سلام مامانا.
توروخدا زود قضاوت نکنید و اعصابم خیلی خورده دلم میخاد برایکی درد و دل کنم ولی نمیشه بگم.
خانواده همسرم بشدت پسردوست هستن منظورم نوه هایی ک پسرهستن.وگرنه براپسر خودشون غش نکردن و کشته مرده دختراشونن.هروقت میرم خونه مادرشوهرم از پدرومادرش تا بقیه همه اشون زیاد ب دخترمن محل نمیزارن پسرخواهرشوهرم ازدخترم یکسالوخورده ای کوچیکتره میمیرن همه برااون دخترمن باحالتی نگاهشون میکنه وقتی میبینه ک اونا خیلی محل ب اون پسرمیزارن.چندین بار بهمسرم گفتم ولی باچرتوپرت جوابم میده میگه مثلا اون کوچکتره شیرین تره نمیدونم اون تپلتره این چرتوپرتایی ک بخاد طرفداری خانوادشو بکنه برادرشوهرم ک اصلا محل ب دخترم نمیزاره ولی برعکس پسرخواهرشوهرمو میگیره انقد بوسش میکنه یه بوس ازوقتی دخترم بدنیا اومده نکرده بهش.
ب همسرم میگم دخترمنم اونموقعا ک کوجیکترم بود انچنان مثل پسر خواهرشوهرم محل نمیزاشتن بهش اونم شیرین بود وقتی کوجیکتربود تازشم دختربود و ناز و ادا داشت.کلا هروقت میرم اینجوررفتارامیبینم خیلی بهم میریزم بدم میاد ک شوهرم میکه به بچه اون حسودی میکنی؟
اسمش حسادت نیست میگم بچه بچس دختروپسرنداره .بچه های اون خواهرشوهرم فقط محل ب اون پسر میزارن انگانه انگار ک دخترم اونجا وجود داره من خیلی عصابم خورد میشه وافعا نمیدونم باید چیکارکنم اصلا منم میرم محلشون نزارم ؟چه واکنشی نشون بدم ؟کلا ادم بی زبونی هستم نمیتونم راحت حرفمو بهشون بگم .ب همسرمم میگم ک فایده نداره .

۲۱ پاسخ

فکر می‌کنی اگر پسر داشتی فرقی میکرد؟؟ خودتو گول نزن اکثر خانواده های ایرانی همینن عاشق داماد و نوه دختری شونن چون فکر میکنند عروس رو میتونن تو سریش بزنن اما داماد نه

شما حق داری عزیزم
من باشم رفت و امدمو محدود میکنم به بهانه های مختلف، نمیدونم امروز سرم درد میکنه الان پریودم الان دندونم درد میکنه و...تا کم کم همسرت به خودش بیاد ببینه شما پاتو نمیذاری اونجا وقتی مستقیم گفتی بی اثر بوده
اگر احیانا دیدی شون هم انقد ناز دخترتو بکش و بهش توجه کن که بچه حسرت توجه اونارو نداشته باشه

عزیزم من ب جرات قسم میخورم اگه ۱۰تا هم پسر داشته باشی بازم خونواده شوهرت بچه های دختراش ب ۱۰ پسر شما ترجیح میده

اصلا ربطی ب جنسیت نداره فقط بستگی ب خود پدر مادر داره‌کدوم بچه رو بخان همونقدر بچه اون دختر و پسرشونم بیشتر میخان
شوهرم اینا دو تا داداش هستن و سه تا خواهر همشون هم زودتر از ما دختر و پسر دار شدن ولی خوب هیچکدومشون زیاد مادرشوهر پدرشوهرم دور برشون نبودن ولی شوهر من ک بیشتر دوسش دارن دخترمم بیشتر میخان حتی پسر خواهر شوهرم ک ۷،۸ ماهه زیاد کاریش ندارن ولی دختر منکه میره اونجا هرچی ریخت پاش هم بکنه هیچی بهش نمیگن ولی نوه های دیگه اگه چیزی بریزن پدرشوهرم دعواشون میکنه

واسه بچت ارزش قائل شو نه کمتر برو اونجا. من بودم نمیرفتم . وقتی تو جمع بچم بخواد حرص بخوره یا روحش آسیب ببینه نمیرم

تو خودت دنبال تایید گزفتن از اونایی برا بچت بچرو باید پدر مادر دوست داشته باشن اگه اونا تو و بچتو دوس داشتن تو ام داشته باش اگه نه که خودت بچتو دوس داشته باش تو ام اونجا رفتی قوربون صدقه بچت برو باهاش وقت بگذرون ماچ اونا الان برا چیته

عزیزم اصلا گیرم حرف هایی که میزنی همش درست الان میتونی مگه بری به کسی بگی بچه منم دوست داشته باشید؟ یا بری هربار تیکه بندازی کم محلی کنی؟ یا اصلا بیایی ی بچه دیگه بیاری پسر بشه؟ در هر شرایط دخترت اذیت میشه . نظر شخصی من اینه سعی کنی کمتر بری خونه پدر شوهرت یا وقتایی بری که بچه خواهر شوهرت نیست . بجاش با کسایی رفت و آمد کنی که دختر همسن دختر تو دارن یا بچه ات رو ببری پارکی مهدکودکی چیزی تنها نمونه. قرار نیست هربارم با شوهرت جنگ کنی وقت رفتن به اونجا بهونه بیار یا اصلا دیر برس به مهمونی زودم بلند شو . چون کاری نمیشه کرد برای این قضیه تا بوده همین بوده

