فرزندپروری
بچهااا تایپکای قبل خیلیاتون گفتین بخاطربچت بساز وبرگرد
بخداک منم ۹۰درصدهمینومیخاسم ولی نمیشه....
من ازخودم میگزشتم ک بچم بچه طلاق نشه من میگفتم عیبی نداره من ایندمونابودمیکنم بچم بی پدریابی مادربزرگ نشه....
ولی بچها تواین ۵ماه تموم چیکارکرد برابرگشتنم؟!
هیچی فقط پیام....اونم اول دلتنگم اینا بعدش تهمت ک توزیرچشمی داری...بعدش تهدید بچمو میگیرم دیه نمیدم بهت ب نفقه هم دیه میده این چنماه چنتا نکته هس ک میبینم درس نشدهههه....یکیش اینکه تااردیبهشت ماه ولدداشتم توگوشیم چندیییین باز ب چنتازن خراب پیم داده زنگیده بود.....بعد توخردادهم ایزانسل منشوداشتم ب دخترداییش پیم داده بود....الانم تواینستا زیر ریلزاش میبینم ب دخترا سلام خوشگل اینا گفته...
اینا یعنی درس نشده اصلاااااا
میگم خونه بگیر میگ پولم کافی نیس بیا توهمون خونه ک بامادرشوهرجارس تویه حیاطم بدون اتاق اینا تویه حیاط بن بست توروستا.....
بچهاااا چندین باربرا دستبزنش شکایت کردم ک وسط راه رضایت دادم.....
نگا ب بچم میکنم غم عالم تودلمه ولی چاره چیه اخه....

تصویر
۱۴ پاسخ

عمرتو پای آدم اشتباه حروم نکن خواهر من هر انسانی 3 بار به طرف مقابلش فرصت میده ذات خراب درست نمیشه هیچوقت از این آدم شوهر نمیشه

عزیزم من تاپیک هات رو دیدم و خواهرانه میگم این آدم همونطور ک خودت میدونی درست بشور نیس
تلاش هات رو هم قبلا دیدم برا زندگی ات
عزیز من طلاق خوب نیس اما این آدم پدر مناسبی برای بچه تو نیس ک بخای بخاطرش برگردی ب زندگی
خونه ای ک همش جنگ و دعوا باشه چه فایده داره برا پسرت

مگه همه نمیگفتن زود باش خسانتشو به روش بیار هی عجله داشتن برات

همین چیزا رو به وکیل قاضی نشون بده بگو اصلا ادم بشو نیست این مرد

ببین فقط طلاق بگیر همین توروخدا نه جواب زنگشو بذه نه پیام فقط طلاقققق این ادم سمه خالصه

برنامه ولد رو چطوری وصل کردی؟

تو تا اینجا اومدی بنظر من اگه برگردی دیگه پل های پشت سرت خراب شده

حالا که بچت بهونه ی پدر نمیگیره یعنی شرایط اینجا رو به اون خونه ترجیح داده

ضمن اینکه فکر کن یک درصد پسرت شبیه پدرش بشه چون الگوش تو خونه اونه! بعد فکر کن بمونی در حقش ظلم کردی یا بری پیش پدری که راحت زنا میکنه؟

برنگرد اگه هنه اینارو راست میگی

عمرتو حروم نکن
خیلی بچه ها بچه ی طلاقنو از بچه های عادی ک باباننه بالاسرشونه بهترن
تموم کن این باتلاق و

فقط خودتو نجات بده الان که یدونه بچه داری بعدش مثل من گرفتار میشی دومی میاد بعدش سومی محکوم به اون زندگی میشی

بگو من تا ته ماجرا میرم .۵ ماه فرصت داشتی درستش کنی نکردی .صد در صد بازم رفته دنبال کثافت بازی هاش.درست نکردی مهریه نفقه اجرت‌المثل همه چیو میگیرم .بچه هم برای خودت.بچه هم اونا حوصله ندارن نگه نمیدارن.اخرش هم باید بدی بره .بخدا خودتو خلاص کن .برای خودت عذاب نتراش .این حرف حرف خودش نیس حرف مادرشه نمیزارن شما زندگی داشته باشید اگر مادر درستی داشت مجبورش میکرد که زندگیشو درست کنه.پس بگذر .قرار نیس همیشه مجرد بمونی .خدا ادم درست رو میزاره جلو راهت

بدون عذاب وجدان طلاق بگیر چون تو تمام تلاشتو کردی

فقط طلاق بگیر بهش فرصت نده خیلی بی رحم باش. وقتی بفهمه بی رحمب خودش به گوه خوردن میوفته

