خاطره و تجربه زایمان من (سزارین) 📝

بالاخره بعد از گذشت حدود دوهفته از زایمانم تونستم بیام خاطره زایمانم رو بنویسم. من قبل زایمان هم به یه سری چالشها خوردم اونا رو هم اینجا مینویسم

پارت یک 1️⃣

من از قبل بارداری، انتخابم برای نوع زایمان، سزارین بود و تقریباً از اوایل بارداری هم براش برنامه ریزی کرده بودم. خودم ساکن بندر ماهشهر در خوزستانم ولی به علت نبود خانواده هامون در کنارمون، به اصرار همسرم به منظور دسترسی بهتر به خانواده هامون و با توجه به بیمارستان های بهتر در اهواز تصمیم گرفتیم زایمانم اهواز باشه ولی مراقبت های بارداری رو توی ماهشهر انجام بدم.بنابراین دو تا پزشک خوب یکی توی اهواز و یکی توی ماهشهر پیدا کردم. از هفته ۲۲ بارداری پیش دکتری که توی اهواز در نظر گرفته بودم، تشکیل پرونده دادم. دکتر باوجدانی بود و گفت برای جلوگیری از رفت و آمد توی جاده، مراقبت هاتو ماهشهر انجام بده و از هفته ۳۰ به بعد بیا مطب من. شماره موبایل شخصی اش رو هم از همون اول بهم داد. خلاصه گذشت و من مراقبتهای بارداری ام رو ماهشهر انجام دادم و هفته ۳۳ رفتم اهواز و آخرین سونو و مراقبت بارداری رو همونجا انجام دادم و تاریخ تقریبی زایمانم رو هم دکتر مشخص کرد. قرار شد نوبت بعدی ۱۰ روز قبل از تاریخ زایمان باشه که بهم معرفی نامه زایمان رو بده. اما گاهی همه چیز اون طوری که آدم برنامه ریزی میکنه پیش نمیره....

۵ پاسخ

بسلامتی گلم دکترتون کی بود؟ منم اهوازی هستم ولی ساکن آبادانم

😊😊😊

منتظر پارت بعدیت هستم

منتظر پارت بعدی 🌹

منتظر پارت بعدی هستیم 😁💞❤️

سوال های مرتبط

مامان سید احمدرضا💚 مامان سید احمدرضا💚 ۳ ماهگی
تجربه زایمان:
پارت یک:
صرف نظر از داشتن عوارض دوران بارداری من جمله لگن درد شدید که همچنان ادامه داره، دست تنهایی الانم برای بچه‌داری و انجام امورات منزل و ... باعث شد نتونم همون روزای اول زایمان در مورد تجربه زایمانم صحبت کنم و مطالب رو تیکه تیکه نوشتم که بتونم به اشتراک بذارم تا شاید کمکی به دوستان باشه

از همون اول بارداری انتخابم برای زایمان، سزارین بود چون هم همسرم موافق سزارین بود هم اینکه خودم به شدت از زایمان طبیعی میترسم و کلا توی فضای بیمارستانی که قرار میگیرم افت فشار زیادی پیدا میکنم
دکترم هم از اول برای ۲۰ اردیبهشت ماه نوبت سزارین برام گذاشته بود و قرار بود نامه سزارین به علت فوبیای زایمان طبیعی بهم بده ولی بازم ته دلم مردد بودم نسبت به نوع زایمانم بخاطر همین همیشه از خدا میخواستم راهی که به خیر و صلاح خودم و نی نی هست سر راهم قرار بگیره و اگه سزارین به صلاحه، قبل از این تاریخ اتفاق بیفته
بعدها با توجه به اینکه در دو سونوی آخرم رشد دور شکم جنین ۱ هفته و در سونوی آخر ۲ هفته کم شده بود و خودمم درد لگن شدید داشتم(طوری که همسرم از روی زمین بلندم میکرد🥺🥺) در ویزیت آخری که ۱۲ اردیبهشت پیش دکترم رفتم بخاطر شرایطی که گفتم، نامه سزارین برای ۱۴ اردیبهشت ماه با عنوان محدودیت رشد جنین بهم داد و سزارینی شدم