بچه خواهر شوهرت اگه دختر هم بود بازم از دختر شما بیشتر دوسش داشتن من چند ماهه ک نمیریم خونه پدرشوهرم بخاطر این چیزها دیگه

من فقط با کسایی رفت وامد میکنم که بچمو دوس دارن

عزیزم من برعکس گرچه خانواده همسر پسر دوست هستن اما دختر من مادر شوهرم به شدت خیلی دوست داره ،ولی مثلا خانواده خودم اصلا یادم نمیاد مادرم پوشک دخترم ی دفعه عوض کرده باشه یا اهمیت بهم بده زیاد اما برای خواهرم تمام وقت بود چون دور بود و خیلی دلیل دیگه اصلا به این فکر نمیکنم دوست داشتن آدم برای بچه چه اهمیتی داره مهم پدر مادر دوستش دارن وگرنه آخرش بزرگ میشن هیچ کس به ی ورشونم نیست 😂😂 پس خودت اذیت نکن این ی چیز کلی

بخاطر این نیست که بچس پسره
کلا خانواده شوهر نوه های دختری رو بیشتر دوست دارن
خود منم وقتی دختر خواهر شوهرم کوچیک بود از همه نظر توجه بهش بیشتر بود بیشتر دوستش داشتن ولی دختر منو خیلی معمولی باهاش رفتار میکنند

اینم بگم اگر رو یه مبل بشینیم پدرشوهرم ومادرشوهرم میگن ازاینجا بلندشو جای فلان دامادمونه اینجا میشینه انگار اون مبل رو خریده یا اسم روش انتخاب شده ک فلانی حتما اینجا بایدبشینه خب بره یجا دیگه بشینه

اولا رفت و امد نکن و ثانیا اگه میتونی برات مهم نباشع بعدا بچه ت بزرگ بشه خودش میفهمه و دوسشون نداره

رفت و آمد رو محدود کن مثه من که هفته ای یه بار بیشتر نمی‌رم خونه مادر شوهرم، ولی همه خونواده های ایرانی همینن نوه دختری و دخترشون رو بیشتر از پسری دوست دارن که هیچ، البته تو بعضی مواقع پیش میاد یه اولاد پسر خودشون براش عزیز باشه و اونوقت بچه جاریت هم عزیز میشه براشون

الهی این مادرشوهرا ب خاک سیاه بشینن دقیقا منم مثل خودتم با همسرم صحبت کردم راضی شد چون خودشم میدونست مشکل از مادرشه دیگه رفت آمد قطع کردم خودم هستم و دختر نازنینم خدا برای همه حفظشون کنه

مثلا تو اینستا استوری میزارن قربون صدقش میرن اصلا یکبارم عکسودخترمنو استوری نکردن چیزی بزارن دخترخواهرشوهرم یعنی دختریه خواهرشوهردیگه ک شوهرهم داره همش دوروبر اون پسرخواهرشوهرمه یعنی پسرخاله اش غذاش بده قربون صدقش بره بغلش کنه و بوسش کنه راه ببرنش.حتی شوهرشم همش توجه ب اون پسر میکنه .انگار دخترمنو هیچکس نمیبینه.منم خیلی ناراحت میشم ولی نه میتونم چیزی بگم نه هیچی.واقعا موندم درمقابلشون چیکارکنم و چ رفتاری بهشون داشته باشم؟؟؟؟گفتم ازاین ببعد میرم اصلا محلشون درست نزارم همونجور ک خودشون رفتارمیکنن ولی میدونمم حرف درست میشه

ربطی ب جنسیت نداره...منم بااینکه خانواده شوهرم یه دختر وی پسرن...یعنی من فقط یه خاهرشوهر دارم اما قبل دختر من دختر خاهرشوما انقدررر میخاستن ک حتی پسرای کوچیک فامیل حق نداشتن بهش بد نگاه کنن بعدش دختر منم دنیا اومد و دوباره خاهرشوهرم پسر زایید انقدردد این پسره را میخان...اون ۶ماه از دختر من کوچیک تره اما هم میخانش هم باهاش بازی میکنن و کلی فرق دیگ حتی واسه ی کلمه ک یاد بگیره و بگه کلی ذوق میکنن اما دختر من ک دیگ کامل شیرین زبون و حرف میزنه اصلا انگار ن انگار ..بااینکه پسره دخترم میزنه اما میگن بچس اما این قاعدا واسه دختر خاهرشوهرم نبود کسی حق نداشت چپ نگاه کنه.‌..ب نظرم این بستگی ب ذات بد خانواده شوهر داره‌.....کم تر برو اونجا...من‌خودم زیاد نمیرم

