تجربه من از سزارین

من روز ۱۹مرداد نوبت دکتر داشتم رفتم واسه چکاب بعد ب دکترم گفتم بعضی موقع ها لباس زیرم نمناک میشه گفت ممکنه از کیسه آب باشه الان برو سونو رفتم سونو گفتن آب دور بچه کم شده دکترم گفت باید سریع بستری بشی واسه زایمان منم انتخابم طبیعی بود خلاصه ساعت ۱۲تا ۵صبح اورژانس بودم ساعت ۵منو بردن زایشگاه ساعت ۶واسم سرم فشار وصل کردن خلاصه سرم فشار اصلا اثری نداشت واسه من تا ساعت ۶بعد از ظهر من داخل زایشگاه بودم ک هی بهم سرم فشار وصل میکردن و هیچ خبری از درد نبود هر نیم ساعت یکی میومد معاینه میکرد بد ترین تجربه عمرم بود یعنی با اولین معاینه گفتم خدایا چ اشتباهی کردم اومدم واسه طبیعی معاینه ها اینقدر درد داشت ک میگفتم من چجوری می‌خوام از پس زایمان بر بیام خلاصه ساعت ۶بعد از ظهر دکترم اومد منو معاینه کرد بعد کلی سرم فشار و قرص گفت فایده نداره حتی نیم سانت هم نیستی میریم واسه سزارین اومدن منو آماده کردن فرستادن اتاق عمل
سزارین واسه من خیلی خوب بود فقط چون تجربه ای نداشتم خیلی استرس و ترس داشتم بعد سزارین بدترین قسمتش راه رفتن اول هست ولی در کل سزارین خیلی خیلی بهتره اصلا حتی فکر طبیعی رو نکنید ک خیلی عذاب اوره

۴ پاسخ

بخدا ک درد معابنه ها از خود زایمان بدتره

دقیقاااا منم یه سقط داشتم و ی زایمان و قطعا انتخابم همین سزارین هستش

عملتون چقدر طول کشید؟ چقدر ریکاوری نگه داشتن؟ بعدش سردرد نشدین؟

من از نزدیک‌ سه تا زایمان طبیعی رو دیدم دردم گرفت وحشتناک بود و انتخابم ۱۰۰٪ سزارین

