سوال های مرتبط

مامان سورنا مامان سورنا ۲ سالگی
🪴 قبل از تغییر، به کودک فرصت بدهیم...

تصور کنید وسط تماشای فیلمی که دوستش دارید، ناگهان کسی تلویزیون را خاموش کند! 😕
احتمالاً اولین واکنش شما این است: «چرا خاموشش کردی؟! بذار تمومش کنم!»

🍃حالا دنیای کودک را تصور کنید...
او غرق بازی است، با اسباب‌بازی‌هایش داستان ساخته، هیجان دارد و ذهنش هنوز در همان دنیای کودکانه جریان دارد؛ ناگهان می‌شنود:

❌ «بسه دیگه! پاشو!»
❌ «همین الان بیا!»
❌ «چند بار بگم تمومش کن؟!»

🍄طبیعی است که مقاومت کند، غر بزند یا بهانه بیاورد.

🧶 کودک برای عبور از یک فعالیت به فعالیت دیگر، به زمانِ پردازش نیاز دارد.

🤝گاهی تنها چند دقیقه «خبر دادنِ قبل از تغییر» می‌تواند یک درگیری را به یک همکاری آرام تبدیل کند:

❌ به جای: «بسه، پاشو!»

✅ بگویید:
«عزیزم، ۵ دقیقه دیگه وقت بازی تموم می‌شه؛ بعدش باید جمع کنیم و بریم.»

❌ به جای: «همین الان بیا!»

✅ بگویید:
«وقتی این قسمت رو تموم کردی، بیا پیش من.»

یا حتی:
«دو دقیقه دیگه می‌خوام باهات صحبت کنم، باشه؟»

💚 این کار فقط یک تکنیک تربیتی نیست؛ نوعی احترام گذاشتن به دنیای کودک است.

🧠وقتی قبل از تغییر به او خبر می‌دهیم، به ذهنش فرصت می‌دهیم خودش را آماده کند؛
از بازی دل بکند، احساسش را تنظیم کند و برای مرحله بعد آماده شود.

💥 غافلگیری ناگهانی → مقاومت و تنش
🌱 هشدار قبلی → آمادگی و همکاری

✨گاهی برای تربیت آرام‌تر، لازم نیست بیشتر دستور بدهیم؛
فقط کافی است کمی زودتر خبر بدهیم.

👨‍👩‍👧‍👦 تربیت، فقط مدیریت رفتار کودک نیست؛
یاد دادنِ آرامِ مهارت‌های زندگی، با احترام به احساسات اوست.

💞 تربیت فرزند، از فهمیدن دنیای فرزندان آغاز می‌شود.

✍محسن پوراحمدخمینی/روانشناس و کارشناس خانواده
مامان نخود مامان نخود هفته بیست‌وهشتم بارداری
دوست داری روی آن نه ماه توی یک‌تن بودن و چهار پنج ماه روی سینه بودنش حساب باز کنی و همانطور که او برایت عزیزترین است، عزیز‌ترینش باشی اما حقیقت این است که به اندازه کافی برایش جذاب نیستی و تنها وقت‌هایی که کنار هم هستید برایش کتاب می‌خوانی و داستان می‌گویی و آدم‌های زیادی در زندگی‌اش هستند که کارهای متنوعی برایش می‌کنند. مثلا عمه‌اش با او بازی‌های هیجان‌انگیر می‌کند و از او فیلم مستند می‌گیرد یا مامان زهرایش روزها به هوای سبزی و شیر خشک به ددر می‌بردش. هنوز نمی‌دانی چه بازی‌هایی با دایی‌اش می‌کند که اسمش نقل زبانش است و چه خوابی می‌بیند که با صدای مامان‌زهرا مامان‌زهرا از خواب بیدار می‌شود.
حقیقت این است که آدم‌های دیگری هم در این کره خاکی هستند که به تو ترجیحشان می‌دهد و حقیقت این است که آن آدم‌ها همیشگی نیستند و در نهایت بخت پدر بچه شب‌ها با او یار نیست و این تو هستی که انتخاب می‌شوی تا ۱ ساعت بازی‌ات بدهد و بعد بخوابد و این اصلا منصفانه نیست که تو تنها گزینه برای لالایی شبانه باشی و آن هم منصفانه نیست که بچه‌ات روزهای زیادی را با مامان زهرا و مامان اکرم شب کند و تو فقط به برنامه‌های فشرده خانه‌بازی آخر هفته برسی و خودت را گول بزنی که در محیط کار جدید دغدغه مادرانگی داری که در نهایت کارمندی کارمندی است و آدم کارمند چقدر جان دارد که هم برای بچه‌اش جذاب باشد، هم دوست‌داشتنی، هم هیجان‎انگیز، هم امن و هم معمایی رازآلود؟
حقیقت این است که پذیرش حقیقت سخت است و اینکه عزیزترین عزیزترینت نباشی سخت‌تر!
مامان سورنا مامان سورنا ۲ سالگی
📷🌿نسل نور🌿