گلم اونی که شانس داشته باشه ربطی به پسر دختر نداره
پدر شوهر منم پسر و بیشتر دوست داره منم دخترم ۳.نیم هستش همه خیلی دوسش دارن عموهاش و عمه هاش عاشقشن من حرفم رو پدر شوهرمه مثلا هرکجا پسر میدید چنان بال درمی‌آورد نگو خدا یه پسر هم بهم داد میریم میبینه انگار ن انگار پس ببین اگه شانس داشتم مطمین باش پسر منم رو هم حلوا حلوا میکرد پس بیخیال عزیزم

مغزهای کوچک زنگ زده😐مادربزرگ منم همینحور بود مثلا پسرهای داییم براش خدای روزمین بودن ولی ماها ک نوه دختریش بودیم هیچی

من اگه باشم قطع رابطه میکنم
مهم روح‌و روان دخترم هست

سلام مادر شوهر من هم پسر دوسته بچه های من را نمیخواد وقت بچه خواهر شوهرم که پسر می خواد دختر بزرگم‌هیچ وقت دوست ندارد خونه مادر شوهرم بره اگه خواستیم بریم یه قلف غم رو سینشه

سوال های مرتبط

مامان بنیامین👶🏻 مامان بنیامین👶🏻 ۳ سالگی
چرو بچه من انقد مهربونه دلوم نمیخا اینجوری باشه
شبی رفتیم خونه مامانم بچه خواروم اومده بود بنیامین هرچی می‌گفت بیا بازی اون می‌گفت فقط قایم موشک اینم دوست میداشت بپر بپر بازی کنن بعد بنیامین راضی شد بره قایم موشک ب خواسته اون بازی کردن تموم شد رفتن نقاشی اینبار ب گفته بنی چون بپر بپر هم اون بچه نیمد خلاصه نقاشی ک تموم کردن من گفتم هرکس خوب شد نمره بیست بنیامین نمره گرفت واسه اون بنیامین گفت من می‌خوام نمره بدم از جنس بدش نزاشت دستش گذوشته بود رو کاغذش این هیچی یهوو گفت بنیامین برو اونور هلش داد باهات نمی‌خوام بازی کنم پسر منم بغض کرد اومه گفت مامان حسینباهام بازی نمیکنه من ک خیلی دوسش دارم انقد عصبی شدم گفتم مامان توام بازی نکن باهاش بعد پسرم رفت لپشو بوسید گفت حسین باهات دوستم حالو اون چند ده سالشه تا بچه من ک سه سالشه هربار میگم مامان انقد مهربون نباش دوست ندارم وقتی یکی بهت میگه باهات بازی نمیکنم تو بگی مامان دوسش دارم دوسم داره 😡🥲😕 من واقعا دوست ندارم بچم مهربون باشه تا بزرگ ک میشه خودوم از بچگی منربون بودم تاالانش ک هرچی ضربه خوردم توو زندگیم از همین مهربون بودنم بوده هنوزم آدم نشدم ک نسبت ب همه آدما ک بهم ضربه میزنن مهربون نباشم والوبخدا 😕
مامان آریا مامان آریا ۴ سالگی
به حدی آریارو دوسدارم ب حدی میخوامش ب حدی ک صبحو شب و نصفه شب و هر زمانی از شبانه روز بیدار باشم میبوسمش و میخورمش و میچلونمش ..
امروز ساعت ۵ونیم صب بیدار شدم دیدم چقد این بشرو میخوام من گرفتم تو بغلم یک جوری بوسش کردم بیدار شد ازخواب میگه مامان سرشبی چقد ماچ پاچم میکنی شوهرم سرشو برگردوند میگه چیکار میکنی ساعت ۵ صب🤕 گفتم بخدا نمیدونم چرا انقد میخوامش😬 اصلا یک وضع وحشتناکی میخوامش
میدونه منم مث چی بچرو فشار میدم میبوسم اریا میگه خستم کردی با این وضعت همیشه هم غرغرداریم ک میگم یدونه پسر ک بیشتر ندارم تواین دنیا چرا نبوسمش...نچلونم نخورمش😘😘😘 الان میگه خستم کردی امشب میرم بغل بابا میخوابم. منم گفتم میرم ی نی نی جدید میخرم بغلم میزارم بخوابه میبوسمش وای خدا یاد کوچولوییای خودش افتادم اصللاااااا حتی توذهنم نمیاد ک بجز اریا کسی رو بتونم بغل کنم یا دوسش داشته باشم این اندازه فقط خدامیدونه🤭🥲 اومده میگه میدونم محکم بوسم میکنی خستمم‌میکنی ولی اشکال نداره بوسم کن نرو نی نی جدید نخر😁😁😁😁
اصلا احساس میکنم نمیتونم بجز اریا بچه دیگه ای توبغلم بگیرم اینایی ک دوتا سه تا بچه دارن بیاین بگین همشونو یک جور دوسدارین واقعا؟؟؟ ینی یکی شیرین تر از اون یکی نیس؟؟؟؟ ک باعث بشه یکیو بیشتر از اون بخوایین؟؟؟ من دوست داشتن اریامو با دنیا نمیخوام عوض کنم🥲🫀