طبیعی بی‌سرانجام (قسمت اول تجربه زایمان)
از هفته ۳۰ طبق پرس و جو‌های فراوون توی همین اپلیکیشن گهواره تصمیم گرفتم برای زایمان برم تحت نظر دکتر فرحناز مهیار و بیمارستان هدایت رو انتخاب کردم. دلیل انتخابم هم ساده بود. بیمه‌شده تامین اجتماعی هستم و هزینه‌هام اونجا صفر می‌شد. شنیده بودم دکتر مهیار پزشک سبک‌دست و حاذقیه. از همه متخصص‌های زنان بیمارستان هدایت هم مراجعین بیشتری داره که واقعا هم همینطور بود.
روزی که رفتم پرونده تشکیل دادم به من گفتن که ما اینجا وزن بالای ۱۰۰ کیلو رو زایمان نمی‌کنیم. شکم اول رو سزارین نمی‌کنیم.
منم خب وزنم زیر ۱۰۰ بود و بنظر نمی‌رسید تا پایان هفته ۴۰ هم بالای ۱۰۰ کیلو بشم. متقاضی سزارین هم نبودم و خودم قلبا دلم می‌خواست که طبیعی زایمان کنم. توی تبلیغات بلوک زایمان بیمارستان هدایت هم دیده بودم که زایمان بی‌درد با اپیدورال هم دارن. اینطور شد که من حتی روز تاسوعا مرتب ویزیت‌هام رو علارغم صف طولانی نوبت و معطلی زیاد هر هفته تا ۴۰ هفته و ۳ روز توی بیمارستان هدایت رفتم.

۳ پاسخ

برای ویارم هدایت بستری بودم خانم دکتر مهیار رو دیدم روز اخر شیفت بود مرخصم ایشون کزدن

دقیقا الان مطب دکتر مهیارم ولی احتمالا پزشک عوض کنم ترسیدم کلا نکنه برای منم اینجوری باشه بعد هم من اصلا انتخابم هدایت نیست
تازه دیابت بارداری هم دارم 😥😥😥
احتمالا مستقیم برم میلاد تشکیل پرونده بدم یا برم پیش پرتانولژیست

چه عالی که داری تجربه ات رو برامون مینویسی

سوال های مرتبط

مامان جوجو 😶‍🌫️ مامان جوجو 😶‍🌫️ ۱۷ ماهگی
تجربه زایمان من پارت اول
من بارداری راحتی داشتم و خدا رو شکر همه چیز در سلامتی گذشت.هفته ۳۹ رفتم معاینه داخلی تحریکی، دکتر گفت آماده نیستی برو هفته دیگه بیا. من کل بارداری برای زایمان طبیعی خودم و آماده کرده بودم و پسرم بچه اول من هست. من ایران نیستم، و اینجا تا ۴۰ هفته ات پر نشه هم اجازه سزارین نمیدن ظاهرا.
خلاصه من رفتم هفته بعد برگشتم، گفت هنوز آماده نیستی، برات نوبت بزاریم بیمارستان که القای زایمان کنیم یا سزارین بشو . من آدم بیمارستان و جراحی نیستم و خیلی از سزارین میترسیدم، گفتم یه سونو آخر منو بفرست ببینم وزن بچه ام چقدره چون ۳۷ هفته ۳۸۰۰ بود، تا بتونم بهتر تصمیم بگیرم.
همون روز رفتم سونو و بله شازده وزنش بالای ۴ کیلو بود، همونجا خانم سونوگرافی گفت شک نکن برو سزارین. دیگه خودم و شوهرم و مهمتر دکترم به این نتیجه رسیدیم که زایمان پرریسکیه و دکتر گفت بهترین گزینه سزارین هست چون درد و میکشی و شانس طبیعی پایینه در نهایت ۹۰ درصد سزارین اجباری میشی و برای خودت و نی نی هم چالش و ریسکش بالاس.
برای ۴۰ هفته و ۱ روز که بشه ۲۱ فروردین نوبت سزارین من شد ساعت یک ربع به ۱۰ صبح به وقت اینجا.
#زایمان #سزارین
مامان پریزاد مامان پریزاد ۲ ماهگی
از پاسداران تا چهارراه مولوی (قسمت چهارم تجربه زایمان)
با توجه به هفته بالا و وضعیتی که توی معاینه بود، بهم گفت برو روی ترازو. دقیق ۱۰۰ کیلو رو نشون داد. دکتر مهیار گفت باید بری سونوی بیوفیزیکال جنین بدی تا کامل وضعیت مشخص بشه. نسخه رو داد دستم. گفت خود بیمارستان این سونو رو انجام نمیده و باید برم بیرون یا بیمارستان‌های دیگه. از طرفی مامای زایشگاه بعد از رفتن دکتر گفت که ببین ما اینجا نمی‌تونیم پذیرش کنیم هم بخاطر وزن هم اینکه احتمال سزارین هست. هفته‌ات هم بالا است و باید زایمان کنی. گفت برو بیمارستان‌های دانشگاهی تا اونجا تعیین تکلیف بشی. عملا من رو از سر باز کردن و علارغم اینکه پیششون پرونده داشتم و سر وزن بودم، توی اون شرایط هیچ کاری برام نکردن.

