۱۴ پاسخ

اول اینکه خداکمکت
پسر بزرگ کردن سخته در کل پسر دختریش فرقی نمیکنه سختیهای خودش داره
حالا الهی شکر تو این موردایی ک در مورد پسرت گفتی من بدورم الهی شکر هزارماشالله اریا اگه خودم باشم کمتر اذیت می‌کنه اکثرا در حال بازی کردنه
و اینکه کاری ب کسی ندارع در صورتی ک بچه‌ای بخواد ب اسباب بازی دوچرخه اسکوترش دست بزنن واکنش نشون میده
فقط اگه باباش باشه کلا همه چیز بهم زهر میشه چون چشمش ب باباش میخوره از این رو ب اون رو میشه
دقیقا یدونه از ورژن خودش😂😂
باهاش باید صحبت کنی و خوب بد رو ب یه طریقی بهش یاد بدی

آره دقیقا فقط اینم نگفتی یعنی وقتی از پارک میخای بیاریش رو زمین غلت میزنه و خودشو ب خاک و خون میکشه ک نمیاد و باید نگاه‌های بقیه رو ک انگار چیز عجیبی میبینن تحمل کنی

فعلا که نمونه دخترشودارم خدالایق بدونه پسردارشم😊

بز کوهی 😂😂😂😂

حرف دل من 😭🥺😄

آخ گفتی 🤣🤣🤣🤣👍👍👍👍

اخ گفتی هرثانیش همینجور میگذره تا وقتی که خوابن

من دوتا پسر پشت سر هم دارم
باید هر دقیقه پشت سرشون باشم تا سر هرررر چیزی همو تیکه پاره نکنن
باید گوش بزنگ باشم تا قبل دعوا همه چیو فیسره بدم اگه دعوا شروع بشه تا هم نزنن دوتاشون به گریه نیافتن ول نمیکنن

افرین دقیقا درست‌گفتی خواهر

خواهر جان خداقوت بهت ،خداروشکر حالشون خوبه مریض نیستن .
اما سختی وچالش هست
خودمون هم که بچه بودیم همین بودیم😅😉

واقعا گل گفتی

دقیقا خوب توصیف کردی😁😁😁

خداصبرت بده خواهر😅

😂😂😂😂اخ گفتی

سوال های مرتبط

مامان nihal مامان nihal ۴ سالگی
این چند روز فهمیدم مادر بودن یعنی گاهی تمامِ وجودت را جمع کنی و پشت لبخندت پنهان کنی، وقتی از درون داری از ترس می‌لرزی...
یعنی وقتی حالِ بچه‌ات خوب نیست، هیچ چیزی در دنیا دیگر مهم نباشد؛ نه خواب، نه خستگی، نه حتی خودت...

چند روزی بود که هر بار به صورت دخترم نگاه می‌کردم، دلم هزار بار می‌ریخت.
هر کبودی برای من یک دنیا ترس بود، هر آزمایش یک بغض، هر لحظه انتظار یک عمر می‌گذشت...

کنارش نشستم و سعی کردم محکم باشم؛
در حالی که خودم بیشتر از هر کسی به یک آغوش و یک جمله‌ی «چیزی نیست، خوب میشه» احتیاج داشتم.

خدایا...
ممنونم که از آن روزهای سخت، دستم را گرفتی و نگذاشتی امیدم را از دست بدهم.
ممنونم برای خبری که امروز دلم را آرام کرد.
برای اینکه جواب نمونه‌اش منفی شد، برای اینکه لبخندش دوباره برایم شبیه زندگی شد...

این چند روز به من یاد داد آدم تا وقتی مادر نشده، نمی‌فهمد ترس برای جانِ یک نفر دیگر یعنی چه.
دخترم، تو فقط بچه‌ی من نیستی؛
تو تکه‌ای از قلب منی که بیرون از سینه‌ام راه می‌رود. ❤️

و من امشب فقط یک خواسته دارم:
خدایا، سلامتی بچه‌هام رو ازم نگیر؛ بقیه‌ی زندگی رو خودم یجوری از پسش برمیام. 🤍🫂۱۴۰۵/۶/۳۱