یه عادت کوچیک، می‌تونه بچه رو خیلی مستقل‌تر بار بیاره: قبل از شروع، یک قدم جلوتر رو ببینه.

مثلاً می‌خواد بره حمام؛
به‌جای اینکه وقتی بیرون اومد تازه بگه «حوله‌م کو؟»، از قبل بپرسیم:

«فکر کردی برای بعد از حمام چی لازم داری؟»

یا می‌خواد بره پارک؛
قبل از اینکه کفشش رو بپوشه، بگیم:

«فکر می‌کنی برای پارک چیزی لازمه با خودت ببری؟»

حتی برای تکلیف مدرسه:

«قبل از اینکه بشینی، یه نگاه بنداز ببین چه چیزهایی لازم داری.»

یا وقتی می‌خواد برای فردا کیفش رو آماده کنه:

«فردا چه کلاس‌هایی داری؟ خودت ببین چی باید توی کیفت باشه.»

این سؤال‌های ساده، به‌مرور یک مهارت مهم می‌سازن:

«قبل از اینکه کاری رو شروع کنم، فکر کنم چه چیزهایی لازم دارم.»

ما قرار نیست همیشه چند قدم جلوتر از بچه حرکت کنیم و همه‌چیز رو برایش آماده کنیم.

گاهی قشنگ‌ترین کمک، اینه که فقط یک سؤال درست بپرسیم و اجازه بدیم خودش فکر کنه. 🌱

استقلال، از کارهای خیلی کوچکِ روزمره شروع می‌شه.
مامان سورنا مامان سورنا ۲ سالگی
مامان پسرگلم مامان پسرگلم ۲ سالگی
بچه‌ها برای رشد کردن، فقط به مراقبت نیاز ندارن؛به فرصتِ تجربه کردن هم نیاز دارن. 🌱

✨گاهی از روی محبت، آن‌قدر سریع به جای کودک کاری را انجام می‌دهیم که فرصت تجربه‌ی «من می‌تونم» را از او می‌گیریم.

☘وقتی اجازه می‌دهیم خودش لباسش را بپوشد، وسایلش را جمع کند، انتخاب‌های متناسب با سنش داشته باشد، در کارهای خانه مشارکت کند یا حتی اشتباه کند و دوباره تلاش کند، در واقع داریم چیزی فراتر از یک مهارت ساده به او یاد می‌دهیم:
«من توانمندم.»
«نظر من مهمه.»
«من عضوی از این خانواده‌ام.»
«لازم نیست همیشه کسی به جای من کاری انجام بده.»

✨اعتمادبه‌نفس سالم از تعریف و تشویقِ مداوم ساخته نمی‌شود؛از تجربه‌ی واقعیِ توانستن، مشارکت کردن، انتخاب کردن و حل مسئله ساخته می‌شود.
پس گاهی به جای اینکه بگوییم:
«بده من انجامش بدم، تو بلد نیستی!»
کمی مکث کنیم و بگوییم:
«خودت امتحانش کن، اگر کمک خواستی من کنارتم. 🤍»

قرار نیست کودک را از سختی‌ها دور کنیم؛
قرار است کمکش کنیم یاد بگیرد از پسشان بربیاید. 🌱

@madaryari
مامان رادین مامان رادین ۳ سالگی
ادامه مقاله خانم دکتر بکی کندی در مورد ترک پوشک(قسمت پنجم)

پیشگیری از اضطراب در مورد مدفوع:

