مامان ها میخام ازتون یه خواهش بکنم
درسته هیچ زنی الکی الکی خونه و زندگی و شوهر و چ بسا که پای بچه هم باشه ول نمیکنه بره
اگه میره قطعا دیگ ب سرش رسیده
ولی توروخدا بچتون رو‌ ول نکنید
هرچقدر خانواده پدریشون خوب هم باشه
بخدا من بعضی حرکات بچه ها رو میبینم اینو بجز مامان خودش کسی متوجه نمیشه 😓😓 بچه هم بجز با مامان خودش آروم نمیگیره
مثاا ما امروز رفته بودیم کلاس
پسرم برگشتنی خابید ( از آنجایی که از شوق ماشین از صب بیدار بود ظهر نخابید)من سر کوچمون پیاده شدم سبزی بخرم
زودهم برگشتم دیدم پسرم تا منو دید لباشو جمع کرد گفتم چی شده پسرم بغلش کردم شروع کرد به گریه
باباش گف تو به گریه انداختیش
گفتم این دلش گرفته بود بمونه تو دلش مریض می‌کنه باید گریه کنه
گفتم چطور آوردی بالا که بیدار شد
گف در کوبیده شد بیدار شد
پسرم خیلی بدقلق گریه میکرد
باباش خاس ارومش کنه بدتر گریه میکرد
زود رفتم براش شیر آوردم گذاشتم رو پام لالایی خوندم
زود خابید😢😢
چون خابش نصفه بود عصبی شده بود
بعدش گفتم خدایا هیچ بچه رو از مادرش جدا نکن
شاید بعیر من کسی این موقعیت مثاا پسرم رو می‌برد بیرون
تی وی باز میکرد گوشی میداد خوراکی میداد
اسباب بازی میداد بیش از حد با محبت میشد دوباره میبردش بیرون
ولی اون فقط خابش نصفه بود که عصبی بود بجز خوابیدن چیزی ارومش نمی‌کرد
من مدل گریه بچه هامو متوجه میشم (می‌دونم همه مادرا همینن)این گریه دل‌درد هست این گریه گرسنگی هست این گریه تشنگی
این گریه برا دلش بیرون رفتن
این گریه یعنی وقت خابش رسیده

۱۲ پاسخ

حرف حق
بخدا من قبلا اصلااااا از مردن نمیترسیدم
ولی از وقتی مادر شدم همش میگم خدایاااا من اصلا دلم نمیخواد زود بمیرم😂
دوست دارم بچمو خودم بزرگ کنم نمونه زیر دست این و اون

ان شاءالله عزیزم
خدا همه بچه ها رو از نعمت پدر و مادر بی بهره نکنه

آلله آتا آنالی بودسون ♥️♥️♥️

مادرم منو ۲ سالگی رها کرد طلاق گرفت رفت تا به امروز که ۲۶ سالمه ندیدمش بدبختی ها کشیدم سر همین مادر نداشتن که خدا الهی سر هیچ بچه ای نیاره

والا من دو‌روز رفتم پسرم یک بار سراغ من و‌ نگرفت به باباش وابسته اس خدا رو شکر

دقیقاااا من میگم خیلییی خودخواهیه ادم بچه ای ک با خواست خودش ب دنیا نیومدرو یهو ول کنه ب امان خدا و بره چون پدرش بده
هرچقدددددم ک بد باشه ارزش اینکه بچه بی مادر بزرگ بشرو نداره

دقیقا همینطوره
یکی از آشناهای ما زنه ی پسر داره همسن دختر من
کلا این دوتا باهم دوست شدن یکی دوسال بعد ازدواج کردن جفتشونم کم سن، الان ک جدا شدن پسره 23سالشه دختره20سال
الان دختره فیلش یاد هندوستون کرده بچه و شوهرو ول کرده رفته چن روز پیش ساعت2ظهر گرمای 50درجه دیدم شوهرش داره بچه رو باموتور تاب میده، احتمالا قشقرق کرده اورده بیرون ارومش کنه
داشتم فک میکردم این پدر انقد کوچولوه ک خودش الان باید دنبال ول چرخی باشه نه اینکه بچه داری کنه
زنشم ک پست و استوری هاش مرتب با مایو ویلای اینو اونه

آخ دقیقا حرف حق

با بند اول صحبتتون موافق نیستم
من خانواده ای دقیقا عین سنگسار ثریا که مادرشون سنگ زدن میشناسم
و همچنین مادر معتادی که بچه حیرون پدر و مادر معتاد و خاله ش بزرگش کرده ...
و یک دوقلو میشناسم که بعد از طلاق پدر مادر هر قل پیش یه خانواده موند و چقدر تربیت خونواده شوهر که آشنای ماست فرق داشت با اون قل که به بچه ی دزد و بی سر و پا بار آورده بودن...
همه جور آدم همه جا هست
نمیشه اصلا کلی نظر داد
زنداداش من کوچکترین قلق بچه ش نداره که هیچ
بچه رو مادرش و پرستار و خاله ش بزرگ می‌کنن
حرف بچش نمی‌فهمه، در این حد

الهی هیچ مادری مجبورنشه بچشو بزاره بره🤲🏻🤲🏻🤲🏻

سخت کسی پیدا میشه بچش رو ول کنه خدا زندگی همه رو خوش کنه درسته منو چند نفر دیگه مشکل داریم ولی به خاطر بچه هامون نشستیم زندگی می‌کنیم، انشالله زندگی شما هم هميشه پابرجا باشه پسرت رو هم حفظ کنه

آخییی چه بغضم گرفت با متنت واقعا راست میگی،خدا هیچ کسو بی پدر ومادر نکنه و زیر دست غیره نندازه سختهههه

سوال های مرتبط

مامان نیکان💕 مامان نیکان💕 ۳ سالگی
سلام مامانا
اومدم درد دل کنم.
پسرم کلا بچه ی سختی بود از همون اول
الان حدود یکماه شدیدا جیغ جیغو شده و گریه راه منیدازه اصلا آروم نمیشه
سه چهار بارم نصف شب این اتفاق افتاده بدون دلیل پا میشه شروع ب گریه اصلا آروم نمیشه انقدر گریه میکنه تا بخوابه .
یه شب با خانواده شوهرم رفته بودیم روستاشون شب خوابیدیم نیکان همینطوری بیدار شد شروع ب جیغ کشیدن کرد هرکس یه اظهار نظری میکرد و بیشتر منظورشون این بود چون تو و باباش باهاش برخورد داشتین اینطوری شده ، در حالی که من و باباش همیشه دنبالشیم کتابخونه میره ، کتاب میخونیم براش ، دوچرخه سواری میکنه ، گل بازی میکنیم کتاب دست ورزی ، تا حالا گوشی دستش ندادم و هررررر کاری در توانم بوده براش انجام دادم
اما یه وقتایی واقعا کوتاه نمیاد مجبور ب برخورد میشیم .
دیشبم خونه ی بابام بودم این اتفاق افتاد اینا هم شروع کردن ب اینکه بس که باهاش دعوا کردین اینطوری شده .
خیلی ناراحت شدم ، تا چندماه پیش راه دور بودم هیچکس رو نداشتم توی بچه داری کمکم کنه الانم که نزدیکم بازم کسی کمکم نیست .
خودشون نمیتونن هفته ای یه بار گریه هاش رو بشنون بعد همیشه منو سرزنش میکنن
در حالی که هرچی اطرافمو نگاه میکنم من خیلی مامان خوبی بودم 🥲🥲🥲
به شما هم ازین انرژی منفیا وارد میشه ؟