سوال های مرتبط

مامان پناه👧🏻🤰🏻 مامان پناه👧🏻🤰🏻 ۲ ماهگی
مامان Lena👶🏻💗 مامان Lena👶🏻💗 ۵ ماهگی
پارت دوم
گفت ۷ صب برم بگم از ۳ شب ابریزش داشتم هرکاریم باهام کردن مقاومت نکنم مث ، معاینه و امپول فشار
روز جمعه رفتم یساعت دستگاه ان اس تی بهم وصل کردن همه چی نرمال بود معاینه کردن دهانه رحمم کاملا سفت و بسته بود چون هفتمم بالا بود گفتم ابریزش دارم به همسرم گفتن کارای بستری رو انجام بده و چندتا وسیله و ساک زایمان گفتن بگیره برام
منم خوشحال رفتم اتاق زایمان 😂
لباس دادن بهم لباسامو عوض کردم رو تخت دراز کشیدم ان اس تی وصل کردن سرم و انتی بیوتیک زدن بهم
بعد یساعت دیدم میخان امپول فشار بزنن از ترس اینکه باز شم طبیعی زایمان کنم مقاومت کردم گفتم زنگ بزنید دکترم بیاد من نمیزارم بهم دست بزنید
زنگ زدن به دکترم پرستاره باردار بود اومد اروم‌ گفت من میدونم میخای سزارین شی زنگ زدم به دکترت گفت باید روند زایمان طبیعی طی بشه
تو سرمم امپول فشار زد رفت یکم که از سرم رفت انقباظ پیدا کردم دردم گرفته بود سرمو بستم مامانم اومد کنارم پرستارا دیدم مامانم پیشمه دیگه نیومدن بهم سر بزنن سرمم همینطور بسته موند اومدن برای اخرین بار معاینم کردن دیدن دوباره دهانه رحمم سفت و بستس تا ساعت ۱ونیم که دکترم اومد گفت چرا مقاومت کردیم اگه شیفت این خانوم نبود لو میرفتیم بزور طبیعی زایمانت میکردن