وای چقد زایمانت شبیه منه منم تا ۱۰سانت رفتم بعدش قلب بچه افت کرد اورژانسی سزارین شدم🥲
هزینه بیمارستان چقدر شد از اول تا آخر همه خرجاش
دکتر کی بود سز کردت؟
ماما همراهت کی بود
ماماهمراهت کی بود عزیزم؟
درد طبیعی قابل تحمل هست یا نه؟من خیلی استرس دارم
عه منم هاشمی نژاد زایمان کردم 😍
بسلامتی عزیزم خداروشکر خیر گذشت
منم تنها ترسم اینه که درد طبیعی رو بکشم آخرسر سز بشم🥲
بسلامتی عزیزم
پارت ۷
خداروشکر میکنم خودم و دخترم سالمیم
و خدارو هزار مرتبه شکر میکنم که دکتر شیفت اهل ریسک کردن نبود
وگرنه شاید من یا دخترم چیزی مون میشد
از من ب شما نصیحت از چیزی نترسین
من همش از این میترسیدم درد طبیعی رو بکشم نهایت سزارین شم
که دقیقا همین طوری هم شد
من از ماما همراهم به شدت راضی بودم
بعد از زایمانم هرسوالی داشتم جواب میداد
روز زایمان خیلی خوب کنارم بود
تجربه سختی بود برام ولی خداروشکر که بدنم از پسش براومد
بخیه های سزارین و کشیدم ولی هنوز بخیه های طبیعیم نیوفتاده
پارت ۶
از تجربم بخوام بگم من شدید مخالف سزارین بودم و میگفتم ففط طبیعی
ولی چیزی که تجربه کردم
طبیعی واقعا واقعا درد داره دردش از ۱۰۰٪ ، ۲۰۰٪ بود واقعا بدون اقراق
سزارین بعدش شکمت درد داره ولی دردش زیر ۱۰۰ بود برام واقعا
من تحمل دردم بالاست مثلا وقتی سوند وصل میکردن من اصلا درد نداشتم
راستی وقتی اومدم بخش فهمیدم ۴ تا سوند بهم وصله🫠
دیگه روز بعد سوند هارو در اوردن و راه رفتم یکم حس سبکی داشتم
شب اول حس گیجی و منگی داشتم واقعا
از بیمارستان بخوام بگم بیمارستان خوبی بود نسبت به چیزایی که میگفتن من راضی بودم
و ماما همراهم میگفت اگه دکتر دیگه ای شیفت بود سزارین نمیکرد این دکتر چون اهل ریسک نبود اورژانسی سزارینت کرد هرکس دیگه بود میگفت باید زور بزنی
پارت ۵
ماما رفت دخترمو اورد رو صورتم گذاشت از گرمی تن دخترم لرزم کمتر شد
خلاصه تا ۷ اینا من اتاق عمل بودم
هم زیر شکمم بخیه خوردم
هم واژنم بخیه خوردم چون یه رگم پاره شده بود و به خونریزی افتاده بود
پارت ۴
دیگه در عرض چند ثانیه فوری سوند وصل کردن و سوال میکردن که فلزی چیزی همراهت نیست (طلایی چیزی ) دیگه من تو شوک بودم
همین طور هم زود میومد روم و ناخوداگاه زور میزدم
رفتم اتاق عمل یه مرده اومد امپول بی حسی رو بزنه کمرم
چون زور بالام بود زور میزدم اون مرده هم هی میگفت تکون نخور ، خلاصه امپول زده شد از کمر ب پایین بی حس شدم و دردام تموم شد
ماما همراهن اومد کنارم دستمو گرفت بعد از چند دقیقه صدای بچم و شنیدم گفتم خداروشکر سالمه
بعد یهو دکتر گفت رحمش ب خونریزی افتاده بند نمیاد
منم بالا تنم بندری میرفت انقد که لرز داشتم
از ماما پرسیدم یعنی چی زنده میمونم🤣🤦🏻♀️
اونم گفت معلومه که اره بهم دلداری میداد
پارت ۳
کم کم دردام شروع میشد
ساعت ۱۲ اومدن معاینه کردن نزدیک ۳ سانت بودم
دیگه ساعت ۲ و نیم ظهر اینا بود ۴ سانت و رد کردم دیگه زنگ زدن ماما همراهم
خلاصه ماما اومد با ماساژ و ورزش و اینا ساعت ۵:۳۰ بعد از ظهر ۱۰ سانت و فول شدم
دیگه ماما میگفت زور بزن هروقت زور اومد بالات
منم از ته دل زور میزدم
خلاصه یه دکتر اومد گفت لگنش خوبه
چندتا زور بزنه زایمان میکنه
بعد از چند دقیقه دکتر شیفت اومد بالا سرم
یهو ضربان قلب بچه افت کرد
دکتر گفت سر بچه بد اومده تو لگن برین اتاق عمل و اماده کنین
پارت ۲
ولی اصلا درد نداشتم تا سه شنبه ۱۳ مرداد
صبح بیدار شدم تازه سرپا شدم دیدم نزدیک دو لیوان اب ازم اومد بیرون
دیگه فوری رفتم دوش گرفتم ب ماما همراهم پیام دادم گفت بیا زایشگاه
دیگه رفتم تا پرونده تشکیل دادم و رفتم
معاینه شدم هنوز ۱ سانت بودم
یه ذره هم درد پریودی داشتم
بعد دیگه همراهم و فرستادن که برا لباس و اینا بگیره
دیگه لباسارو پوشیدم ساعت ۱۰ رفتم اتاق زایمان
ماما همراهم گفت ۴ ، ۵ سانت که شدی زنگ میزنن میام پیشت
ساعت ۱۰ سرم وصل کردن و ۱/۴ یه قرصی رو دادن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.