ادامه در کامنت‌ها⬇️⬇️⬇️
مامان آلوچه خانم💗 مامان آلوچه خانم💗 روزهای ابتدایی تولد
تجربه و خاطره زایمان من
پارت 2️⃣
منم طبق وعده، ده روز قبل زایمان ظهرش به منشی زنگ زدم گفتم میخوام هزینه زایمان رو واریز کنم و پرسیدم دکتر هست که بیام. گفت بله و بعد از ظهر تماس بگیر که نامه رو آماده کنیم بعد بیا. هزینه رو واریز کردم ولی بعد از ظهر که زنگ زدم در کمال ناباوری منشی بهم گفت دکتر توی تاریخ زایمان شما مسافرته و تا دوهفته بعدش هم برنمیگرده. گفت خودم هم الان دکتر بهم گفت. انگار یه پارچ آب سرد ریختن روی سرم. احساس کردم تمام برنامه ریزی هام برای زایمان خراب شد. گفت، یه شماره شبا بدید پولتونو بهتون برگردونیم. احساس کردم در بلاتکلیفی کامل گیر افتادم. از طرفی خورده بود به تعطیلات و فرصتی نبود که من برم پیش یه دکتر دیگه. به منشی گفتم این طوری که نمیشه من الان نزدیک زایمانم کجا برم، دکتر خودش جایگزین نداره؟ در کمال تعجب گفت نه نداره و قطع کرد. به موبایل شخصی خود دکتر زنگ زدم. دکتر گفت برنامه ام دقیق معلوم نیست اما اگر هم رفتم پزشک جایگزین دارم🙄. اسمشم هم گفت ولی مطمئن نبودم کارش چطوره. گفت صبر کن ۳ روز دیگه برنامه ام دقیق تر معلوم میشه.بهش گفتم من خیلی نگرانم. گفت نگران نباش من حواسم به بیمارام هست. با وجود این حرفها، بعد از اینکه تلفن تمام شد به خاطر شدت استرسم و اثر هورمون های بارداری بغض راه گلومو گرفت و اشکام بی وقفه میریخت. آخه الان نه دکترم مشخص بود و نه حتی تاریخ زایمانم.
سه روز بعد زنگ زدم مطب. در کمال ناباوری منشی گفت برنامه خانم دکتر هنوزم نامشخصه و شب به موبایل خود دکتر زنگ بزن. داشتم دیوونه میشدم. زنگ زدم به خواهر همسرم ازش خواهش کردم حضوری بره مطب و جویا بشه.
مامان آیه 🌱 مامان آیه 🌱 ۲ ماهگی
خب منم شرح زایمانم رو بنویسم اینجا ؛ من طبیعی زایمان کردم و از اولم تصمیمم به زایمان طبیعی بود چون حقیقتا تحمل درد بالایی دارم و به خودم میدیدم که از پسش برمیام ، ورزش های بارداری رو هم از هفته ۳۰ شروع کردم ، هفته ۳۷ رفتم پیش ماما (من پایش رشد و بارداری رو پیش ماما میرفتم) معاینه ام کرد گفت لگن خیلی خوبی داری و افاسمانت ۴۵ درصده (دهانه رحمم خیلی نرم بود) که گفت شیاف گل مغربی و ... استفاده نکن چون ممکنه زایمانتو سریع کنه ، هفته ۳۸ مجددا رفتم و معاینه کرد گفت نرمی دهانه رحم فوق العاده اس ، دو سانتی و همونجا یک سری ورزش های لگن انجام دادم که بچه پایین تر اومد و واقعا خودمم خسته بودم از بارداری چون خیلی دنده هام دردشون غیرقابل تحمل شده بود ، من خیلی به ماما اطمینان داشتم ، ایشون بهم گفته بود برای زایمان بیمارستان نیکان سپید حکیمیه برم چون بلوک زایمان اقدسیه خیلی شلوغه و با یه دکتری برای زایمانم هماهنگ کرده بودن که هفته ۳۸ باهاش تماس گرفتن شرایطم رو گفتن و دکتر گفت خب بیاد بیمارستان من کاراشو انجام بدم زایمان کنه که من گفتم میخوام بچه ام خردادی نشه! گفتن خب اوکی فردا صبح که ۱ تیرماهه بیا بیمارستان
مامان آلوچه خانم💗 مامان آلوچه خانم💗 روزهای ابتدایی تولد
پارت 3️⃣

