#تجربه زایمان ۴

من واقعا هنوز بعد ۶ روز هم دلم هم بخیه هام درد میکنه ولی خب سرپا هستم و کار هامو میکنم من تقریبا دوروز بیمارستان بودم و توی اون دوروز بالای ۲۰۰ باز معاینه ام کردن و دست کردن توم چیزی که من بعد از زایمانم متوجه شدم اینه که اولا تا جایی که میتونید برید جای خصوصی واقعا برای زایمان اگر هم میخواید برید دولتی نرید بیمارستان های تامین اجتماعی اتفاقا برید بیمارستان های آموزشی که دانشجو دارن چون امکانات بیشتری دارن اینحا که من رفتم خیلی محیط تمیز و خوبی داشت ولی خود پرسنل اومدن گفتن که نه آن آی سئو قوی داره گفتن نوزاد ۳۲ هفته ام اینجا زنده نمیمونه نه امکانات خوب برای سزارین یا حتی همون اتفاقی که بعد از زایمان برای من افتاد و گفتن حتی بیمارستان های آموزشی خیلی راحت تر سزارین میکنن چون امکاناتش رو دارن راستی از زمانی که من بستری شدم ۱۲ نفر زایمان کردن بعد من زایمان کردم اینم از پروسه زایمان من راستی من دوروز کامل که درد کشیدم ناشتا بودم و اون دوروز فقط یه دونه آبمیوه خوردن فکر کنید با اون درد نمیذاشتن حتی چیزی هم بخورم داشتم واقعا میمردم

۱۰ پاسخ

واقعا چقدر اذيت شدي خيلي برات ناراحت شدم

عزیزم منم تقربیا شبیه خودت بود زایمانم ب شدت درکت میکنم

چه تجربه سختی من از اول بارداری خیلی ورزش کردم و بدون درد رفتم بیمارستان چون انقباض داشتم وقتی معاینه شدم 5 سانت بودم و سه ساعته زایمان کردم به نظرم الان چون تحرکمون خیلی کمه زایمان طبیعی سخت شده ای کاش سزارین می شدید

وایییی الهی بگردم 😭

اپیدورال نشدی چرا

چه قدر سخت بوده برات عشقم🥲

عزیزمممم
چند هفته بودی؟

خداروشکر ک سزارین اختیاری شدم. عزیزم انشاالله خدا نی نیتو برات حفظ کنه❤

عزیزم به سلامتی

یعنی به قصد طبیعی رفتید و سز شدید در نهایت؟

چه تجربه سختی😭😭😭

سوال های مرتبط

مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱۵ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان پریزاد مامان پریزاد روزهای ابتدایی تولد
طبیعی بی‌سرانجام (قسمت اول تجربه زایمان)
از هفته ۳۰ طبق پرس و جو‌های فراوون توی همین اپلیکیشن گهواره تصمیم گرفتم برای زایمان برم تحت نظر دکتر فرحناز مهیار و بیمارستان هدایت رو انتخاب کردم. دلیل انتخابم هم ساده بود. بیمه‌شده تامین اجتماعی هستم و هزینه‌هام اونجا صفر می‌شد. شنیده بودم دکتر مهیار پزشک سبک‌دست و حاذقیه. از همه متخصص‌های زنان بیمارستان هدایت هم مراجعین بیشتری داره که واقعا هم همینطور بود.
روزی که رفتم پرونده تشکیل دادم به من گفتن که ما اینجا وزن بالای ۱۰۰ کیلو رو زایمان نمی‌کنیم. شکم اول رو سزارین نمی‌کنیم.
منم خب وزنم زیر ۱۰۰ بود و بنظر نمی‌رسید تا پایان هفته ۴۰ هم بالای ۱۰۰ کیلو بشم. متقاضی سزارین هم نبودم و خودم قلبا دلم می‌خواست که طبیعی زایمان کنم. توی تبلیغات بلوک زایمان بیمارستان هدایت هم دیده بودم که زایمان بی‌درد با اپیدورال هم دارن. اینطور شد که من حتی روز تاسوعا مرتب ویزیت‌هام رو علارغم صف طولانی نوبت و معطلی زیاد هر هفته تا ۴۰ هفته و ۳ روز توی بیمارستان هدایت رفتم.
مامان میران مامان میران ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل
مامان ارمیا جون🫀 مامان ارمیا جون🫀 ۹ ماهگی
سلام خانوما من برگشتم😁
دیروز اومدم بیمارستان کارای بستری مو انجام دادم ساعت یازده قبل از ظهر بستری شدم
چشتون روز نبینه ان شاءالله
درد زیاد لگن آماده زایمان همه میگفتن خیلی خوبه لگنت بهترین لگنه ولی دهانه رحمم باز نمیشد اصلا تا امروز صبح ساعت شش دهانه رحمم باز شد بچه نمیومد😑
از دیروز تمام مدلای آمپول و نمیدونم ورزش اینارو امتحان کردیم با مامای بیمارستان
اصلا تعریفی نداشت زایمان طبیعی اصلا نداشت الانم که زایمان کردم رو بخیه هام نمیتونم بشینم دقیقا همونجوری که سزارینی ها نمیتونن بشینن
کادر بیمارستان خیلیییییییییییییی خوب بودن با وجود اینکه ماما همراه نتونستم بگیرم ماماهای خود بیمارستان خیلی کمکم کردن کلا بیمارستان رسیدگیش خیلی خوب بود راضی بودم
ولی بین زایمان ها بنظرم سزارین بهتره چون همون بخیه و درد بعد از زایمانو هردوتاش دارن ولی طبیعی اون دردای قبلش هم اضاف میشه روش
البته مال من خیلی بدتر هم بود چون میگم که از یازده دیروز تا ۶ صبح امروز درد کشیدم بقیه اینجوری نیستن دیگه همین با خود من خیلیا بعد از من اومدن و زود زایمان کردن تموم شد ولی برا من نه😑😑
اینم تجربه زایمان طبیعیم اصلا راضی نیستم