ابتدا، بیایید بفهمیم چه چیزی ممکن است پشت ترس کودک از مدفوع کردن در دستشویی باشد:
• ترس از کثیفی:
برای کمک به این موضوع، سعی کنید درباره‌ی مدفوع به عنوان چیزی «چندش‌آور» یا «بدبو» صحبت نکنید. به‌طور کلی، نگاه خانواده‌تان به نظم، «نگه‌داشتن همه‌چیز» و پرهیز از کثیفی را بررسی کنید.
• ترس از دست دادن:
کودکان در این سن به حفظ بدنشان و اجزای آن بسیار توجه دارند. گاهی نگران می‌شوند که مدفوع بخشی از بدنشان است، و نمی‌دانند آیا با بیرون دادن آن بدنشان هنوز کامل خواهد بود یا نه. (مثلاً به همان شکلی که از خراش‌های کوچک هم ناراحت می‌شوند، چون درک کاملی از پایداری بدن ندارند.)
• سردرگمی:
بسیاری از بچه‌ها دقیقاً نمی‌دانند مدفوع چیست، که همین موضوع باعث افزایش اضطراب می‌شود.

⸻

سپس، بیایید راهکارهایی را در کنار این درک قرار دهیم:
• برای کودک توضیح دهید مدفوع و ادرار چیست:
• ادرار: مایعی اضافی است که بدن ما آن را خارج می‌کند.
• مدفوع: وقتی غذا می‌خوریم، بدن ما آن را به انرژی تبدیل می‌کند. آن بخش‌هایی از غذا که بدن نیاز ندارد، تبدیل به مدفوع می‌شوند.
• داستان «شنا کردن مدفوع با دوستانش» را تعریف کنید:
هنگام فلاش کردن مدفوع، یا زمانی که کودکتان می‌بیند شما مدفوع می‌کنید، بگویید:
«خداحافظ مدفوع، برو خوش بگذره با دوستات توی آب!»
بچه‌ها معمولاً از این داستان خوششان می‌آید؛ چون برایشان معنا و بازی را هم‌زمان دارد که هر دو به کاهش اضطراب کمک می‌کند.
• هرگز مدفوع را «چندش‌آور» یا «بدبو» خطاب نکنید:
این کار باعث می‌شود کودک فکر کند چیزی اشتباه درون اوست یا ازداشتن مدفوع حس شرمندگی داشته باشد.
مامان سوفی👼🏻❄️ مامان سوفی👼🏻❄️ ۲ سالگی
⚠️⚠️⚠️
ادامه اصول مراقبت از خود کودک

### 4) اگر احساس بد داشتی، مؤدب بودن لازم نیست
یکی از آموزش‌های مهم این است که کودک مجبور نیست همیشه مؤدب بماند اگر احساس خطر کرد.

می‌تواند:
- بلند بگوید: **نه!**
- فرار کند
- داد بزند:
- **من این آدم را نمی‌شناسم**
- **کمک!**
- **این پدر/مادر من نیست**


میتونین به کودک بگین اگه احساس بدی به کسی داشتی یا حس کردی چیزی درست نیست هرکاری لازمه بکن، مهم نیست اگر جیغ بزنی یامودب نباشی، اشکالی نداره ، به من هم بگو من میفهمم، با هم تیم میشیم و هرکار لازمه می‌کنیم

---

### 5) به حس خطر یا “uh-oh feeling” اعتماد کن
اگر کودک حس کرد چیزی عجیب است:
- دلش آشوب شد
- ترسید
- معذب شد
- گیج شد

باید:
- از آن موقعیت دور شود
- پیش یک بزرگسال مورد اعتماد برود
- موضوع را تعریف کند

---

### 6) آدم خطرناک همیشه غریبه نیست
این خیلی مهم است. در آموزش‌های جدید می‌گویند:
- فقط غریبه‌ها خطرناک نیستند
- گاهی یک آشنا، همسایه، فامیل، یا فرد به‌ظاهر مهربان هم ممکن است رفتار نامناسب یا فریبکارانه داشته باشد

پس کودک باید **رفتار خطرناک** را بشناسد، نه فقط «غریبه بودن» را.
این مورد رو خیلی جدی بگیرین.
هرکس ازت کمک بخواد
هرکس بگه با من بیا
هرکس بگه رازی رو نگه دار
هرکس که وقتی کنارشی حس بدی پیدا می‌کنی یا گیج میشی
اون ادم نا ایمنه و باید ازش دوری کنی و به مامان بگی تا با هم صحبت کنیم و متوجه بشیم دقیقن چه حسی داشتی و چرا اون حس رو داشتی.


ادامه‌ش برای بعد