وقتی رفت بهش گفتن دکتر قطعا توی تاریخ زایمان من نیستش یا پول رو پس بگیرید و برید پیش دکتر دلخواه خودتون یا دکتر، پزشک جایگزین معرفی میکنه. منم که واقعا نمیخواستم یه هفته قبل زایمان استرس بیشتری رو با چرخیدن توی مطب ها متحمل بشم با مشورت با همسرم تصمیم گرفتم زایمانم رو پزشک جایگزین انجام بده. اما انگار داستان قرار نبود به همین جا ختم بشه. دکترم گفت نگران نباش خودم تمام هماهنگی هاش رو انجام میدم. منم دیگه تصمیم گرفتم آروم باشم و بسپارم به خدا. اما فرداش دکتر زنگ زد گفت دکتر جایگزین هم فعلا نیستش و یه پزشک دیگه بهم معرفی کرد. با دومین پزشک جایگزین، تلفنی صحبت کردم و تاریخ متفاوتی هم برای زایمان مشخص کرد. اما یهو دیدم دکتر خودم ساعت ۱۰ شب بهم زنگ زد و گفت متاسفانه دکتر جایگزین دوم هم مشکلی براش پیش اومده و برنامه هاش رو کنسل کرده🤦‍♀️. احساس میکردم زایمانم به یه چالش بزرگ خورده ۵ روز دیگه زایمانم بود و هیچی معلوم نبود.
دکترم گفت به جبران مشکلات پیش اومده، با یکی از بهترین دکترها که فوق العاده حساس و پیگیره صحبت کردم که هم خیال شما راحت باشه هم خودم. گفتم کی، گفت: دکتر شوکت احمدی. شماره موبایلش رو داد گفت همین الان بهش زنگ بزن. ته قلبم یه چیزی بهم میگفت که خدا حواسش بهم هست و شاید راه بهتر و دکتر بهتری سر راهم قرار داده. با همون اولین تماس تلفنی مطمئن شدم که حسم درست بوده. وقتی با دکتر احمدی تلفنی صحبت کردم متوجه شدم دکتر فوقالعاده دقیقی هست. کلی باهام حرف زد و از لحاظ روحی آرومم کرد و ریزترین اطلاعات پزشکی ام رو از گرفت. با همون تماس کلی دلم قرص شد🤲
مامان پریزاد مامان پریزاد ۱ ماهگی
طبیعی بی‌سرانجام (قسمت اول تجربه زایمان)
از هفته ۳۰ طبق پرس و جو‌های فراوون توی همین اپلیکیشن گهواره تصمیم گرفتم برای زایمان برم تحت نظر دکتر فرحناز مهیار و بیمارستان هدایت رو انتخاب کردم. دلیل انتخابم هم ساده بود. بیمه‌شده تامین اجتماعی هستم و هزینه‌هام اونجا صفر می‌شد. شنیده بودم دکتر مهیار پزشک سبک‌دست و حاذقیه. از همه متخصص‌های زنان بیمارستان هدایت هم مراجعین بیشتری داره که واقعا هم همینطور بود.
روزی که رفتم پرونده تشکیل دادم به من گفتن که ما اینجا وزن بالای ۱۰۰ کیلو رو زایمان نمی‌کنیم. شکم اول رو سزارین نمی‌کنیم.
منم خب وزنم زیر ۱۰۰ بود و بنظر نمی‌رسید تا پایان هفته ۴۰ هم بالای ۱۰۰ کیلو بشم. متقاضی سزارین هم نبودم و خودم قلبا دلم می‌خواست که طبیعی زایمان کنم. توی تبلیغات بلوک زایمان بیمارستان هدایت هم دیده بودم که زایمان بی‌درد با اپیدورال هم دارن. اینطور شد که من حتی روز تاسوعا مرتب ویزیت‌هام رو علارغم صف طولانی نوبت و معطلی زیاد هر هفته تا ۴۰ هفته و ۳ روز توی بیمارستان هدایت رفتم.
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۱ ماهگی
سلام مامانا
