه طرف
اون 25 دقیقه که مدام داشت فشار میداد به شکمم یه طرف

اون دقایق وحشتناک بود برام و برای رهایی از دستشون ضجه میزدم 😭😭😭
هنوز که هنوز همه اعضا داخلی شکمم درد می‌کنه
پوست شكمم رو دست میزنم درد میکنه

اما با وجود همه اینا وقتی پسرمو دادن بغلم انگار دنیا مال من بود 🥹🥺

من از لحظه ای که کیسه آب رو زدن لرز داشتم
طوری که رو پاهام نمی‌تونستم وایسم
بعد زایمان لرزم خیلی زیاد شد و فشار و درد زیادی رو کمرم بود

دکترم خیلی خوب بود و نزاشت ماما بخیه بزنه برام و
چون تعداد بخیه هامم زیاد بود و تا مقعد بخیه میخوردم
خودش بخیه ها رو برام زد
و کلی تاکید کرد قرص هامو سر ساعت بخورم

اما کی از چند ساعت بعد خودش خبر داره ؟؟......