سوال های مرتبط

مامان آراز مامان آراز ۱۶ ماهگی
سلام دوستان میخوام تجربه خودم برا زایمان طبیعی بگم ب صورت خلاصه ۰۰۰من از اول بارداری انتخابم سزارین بوو د اصلا ب طبیعی فک نمیکردم همه تلاشم میکردم واسه سزارین ۳۷ هفته ۲ روز م بود همینجوری گفتم برم بیمارستان ببینم قبول میکنن برا سزارین اختیاری رفتم وقتی فشارم گرفت گفت یکم بالاس بعد تست آمینو شور گرفت جوابش مثبت بود بعد اومد معاینه م کرد گفت ۲ ثانت باز هستی زود برو آماده شو برا زایمان من گفتم میخوام سزارین کنم گفتن باشه ۰ بعد منو بردن زایشگاه دیگ شروع کردن معاینه هر نیم ساعت میگفتم معاینه نکنین من سزارین میخوام گفتن نمیشه از شب شروع کردن معاینه ک ساعت ۸صب بود ک دردام شروع شد دهانه رحمم با آمپول فشار همینجور باز می‌شد ک وقتی رسید ب ۱۰ دوتا زور ک زدم نی نی اومد ساعت ۱۰ و ۲۰ دقیقه کلا ۲ ساعت من درد کشیدم وقتی بچه ب دنیا اومد انگار ن انگار درد کشیدم ۰ میخواستم بگم ک با این ک اصلا اصلا ب طبیعی فکر نمیکردم و ی ترسی از طبیعی داشتم ۰ کلا از زایمانم راضی هستم ۰ گفتم تجربه م بگم ک طبیعی اونقدر ها هم ترس نداره ۰بیمارستان هرکس سزارین کرده بود ب من می‌گفت خوشحال ب حالت ک طبیعی آوردی ۰۰ ایشالا شما هم زایمان خوبی داشته باشین
پسر منم ²/²ب دنیا اومد 🥰
مامان رقیه مامان رقیه ۴ ماهگی
بعد یک ماه اومدم تجربه زایمان سزارینم رو بذارم.
پارت یک
من قرار بود طبیعی زایمان کنم 38 هفته بودم دکترم گفت هفته دیگه بیا که تا اوضاع آرومه زایمانت انجام بشه ، هفته بعدش بدون هیچ دردی خیلی شیک و مجلسی پاشدم رفتم برای زایمان. دکترم معاینه کرد یک سانت دهانه رحمم باز بود و ولی گفت نرمه دیگه کارامو انجام دادن و ساعت 8/30 بستریم کرد بهم سرم و آمپول فشار زدن، یک ساعت گذشت و من هنوز دردی نداشتم دوز آمپول رو بیشتر کردن و من کمردردم داشت زیاد میشد ، ساعت 10/30 بود دکتر معاینه کرد دوسانت بودم ولی دردام اذیتم میکرد معاینه هم میکردن برام ناخوشایند بود ، دیگه ماما اومد کیسه آبمو زد ترکید گفت سه سانت شدی ، از اینجا به بعد واسه من خیلی دردناک بود( بدن با بدن فرق میکنه از زایمان طبیعی نترسید من دوستم تا ۴ سانت درد نداشت)دیگ اشکم داشت در میومد ماما توپ آورد گفت روش بپر ولی من آنقدر درد داشتم حس خوبی هم نداشتم اصلا نمیتونستم ، دکترم ساعت حدود ۱۱/۱۵ بود معاینه کرد دوباره گفت دهانه رحمت داره متورم میشه و پیشرفتت هم خوب نبوده باید سزارین بشی ولی مامای بیمارستان نمیذاشت می‌گفت نه قدش بلنده باید طبیعی بشه حیفه 😑ادامه پارت بعدی
مامان شاهان مامان شاهان ۱۴ ماهگی
زایمان طبیعی پارت ۲.
میگرفت ول میکرد. منو بردن ی اتاق دستگاه بهم وصل کردن.انقدر میترسیدیم‌ ک بغض کردم تنها بودم هیچکس نبود. دلم گرفته بود دلم میخواست زار بزنم.خلاصه اینا منو از بس شلوغ بود این اتاق ب اون اتاق میکردن. یکی دیگ زایمان ک کرد منو بعدش بردن رو تخت اون. بعدش بهم دستگاه وصل کردن. ساعت شد پنج صبح فقط ی سرم معمولی وصل کردن بهم. تا ساعت پنج همه شیفتا عوض شد. بهم گفت یکم استراحت کن ک سرم فشار بهت می‌زنیم منم از استرس خابم نمی‌برد. ب مامانم گفتم ی کمپوت آناناس برام بخری بعدن بیاری. اونم یادش رفته بود منم از پریشب هیچی نخورده بودم. خلاصه ک یک ماما اومد بهم سرم فشار وصل کردن و دردام دیگ کم کم داشتن شروع میشدن ساعت شش ده نفر اومدن بالا سرم معاینه کردن گفت دوسانتی کیسه ابمو پاره کردن. سرم فشار رو عوض کردن یکی دیگ وصل کردن قوی ترشو. اونم من از بس دستمو تکون میدادم سرعتس زیاد شد دیدم دردام بدتر شدن. یک ماما اومد گفتم اینو درستش کن گفت ولش کن خوبه.اون ک رفت مامای شبفتم اومد زد تو سرش ک چرا آنقدر زیاد شده خطرناکه. خلاصه ک دردام دیگ زیاد شد ماما ها هی می اومدن معاینه میکردن منم داشتم از درد ب خودم می پیچیدم.