میخوام تجربه ۹ ماه مراقبت بارداری و زایمانم پیش دکتر شهلا شفایی(  اصفهان )رو بزارم.اول اینکه من به خاطر اخلاق و برخورد خوبش انتخابش کردم و مراقبت و ادامه دادم یه ویژگی خیلی خوبی که داشت اصلا استرس نمیداد به مریض و با آرامش همه چی چک میکرد چون من خودم خیلی استرسی بودم گزینه خوبی برام بود.داروها و مکمل های خوبی تجویز میکرد .من توی دوره بارداری مشکل خاصی نداشتم و همه چی خوب بود خداروشکر نمیدونم توی شرایط خاص تصمیماتش چه جوریه.فقط مطبش شلوغ بود و سه نفر سه نفر میرفتن داخل که خوب من خودم مشکلی با این قضیه نداشتم.برای زایمان واقعا عالی بود من بعد از عمل حالم خداروشکر خیلی خوب بود.درد خیلی کمی داشتم و از فرداش میتونستم با درد خیلی کمی بلند بشم و راه برم.بخیه ها هم خیلی تمیز و عالی در آورده.و واقعا هر کس پیشش زایمان کرده میگه دست سبکی داره.زیرمیزی هم ۳۰ تومن گرفت که خوب زیاده ولی الان که زایمانم تموم شد به نظرم ارزشش و داشت.خیلی پیامای بدی توی گهواره راجع بهش دیدم که توی بارداری دو دل شدم برم پیشش یا نه ولی خوشحالم که ادامه دادم و پیش خودش زایمان کردم.
مامان رایلین 🩷 مامان رایلین 🩷 ۴ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
من از اولین لحظه ای که فهمیدم باردارم تصمیم شخصی خودم زایمان سزارین بود همون اول به هم به دکتر گفتم ولی بچه من تا هفته۳۴بارداری بریچ بود سر این موضوع هم من خیلی اذیت شدم ولی هفته۳۵سفالیک شد یعنی هزینه های زایمان من تقریبا ده برابر شد
خود خانم دکتر خانم دکتر زهرا سادات رباطی بود از اولین روزهای های که فهمیدم باردارم چند تا دکتر رفتم من چون ترس خیلی زیادی هم از بارداری هم از زایمان داشتم داشتن یک دکتر که آروم و مهربونم باشه برام الزامی بود
خلاصه مراحل بارداری و سختیاش بخوام بگذرم خانم دکتر دو هفته به زایمان من نامه سزارین بهم داد گفت هر زمان درد داشتی برو بیمارستان بستری شو خودشون بهم زنگ میزنن من سریع خودمو می‌رسونم منم روز های آخر درد زایمان طبیعی داشتم و انقباض هام خیلی زیاد شده بود برای همون استرس زایمان داشتم همش و من قرص برای انقباض مصرف میکردم که خوردم هوین قرص باعث تپش قلب شدید برام میشد و تپش قلب شدید هم تنگی نفس میآورد برام 🥲 خلاصه گذشت و من بلاخره رسیدم به روز اول اردیبهشت ۱ اردیبهشت با همسر رفتیم بیمارستان قمر توی شهرستان نیشابور
یک بیمارستان خصوصی هست اونجا پذیرش شدم برای فردا۲/۲که تاریخ زایمانم بود اگه میخوایید برای پذیرش برید حتما ۸صبح برید من ساعت۱۱رفتم خیلی شلوغ بود و با وضعیت شلوغی و روز های آخر بارداری خیلی برام سخت بود یعنی تا تمام شد کارمون ساعت۴بعد ظهر بود به ترتیب اول از مون آن اس تی گرفتن بعد رفتیم پذیرش از شناسنامه و کارت ملی خودم و همسرم
کپی لازم بود و تمام آزمایش و سونو گرافی های که توی بارداری گرفته بودم
مامان یقول‌و دوقول مامان یقول‌و دوقول ۳ ماهگی
حدود ساعت 2 رسیدیم بیمارستان .
اول رفتم اتاقی که قرار بود بستری شم و دیدم و اونجا یکی از بچه هایی که توی کلاس های بارداری هم گروهم بود رو هم دیدم زایمان کرده بود با یه نینی خوشکل داشتن عکس مینداختن😍😍

