۱۲ پاسخ

تست امینوشور دادی؟!!!
برو متخصص
من کیسه ابم سوراخ شد اب ازم اومد
سرم و انتی بیوتیک تا چند روز میزدم

من سه هفته دو سانت بودم🥲آخرم آمپول فشار زدن

عصر برو پیش دکترت ببین نظر اون چیه شاید لازم باشه امپول ریه بزنی یا استراحت مطلق بشی خدای نکرده ...اگه پیشش پرونده داری منشی باید توی شرایط اینجوری بهت نوبت بده

حتما برو سنو ببین اب دور جینین چقدر شده

اگه شک‌ کنن تست آمینوشور میکنن معلوم میشه مایع بوده یا نه

برو سونوگرافی واا میگی تخت پر اب بوده پس کیسه ابت هست دیگ

من یک هفته دو سانت بودم از اخر با امپول فشار زدن

خودت دکتر نداری بری پیشش

من دو هفته یه سانت بودم ، هفت بار معاینه تحریکی شده ، یکسره ترشح داشتم ، حتی خونریزی هم داشتم ،میرفتم معاینه میکردن میگفتن همونی ، دیگه آخرش دکتره خداخیرش بده معاینه کرد گفت خونریزی داری که ، گفتم اره دو هفتس ، دید نترسیدم فهمید عادیه برام ، گفت برو آماده شو بستری شی واسه سز

نمیشه یه جا دیگه بری معاینه کنن خیالت راحت شه

چند هفته ای؟

نه عزیزم من دوستم با دوستانت دو هفته موند ب همین راحتی نیس ک

سوال های مرتبط

مامان روشنا مامان روشنا ۲ سالگی
خانما یه چالش همگی بیاین از تجربه زایمانتون بگین چقدر دلم تنگ اون روزه

خب ب نام خدا من 36 هفته بودم خداروشکر ک امپول ریه زده بودم و سونو وزن گفت بچت دوهفته جلو تره من یه شب عصر زدم بیرون رفتم خونه مامانم اینا خیلی حالم خوب نبود شکمم انقدر سفت شوده بود خودمم دیگ خسته شوده بودم ما تو روستا زندگی میکنم بعد جاریمم باردار بود اون میخاست بره تو شهر دکتر زنان منم گفت ک ماشین ک خالیه منم برن یه نوار قلب بگیرم چی میشه بعد داشتم نیرفتم بابام گفت کجا گفتم دارم میرم زایمان کنم گفت برو بشین سر جات چرت نگو بعد خلاصه ک رفتم شهر پیشه دکتر گفت باید معاینه بشی وای معاینه ک وحشناک بود مردمو زنده شودم تازه اینم بگم من تنها رفته بودم با جاریم بعد ک معاینه کرد گفت یه سانت بازی هنوز وقت داری برو خونه استراحت کن منم خودسر رفتم بیمارستان برا نوار قلب بعد ماماازم نوار قلب گرفت یه ساعت بود ک هی ازم نوار قلب میگرفتن هی در گوش هم پچ‌پچ میکرن بعد معاینه یکم دردم شروع شوده بود فشارم رفته بود رو 16 نوار قلب بچه هی بد میشو جاریم هی بهم دل داری میداد میگفت چیزی نیس یهو یه پرستار امد گفت زنگ بزن ب شوهرت بیاد وقته زایمانته زود باش باید سریع بری اصفهان زایمان کنی چون مکنه بچه بره تو دستگاه بعد زنگ زدم شوهرم مغازه بود فکر کرد الکی میگم منم گریه میکردم ک بچه م نمیدونم چیش شوده اونم هی میگفتن زود باش دیر میشه زنگ زدم مامانم گفتم برو ساک بچه را اماده کن بیارین انقدر گریه میکردم 😂
مامان محمد مامان محمد ۲ سالگی
پارسال این موقع ساعت 2 بعداظهر همسرم بهم پیام داد بریم بازار منم بهش گفتم باشه بعد ی دقیقه در جواب پیامم کیسه آبم پاره شد فک کردم ترشح دارم باز دوباره آب ریخت منم ب گریه افتادم گفتم مامان کیسه آبم پاره شد مامانم گفت ناراحت نشو هیچی نیس سریع ب همسرم زنگ زدم رفتیم بیمارستان اخه من هنوز ۳۵ هفته بودم خیلی ترسیدم پرستار گفت باید معاینه بشی نزاشتم انقد استرس داشتم اونم عصبانی شد گفت نمیزاره یکی دیگه منو معاینه کرد با بدبختی گذاشتم گفت هنوز ی سانت بازی برو بالا آمپول فشار میدیم بچه بیاری خلاصه من فقط گریه میکردم من تا اون شب فقط آب خارج میشد ازم با خون یهو نصفه شب ضربان قلب پسرم افت کرد پرستار ترسید گفت این دکتر کی میاد دوبار ضربان قلب پسرم افت کرد منم فقط گریه میکردم تا بالاخره صبح روز بعدش ساعت ۸ گفتن برو اتاق عمل اورژانسی باید عمل بشی ومن از خوشحالی نمیدونستم چکار کنم چون از طبیعی میترسیدم خلاصه نگرانی خونواده هامون و خودم ک اون شب هیچکس نخوابید پسرم ساعت ۸ صبح بدنیا اومد تو این ی سالی ک گذشت خیلی چالش خیلی استرس داشتم ولی خداروشکر بابت وجودم پسرم تولد پسرم مبارک باشه😘😘😘