۱۰ پاسخ

سری که درد نکنه دستمال بهش نبند با این اوضاع اقتصادی مگه از خودت سیر شدی که بچه می‌خوابی گلم

بهش فک نکن خواهر وقتی اوضاع مالی خوب نیست چون واقعا نمیشه شکمشوگ سیر کرد چه برسه به پوشک و لباس

چون نظر میخواستی میگم که اصلا بهش فکر نکن عزیزم،واقعا تو این گرونی شدنی نیس،یکی باشه با کیفیت بهتر از دوتاس،اطرافیان من هرکدوم بچه ی دوم آوردن پشیمون شدن.

منم اگه شرایط اینجوری نبو.د حتما یکی دیگه میاوردم ولی دیگه بهش فک نمیکنم ...چون بچه های الان با بچه های دوره ما فرق میکنن ...واقعا آدم نتونه از پس خرجشون بر بیاد گناه کرده

خدا روزی رسونه
خدا تو قرآن میگه منم که بهتون روزی میدم
درسته ارزاق گرون شده ولی رزاق که عوض نشده
توکلت به اون بالاسری باشه

نمیخوام شعار بدم بخدا شرایط هم باشه اعصاب نیست همین یه دونه خوب بزرگ بشه و به ارزوهاش برسه به نظرم منطقی تره بازم قصد جسارت ندارم هر کی اختیار زندگیشو داره و هر چند تا بخواد بچه میاره یا نمیاره من خودم میگم بعضی تک فرزندا خیلی خوب تر زندگی میکنن

برا بچه دار شدن.. اول باید وضع مالیت خوب باشه

بنظر من تو این اوضاع بچه اولم دل شیر میخواد چه برسه بع دومی. بعدش اقتصاد رو بیخیال بشی اعصاب و روان مادر رو چیکار میکنی من که با یه دونه داغونم

اوضاع مالی همیشه همینطور نمیمونه و بالاخره یه روز پیشرفت مالی پیدا میکنی ولی وصعیت باروری خانوم ها هرسال حمتر و کمتر میشه

بچه دوم کمتر هزینه می‌طلبه ،من چون سر اولی لباس نوزادی جنس خوب گرفته بودم تا دوسالگی لباسای اولی رو تن دومی میکردم فقط لباس مهمونی واسش میخریدم ،حتی کفشای اولی رو هم استفاده کردم واسه دومی با اینکه قدرت خرید داشتم ولی چه کاریه آخه!

منم دلم نمیخواد بچم تک فرزند بشه اما هم بخاطر شرایط مالی هم بخاطر عصاب خودم فعلا نمیتونم من دلم میخواد واسه بچه بعدی بعد زایمان تو خونه خودم باشم نرم خونه پدرم یا مادرشوهرم چون ما رسم داریم شب شش ک بچه بدنیا اومده جشن بگیریم دلم میخواد این دفعه اون جشن تو خونه خودم برگذار بشه حالا داریم خونه میسازیم تا آماده نشه من دیگه بچه نمیخام

سوال های مرتبط

مامان نی نی جوووون مامان نی نی جوووون ۴ سالگی
سلام
من مادر شاغلم ک از دو سالگی و نیم دخترم دوبار برگشتم سرکار .
واقعا خانواده هامون و همسرم حمایت کرده ، از همه مهمتر دخترم که صبوری کرده و این مادر شاغل بودن پذیرفته ....
از لحاظ مالی خوبه همه چی
ولی از لحاظ روحی نمیتونم خونه بمونم و حالم خراب میشه .
و از طرفی دخترم افتضاح شلوغ هست مهمتر از مالی ، روحی بحث بچه بود که واقعا نمی‌تونستم ۲۴ ساعته توی یک آپارتمان بدون حیاط بدون دوست بدون رفت آمد خاصی بچمو نگه دارم ، نمیدونم درک میکنید یا نه
فقط همسرم اینو درک می‌کنه
چون حتی پدر خودم همیشه غر میزنه به همسرم میگه نذار بره سرکار بچه خیلی شلوغ شده ، ولی همسرم میگه بحث مالی نیس ، بچه خودش اذیت می‌کنه ...
احساس کردم باید یه تایمی دور از من باشه ( مهد نمیتونم اعتماد کنم ، کلاس ثبت نام کردم نرفت ، ژیمناستیک بردم نرفت ، سن کم نمیتونه تحمل کنه ) مادر بزرگ امن تربت گزینه.
و‌ فشار کاری مادر شاغل دو برابر مادر خانه دار ، هر چقدر همسر همراهی کنه ولی باز ناهار شام تمام کار خونه ، حتی یه قسمت خرید همه به دوش مادر
اما خدارو شکر راضیم به این انتخاب .