برگشتیم توی ماشین. باتوجه به تعطیلات و محدودیت رفت و آمد توی مرکز شهر بخاطر مراسم تشیع در روزهای آینده بیمارستان یاس که انتخاب بعدیم بود و اونجا هم پرونده تشکیل داده بودم رو نرفتم. گفتم اگر کارم به زایمان بکشه اونجا برای رفت و آمد سخت میشه. زنگ زدیم بیمارستان اکبرآبادی و آرش از بین بیمارستان‌های دانشگاهی که بپرسیم سونوی بیوفیزیکال اون ساعت یعنی ۱۲ و نیم شب انجام میدن یا نه. آرش که گفت متخصص نداره و صبح بیاید اما اکبر‌آبادی گفت هستیم و سرمون خلوته. [اما چه خلوتی!!!]
مامان رُز مامان رُز ۷ ماهگی
#تجربه زایمان ۴

من واقعا هنوز بعد ۶ روز هم دلم هم بخیه هام درد میکنه ولی خب سرپا هستم و کار هامو میکنم من تقریبا دوروز بیمارستان بودم و توی اون دوروز بالای ۲۰۰ باز معاینه ام کردن و دست کردن توم چیزی که من بعد از زایمانم متوجه شدم اینه که اولا تا جایی که میتونید برید جای خصوصی واقعا برای زایمان اگر هم میخواید برید دولتی نرید بیمارستان های تامین اجتماعی اتفاقا برید بیمارستان های آموزشی که دانشجو دارن چون امکانات بیشتری دارن اینحا که من رفتم خیلی محیط تمیز و خوبی داشت ولی خود پرسنل اومدن گفتن که نه آن آی سئو قوی داره گفتن نوزاد ۳۲ هفته ام اینجا زنده نمیمونه نه امکانات خوب برای سزارین یا حتی همون اتفاقی که بعد از زایمان برای من افتاد و گفتن حتی بیمارستان های آموزشی خیلی راحت تر سزارین میکنن چون امکاناتش رو دارن راستی از زمانی که من بستری شدم ۱۲ نفر زایمان کردن بعد من زایمان کردم اینم از پروسه زایمان من راستی من دوروز کامل که درد کشیدم ناشتا بودم و اون دوروز فقط یه دونه آبمیوه خوردن فکر کنید با اون درد نمیذاشتن حتی چیزی هم بخورم داشتم واقعا میمردم
مامان ♥️𝑹𝒂𝒚𝒂𝒏♥️ مامان ♥️𝑹𝒂𝒚𝒂𝒏♥️ ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 🤰🏻


من از اول بارداریم تحت نظر ی متخصص بودم که کارشم خدایی خیلی خوب بود راضی بودم ازش ۳۷ و فکر کنم ۴ روز بودم که رفتم برای معاینه لگن که گفت لگن سمت راستت خیلی تنگه دهانه رحمت کامل بستس چون زایمان اولته برات توصیه نمیکنم طبیعی زایمان کنی اونم تو بیمارستان دولتی خیلی اذیت میشی با این وضعیتت بعید بدونم بتونی طبیعی زایمان کنی ی هفته دیگه بیا برای معاینه ببینم وضعیتت همینه یا تغییر کرده البته من خودم نظرم رو زایمان طبیعی بود اینو که گفت دو دل شدم برای سزارین دکتر خودمم چون تو بیمارستانای خصوصی بود هزینش برای من خیلی بالا میشد یکی دوتا بیمارستان دولتی هم میومد که گفت من خیلی اونجا ها نمی‌رم مگه اینکه شانست بزنه موقع درد زایمانت اونجا باشم ببرمت عمل منم پشیمون شدم دیگه نرفتم پیشش چون زن عموم یک ماه قبل تو بیمارستان بهارلو تهران زایمان کرده بود گفت من رفتم اونجا خوب بودن دکتراش بیا ببین اینجا چی میگن من تعریف دکتر شوشتری رو شنیده بودم که خوبه و واقعا دکتر خوبی بود با حوصله خوش اخلاق یعنی دونه به دونه حرفات و گوش میده رفتم برام تشکیل پرونده دادن گفتم دکتر خودم اینجوری گفته گفتن قبول نمی‌کنیم برو سونو ان اس تی بده بیا ببینیم منم سونو اینا رو دادم بردم نشون دادم گفت که وضعیت خودت و جنین خیلی خوبه برو هفته دیگه بیا برای معاینه چون هفته های اخرته باید چک بشی حواست به حرکتاش باشه