نرو پس تمومش کن

سوال های مرتبط

مامان دونه انار بهشتی مامان دونه انار بهشتی ۳ سالگی
شمام ب بچتون زیاد نکن نکن میکنین؟؟؟
الان ک از پوشک گرفتم بچمو مثلا یهو موقه جیش کردن دس میزنه ب اندام خصوصیش بعد تا میگم نکن زود دستشو میزنه لباسش پاک میکنه
منم مدااام درحال شستنم نمیتونمم بندازم تو ماشین
بعد عصبانی میشم داد میزنم واقعا دست خودم نیس اخه
سرویسمونم تو راهروعه
خونمونم با مادرشوهرم مشترکیم فقط بین دو طبقه یه تخته فیبر زدیم
اینم ک هررچی از ما میشنوه ک ب بقیه میگه ب کنار
بعد پسر من دیر میخوابه اینم ک خب سنش زیاده زود میخوابه ماهرسری میریم دسشویی سروصدا داره بهرحال
امروز هررچی ب پسرم گفتم پاشو بریم پیپی کن نکرد
اخر نیم ساعت پیش کرد ک مادرشوهرمم باصدای بلند ک اینا همش ۱داشون میاد و فلان
والا نمیدونم چیکار کنم
بچه اس دیگه دست من ک نیس
منم سر همین مسئله ک این میشنوه و گزارش میده ب عالم و آدم خیلی استرس میگیرم اینم دست خودم نیس کلا استرسی هستم
متاسفانه هورمونامم بهم ریخته یه هفته پاکم یه هفته پرید
تو اون یه هفته پاکی هم ک عصبی هستم
😩😩😩😩
مامان سیاوش‌وکیارش مامان سیاوش‌وکیارش ۴ سالگی
یعنی متنفر از نزدیک بودن ب خانواده شوهر هم خوار شوهرم نزدیکه هم جاریم
خواهر شوهرم ک پنج دقیقه میاد خونه پدر شوهرم ب چشم بچه‌ها خودشو نشون میده می‌ره اینا زر زر میکنن الان من داشتم خونه پدر شوهرم ظرف میشستم بچه‌هام حیاط بازی میکردن این خانمم ساعت ۳میخواد بره عقدکنون اومده خودشو ب اینا نشون داده خواسته بره اینا گفتن می‌آییم خونتون اینم قشنگ برده کوچه گذاشته جلو در برادرشوهرمینا رفته دختر اونم اینارو حیاط نمیزاشت رفتم دیدم اونجوری دیدم حرصم در اومد از دست دوتاشون گرفتم با گریه آوردم خونه درحالی دختر اون بیست‌وچهارساعته خونه منه من این دختر و انقد دوست داشتم ولی از وقتی بچه‌هام بزرگ شدن انقد اذیتشون می‌کنه ازش متنفر شدم یعنی ی چیزی خوردنی دست بچه‌هام میبینه میاد باهاشون طرح دوستی میریزه میخوره می‌ره میاد خونمون با همه وسایل اینا بازی می‌کنه اینا می‌ره خونشون یا نمیزاره یا اگه هم بزاره بهشون وسایل نمیده برگریه میندازتشون یعنی من فقط از خدا صبر ایوب می‌خوام بتونم اینجا دووم بیارم
مامان منیم بالام مامان منیم بالام ۲ سالگی
فرزندپروری
بچها دیروز اورهانو بردم دکتر بامامام بابام
بعد به خانم پرستارمیگم شربت گیاهی موجوده برا تنظیم خواب میگ نمیخابه میگم روزا نه شبا ۹ ۱۰میخابه تا ۷ ۸صب میگه واییییی دیوونه ای مگه اون طفلی خودش خوابش تنظبمه نتونستم بگم دیوونه نیسم اینا هی میگن بچت خیلی شلوغه خواب نداره....
بچها امروز هی زنگید برنداشتم اخرش پیم داد بچموکشتین دوباره زنگید مامانم گف بردار بعد همون حرفای همیشگیشومیزد....جالبه همون بددهنه همون خسیس همون بددل....یبار ازطریق ولد فهمیدم باپسرخالش رفتن قراربادوتازن توکافه اونو ک گفتم میگ میدونم اوم پسرخالم گفته بهت بهش پیم دادم گف اره زنت ازمن خوشش میاد بچها اون پسره عمرا اون حرفوبزنه ببینین فقط این اشغال چقد بی ن.اموسه میخاد اینجوری ازم حرف بکشه....میگه یبار دوبار رفتم نرفتم پیش حراب همه چیوگندش میکنی....
بچها میگف من پول براخونه ندارم این خونه رودرشو عوض کردم و دیوارمیکشم....حاضرنیس یه قدم برازندگیش برداره
من بخاطراورهان راضی بودم خونه بگیره حق طلاق بده برگردم ولی دیگ عمرااااااابرگردم ب خوداشغالی خیلی نفهمه خیلییییییییییی