مامان 🍓قلب مادر❤️ مامان 🍓قلب مادر❤️ روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی و سزارین پارت یک🤕😛من دکتر برام ختم بارداری داد تو هفته ۳۸ و یک روز رفتم زایشگاه اونجا معاینه ام کرد و گفت لگنت خوبه معاینه ات خوبه و یک فینگری رو زایشگاه بستری شو اونجا بستریم کردن برای زایمان با امپول فشار اول ی آب مقطر وصل کردن بهم بعدش آمپول فشار وصل کرد قطره قطره ک میرفت تو بدنم درد ب وجود میومد اینقد داداش می‌گرفت ول میکرد خیلی دردناک بود درداش من از ساعت ۶ شب تا ۴ صبح فقد ۳ سانت بودم همشم جیغ میزدم کل زایشگاه از درد گزاشته بودم رو سرم ماما میومد میگفت فقد ۳ سانت نیم باز شدی معاینه میکرد میگفت معاینه ات خوبه دوباره میرفت بیرون صبح ساعت ۶ دوباره سرم فشار وصل کرد بهم اینبار سرعتش بیشتر کرد دردام بیشتر شد جوری ک میخاستم بمیرم همش ب خدا میگفتم یا منو بکش یا از این درد راحتم کن ماما اومد معاینه کرد گفت ۷ سانت شدی همینجوری پیش بره همکاری کنی تا ۴۰ دیقه دیگ زایمان میکنی من همش میگفتم ن من نمیتونم طبیعی بیارم بچم میمیره خودمم میمیرم همش داد میزد سرم ک حرفای احمقانه نزن ولی من فقد درد داش همشم التماس میکردم ک منو ببرین عمل ک
مامان فراز مامان فراز ۱ ماهگی
مامان آوین مامان آوین ۱۱ ماهگی
تجربه من از زایمان
من قبل اینکه زایمان کنم خیلی دوس داشتم طبیعی زایمان کنم سونو ۳۲ هفته رفتم گفت بچه سفالیکه دیگه سونو نرفتم مامای خصوصی گرفتم بهم ورزش داد و گفت پیاده روی کنم و اینکه دیگه لازم نیست برم پیش دکتر خودش منو معاینه کرد یه بار گفت لگنت خوبه بار دوم گفت بد نیس که کاش میرفتم دکتر هم معاینه می‌کرد سونو هم کاش ۳۷ هفته میرفتم من ورزش ها رو بعضی روزا انجام می‌دادم دیگه وقتی همه کارام رو انجام دادم روز بعد با ورزش و پله نوردی کیسه آبم باز شد رفتم زایشگاه اونجا معاینه کردن گفتن ۱ سانت بازه که مامای خودم آخرین بار گفته بود ۳ سانت بازه زنگ زدم بهش گفتم اونم با پرستارا صحبت کرد قرار شد ۴سانت که باز شد بیاد خلاصه منو بردن لیبر یه ماما اومد منو معاینه کرد هنوز درد نداشتم گفت اگه تا ساعت۱۲ دردات شروع نشن آمپول فشار میزنن دیگه ورزش بهم داد انجام دادم ساعت ۱۰ یا ۱۱ بود آمپول فشار زدن ساعت ۱۲ بود معاینه کردن ۴ سانت باز شده بودم زنگ زدن ماما اومد منم چون آمپول فشار زده بودن دردام شروع شده بود خیلی شدید بودن جوری که نم میتونستم بشینم نه ورزش کنم خلاصه ماما اومد معاینه کرد که من تازه اونجا فهمیدم معاینه چیه😑با هر سختی بود معاینه شدم چند بار ورزش هم خیلی سخت بود انجام دادنش که اونجا پشیمون شدم از انتخاب طبیعی کاش رفته بودم سزارین خیلی بهم گفته بودن نرو طبیعی پشیمون میشی گوش نکردم خلاصه بعد کلی درد کشیدن و معاینه شدن فول شدم که آخر معاینه کردن من چون بچه بجای سرش صورتش تو کانال بود دکتر کشیک اومد منو اورژانسی سزارین کرد اینطور من هم درد طبیعی کشیدم هم سزارین شدم ولی اگه برمیگشتم عقب اصلا زیر بار زایمان طبیعی نمی‌رفتم خیلی سخته