منم رفتم بلوک زایمان و بعد از گرفتن ان استی و معاینه دوباره حدودا به ۴-۵ فینگر رسیده بودم ..
دیگه مامای عزیزم نیلو معظمی هم رسید و شروع کردیم ورزش هارو چون تو برنامه اولیه بر اساس سونو ها مشخص شد که میتونم طبیعی زایمان کنم 🥰
تا ساعت ۴ تقریبا دردی نداشتم و فقط ورزش رو انجام دادیم که بچه سرش بیاد توی لگن(احتمالا برای همین درد نداشتم چون با اینکه دهانه رحمم باز شده بود اما سر بچه هنوز توی لگن نبود)
منم که از اول تصمیم و گرفته بودم برای زایمان طبیعی و فقط سزارین رو برای موقع ضرور مد نظر داشتم 🫣


این وسط میتونستم خوراکی های مقوی بخورم مثل تو‌پک خرما که از قبل اماده کرده بودم و خواهرم خوراکی هایی که اماده کرده بودم و با ساک زایمان رو برام پیک کرد

گفتم هیچ کس نیاد بیمارستان چون دوست داشتم راحت باشم و استرس عزیزانیم که بیرون در منتظرن رو نداشته باشم.

خودم همسر جان هر دو اموزش دیده برای امروز رفتیم برای مراحل بعدی....



