امروز خیلی حالم گرفته اس
بنظرتون برای این مشکلم چیکار کنم

احساس میکنم من مامان خوبی نیستم و نمیشم چون اعتماد بنفس ندارم نمیتونم از حق خودم بخوبی دفاع کنم
همش استرسیم میترسم

مخصوصا از وقتی باردار شدم و بعد زایمان ک همش تو خونه هستم و ارتباطم با بقیه خیلی کم شده هرچند ک قبلا هم کم بود
نمیتونم حرفمو خوب منتقل کنم
بعضی وقتا که دوست ندارم فلانی فلان رفتار رو با بچم داشته باشه همش تو خودم میریزم مگه اینکه خیلی خیلی روم فشار باشه ک بهش بگم اونم‌ خوب نمیتونم بگم
حتی مثلا خواسته باشم تلفنی با منشی دکتر صحبت کنم استرس میگیرم نکنه چیزی بگه ک نتونم جوابش رو بدم یا باهام بد صحبت کنه
کسی زنگ‌ ایفون بزنه گاهی اصلا جواب نمیدم

یا گاهی ک با شوهرم بحث میکنیم اون ب راحتی میتونه حرفش رو بزنه نه حرف بد ها قشنگ منظورش رو میرسونه ، ولی من نه گریه ام میگیره یا حرفام رو فراموش میکنم
از ضعف خودم بدم میاااااد خیلی
چرا نمیتونم همون موقع مثل ادم بدون استرس جواب بدم
هی میخام پادکست گوش بدم کتاب بخونم ولی نمیدونم چ کتابایی
یا حتی گاهی حوصله اشم ندارم
واقعا خسته شدم 😞😞😞😞

۴ پاسخ

وقتی خوب گوش میدی به مخاطبت
طرف رو مجذوب خودت می‌کنی که باهات حرف بزنه
همین باعث میشه بفهمی چقدر نگاه و شنونده بودن تو مهم بوده ک طرفو تونستی جذب خودت بکنی که حرفش رو ادامه بده
بعد کم کم میبینی خودت وارد بحث شدی

همین که الان خودت به مدل خودت آگاهی داری ده هیچ جلویی عزیزم
این حالت یهو عوض نمیشه
منم مثل شما بودم
من وقتی خادم شدم تو یه مسجد شهرمون و با مردم ارتباطم زیاد شد
به قولی خیلی هم تحویلم گرفتن
اون موقع واقعا نیاز داشتم و درست شدم.
بعدش دیگه دانشگاه رفتم و الان بچه دارم خیلی هم بهترم.
ارتباط چشمی خیلی مهمه
اولش یاد بگیر ارتباط چشمی بگیری با هرکسی و حتی خودت
مثلا سلفی میگیری حواست به چشمات باشه حتما بخنده
حسابی بازش کن و لبخند بزن
زوم کن به اینکه چشمات خجالت نداشته باشه و فقط اعتماد به نفس و لبخند ازش بیاد بیرون
همین ارتباط چشمی رو ببر تو اجتماع
با هرکس ک ارتباط میگیری سعی کن اولش فقط شنونده خوبی باشی و ارتباط چشمی بگیری
درواقع خوب گوش دادن خودش اعتماد به نفس رو می‌بره بالا
مثلا همسرت داره حرف میزنه
ارتباط چشمی بگیر باهاش
آنقدر خوب حرفش رو گوش بده و حواست به چشمات باشه ک لبخند و اعتماد به نفس رو به مخاطب و همسرت انتقال بدی
درواقع جوری که وسط حرفاش تعجب می‌کنی یا ناراحت میشی
یا میخندی چشمات رفتارت رو نشون بده

بعدش کم کم به زبونت میاد و یهو میبینی چقدر عوض شدی❤️
حتی با بچه ات هم

همینو تمرین کن اولش با سلفی گرفتن و اینا
بعدش قدم به قدم درست میشی

این تجربه خودم بود

ادامهههه

مادرشوهرم میگه ذائقه پسرتم بردی سمت خودت
من خودم چیزای ترش دوس دارم
یا ب شدت از گرما بدم میاد و کولرمون ۲۴ ساعتی روشنه
جوابی نداشتم بدم
بعدشم میگم کاش اینو میگفتم

یا چند شب پیش خونشون بودیم پسرم از عموش میترسه
مادرشوهرم میگه عموییش ببرش بیرون تا یکم هوا بخوره باهات اشنا شه
با اینک تازه رسیده بودیم خونشون
بزووور پسرم و برد
فقط یبار گفتم نه صبر کنید تا خودش کم کم اشنا بشه

برو تو سایت ارگانیک ماینند تو گوگل سرچ کن اونا یه سری کلاس دارن که مشکلتو‌به راحتی حل میکنن♥️

سوال های مرتبط

رها رها قصد بارداری
مامانا بیاین راهکار بدین
دارم داغون میشم
مثلا الان دلم میخاد بشینم چرا ۴۰ روز قهری ک خونه بابام بودم بعد از تولد پسرم
پسرم دست ابحیم کم دادم یا همش باهاش غر میزدم
یا پسرم رفته رو مبل همش حس میکنم میوفته الان
یا گریه میکنم چرا اون اتفاق شوم تو زندگیم افتاد
یا گریه میکنم واسه وقتایی ک دونفره بودیم بعد از رابطمون چقد راحت بودیم ولی الان خیلی زود جینگی باید بری حمام
حالم بده
یا از چاقیم همش مینالم
من صبحانه نمی‌خورم ناهار هم بگی نگی میخورم بیشتر وقتا هم نمی‌خورم
ی شام میمونه
بعد وقتی ک عصبی میشم از سیرابی ک بدم میاد اگه جلوم بزارن میخورم
از اینکه نمیتونم لاغر کنم خودمو با این همه سختگیری
یا مثلاً الان آهنگ تند گذاشتم ک ورزش کنم ی دقیقه بیشتر نتونستم
دقیقه دوم گلوم خشک خشک شده بود بیشتر نتونستم ادامه بدم
چیکار کنم ؟!
دکتر زنان رفتم گف کلینیدوم سی بخور بعد کف نه چون شیر میدی
ولی از اونور مامانم میگه بخور
تا یذره گرسنه میشم یا خیلی خورده باشم چنان دور نافم درد میگیره ک حد ندارن
وقتایی ک عصبی بشم همین جور
اصلا دست خودم نیست
میخام بعد از ظهر ی جایی برم حوصلم نمی‌کشه
کاری هم ندارم حس میکنم تنبل شدم از بس تو خونه نشستم
از ی طرف غصه
از ی طرف چاقی
از ی طرف این جوش های زیر پوستی
باز از اینورم حمام میرم شیو میکنم ۱۲ ساعت بعدش میزنم بیرون
😭😭😭😭