#بارداری #زایمان#دوقلو #زایمان_طبیعی
مامان حسین و راستین🩵 مامان حسین و راستین🩵 ۱۵ ماهگی
تجربه ی زایمان طبیعی من بخش اول🫄🩵
من در اولین بارداریم به انتخاب خودم خواستم طبیعی زایمان کنم
من ذهنیتم همیشه این بود که پزشک ها معمولاً سر زایمان طبیعی حضور ندارند چونکه ماماها از پس این کار برمیان
زمان تولد پسر اولم از بس پروسه ی زایمان طولانی شد و زایمان سختی داشتم دکتر شیفت زایمانم رو انجام داد و خدا رو شکر بچه ام جز اینکه حدود یک ساعت بعلت مشکلات تنفسی که حین زایمان واسش پیش اومد داخل دستگاه موند مشکلی براش پیش نیومد
این دفعه از دخترعمه ام که تحت نظر دکتر بدری بیمارستان حضرت ابوالفضل زایمان کرده بود شنیدم که معمولا خود خانم دکتر زمان زایمان حضور دارند و انقدر راضی بود که منم تصمیم گرفتم تحت نظر ایشون باشم
خانم دکتر از همون اول بخاطر شرایط بارداری پرخطرم گفتند که بچه زودتر از موعد به دنیا میاد اما به لطف خداوند من هفته های بارداری رو به سلامت از سرگذروندم و چون که از اول بارداری استراحت بودم،هفته های آخر بارداری چند جلسه ای کلاس های آمادگی زایمان شرکت کردم
می خواستم این بار با آمادگی بیشتری زایمان کنم
هفته ی ۳۶ بارداری قرار بود آخرین سونو رو بدم
دکتر بابلی بعد از سونو گفتند وزن بچه ات ۳۳۰۰ و اگر وزن گیریش به همین روال ادامه داشته باشه احتمالا نتونی طبیعی زایمان کنی
همون روز پیش دکتر بدری برای معاینه ی لگن رفتم،گفت دهانه ی رحمت باز شده
گفتم آقای دکتر نظرشون چی بوده ولی گفتند چون قدت بلنده و لگنت خوبه جای نگرانی نیست
بهم گفتند که از هفته ی آینده شروع به پیاده روی و اقدامات دیگه کنم که بچه به دنیا بیاد اما من چون هنوز یه هفته مونده بود به رشد کامل بچه گذاشتم واسه بعد هفته ی ۳۷
بخاطر تحریکی که شدم ترشحات همراه خونریزی داشتم که با دو سه روز شیاف گذاشتن برطرف شد...
مامان فاطمه‌یاس🪻🪴 مامان فاطمه‌یاس🪻🪴 ۲ ماهگی
سلاملکم، منم تجربه زایمانم رو بگم؟😁
دوستانی که منو می‌شناسن می‌دونن من تا هفته ۳۶ کاملا بین طبیعی و سزارین ۵۰ ۵۰ بودم چون تسلط کامل روی عوارض، فواید و روند هر دو زایمان دارم. هفته ۳۷ رفتم معاینه لگنی ساده شدم و فوق العاده زیاد برام دردناک بود در حدی که اشکم در اومد، هفته ۳۶ هم پام از پله لیز خورد و درد دنبالچه شدیدی گرفتم که هنوز هم تو تغییر پوزیشن اذیتم و تصور گرفتن پوزیشن لیتوتومی برای زایمان طبیعی برام غیرقابل تصور بود و ورزش‌های زایمان راحت رو نمی‌تونستم انجام بدم، از طرفی درد دندونم عود کرد و نمی‌تونستم تا ۴۰ هفته صبر کنم... نهایتا هفته ۳۷ دکترم برای ۳۸ هفته و ۳ روز نامه سزارین داد🍍
فقط نکات مهم زایمانم رو میگم
گذاشتن خود سوند درد نداره اما تا برین اتاق عمل مدام حس سوزش و ریزش ادرار دارین و نشستن واقعا آزاردهنده‌اس اما دردش در مقابل درد زایمان هیچه.
من بی حسی اسپاینال بودم و تولد نی‌نیم رو دیدم و تماس پوست به پوست بلافاصه برقرار کردم که عالی بود.
۱ ساعت بعد از زایمان دردهام کم کم شروع شد و می‌تونم ادعا کنم ۴ ساعت بعد از زایمان دردهام وحشتناک بود و غیرقابل تحمل (پمپ درد نگرفتم، شیاف دیکلوفناک استفاده کردم)
از ساعت ۵ کم کم دردهام قابل تحمل شد، از ساعت ۸ شروع کردم به راست و چپ چرخیدن، سخخخخت بود اما لازمه برای اینکه سریع سر پا بشین، ۱۲ ساعت بعد خودم بدون کمک پاشدم راه رفتم و رفتم سرویس بهداشتی (سوند رو ۱۲ ساعت بعد از عمل در میارن ولی کلا بعد عمل حسش نمی‌کنین)
کلا هم ۲ روز شیاف گذاشتم
نهایتا اگر ۵ ساعت اول بعد سزارین رو فاکتور بگیریم من از زایمانم خیلی راضی بودم و واقعا برام راحت گذشت الحمدالله💛

بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری