سلام مامانا
اومدم درد دل کنم.
پسرم کلا بچه ی سختی بود از همون اول
الان حدود یکماه شدیدا جیغ جیغو شده و گریه راه منیدازه اصلا آروم نمیشه
سه چهار بارم نصف شب این اتفاق افتاده بدون دلیل پا میشه شروع ب گریه اصلا آروم نمیشه انقدر گریه میکنه تا بخوابه .
یه شب با خانواده شوهرم رفته بودیم روستاشون شب خوابیدیم نیکان همینطوری بیدار شد شروع ب جیغ کشیدن کرد هرکس یه اظهار نظری میکرد و بیشتر منظورشون این بود چون تو و باباش باهاش برخورد داشتین اینطوری شده ، در حالی که من و باباش همیشه دنبالشیم کتابخونه میره ، کتاب میخونیم براش ، دوچرخه سواری میکنه ، گل بازی میکنیم کتاب دست ورزی ، تا حالا گوشی دستش ندادم و هررررر کاری در توانم بوده براش انجام دادم
اما یه وقتایی واقعا کوتاه نمیاد مجبور ب برخورد میشیم .
دیشبم خونه ی بابام بودم این اتفاق افتاد اینا هم شروع کردن ب اینکه بس که باهاش دعوا کردین اینطوری شده .
خیلی ناراحت شدم ، تا چندماه پیش راه دور بودم هیچکس رو نداشتم توی بچه داری کمکم کنه الانم که نزدیکم بازم کسی کمکم نیست .
خودشون نمیتونن هفته ای یه بار گریه هاش رو بشنون بعد همیشه منو سرزنش میکنن
در حالی که هرچی اطرافمو نگاه میکنم من خیلی مامان خوبی بودم 🥲🥲🥲
به شما هم ازین انرژی منفیا وارد میشه ؟

۹ پاسخ

حرف بقیه چ اهمیتی داره وقتی خیال خودت بابت اینکه مادر خوبی هستی راحته
ب بقیه و نظراتشون اهمیت نده،خودتو آروم کن گل پسرت هم آروم میشه
البته الان چالش‌های ۳ سالگی هم بهش اضافه شده،دختر من جدیدا یاد گرفته با گریه ب خواستش برسه،دم ب دیقه قهر کنه 🤣

سلام عزیزم مهم نباشه برات حرف رایگان زیاد میزن بقیه
شما بهترین مامان از ورژن خودت هستی😍
بعدشم گریه راه انداخن و جیغ جیغ کردن تو سن بچه شما هست

مطمئنم پسر باهوش و با اعتماد بنفسی داری تربیت میکنی
آفرین بهت
ببین آرومم بود بهت حرف میزدن
جماعتی که مشکل داره مشکلش ذاتشه مشکلش اخلاقشه وگرنه که شما مشکلی نداری

با بچه آدم خونه خودش راحتره
خودت وناراحت نکن انشاالله بزرگتر میشه درست میشه

بی خیال منی که الان یه بچه شش ساله دارم اینا دارم بهت میگم اصلا اهمیت نده روح و روان خودت مهم تره.بعضی بچه ها کلا ذات خودشون اینجوری بدقلقلن و باید بزرگ بشن هیچ کاری نمیشه کرد.من الان دوتا بچه هام روحیه هاشون کاملا فرق داره و الان فهمیدم چقدر بی خود خودم سر اولی سرزنش می کردم.

خدایی خیلی ۳سالگی سخته من که آنقدر صبورم دربرابر بچه ها کم آوردم
حالا مگه چطوری عصبانی میشیدو دادش میزنید؟

سلام عزیزم خوبیی؟
شاید اقتضای سنشه واقعا چون اینجور و میگی شما براش کم نذاشتی ک بلکه ب قول خودت از اطرافیانت خیلی بهترم هستی صد در صد
تو تمام تلاشت رو میکنی با وجود شاغل بودنت ک این یعنی تو بهترینی
اصلا حرف بقیه درست نیس چون همه ی مامان باباها ب بالخره ی جایی کم میارم عصبی میشن و برخورد میکنن حتی میزننن همه هااا هر کی بگه نزدم یا دروغ میگه یا ایتقد کمکی داره ک ب اونجا خا نمیرسع
نظرشون برات مهم نباشه ببین کم خون نیس ی وقت .... باهاش فقط باید مدارا کنی تا این روزا هم بگذره گاهی یکم تی وی بزن براش ....
بعدشم ب خدا ب منم میگن از این حرفا گاهی ک رادمان گریه کنه و ... خواهر خودم بهم میگه بس ک تو پروش کردی بزن در گوشش🤐🤐 منم بر عکس ب لج بقیه همون موقع بهتر از همیشه برخورد میکنم اما متاسفانه بوده مواقعی ک تحت تاثیر قرار گرفتم و ی تپی زدمش😔

عزیزدلم
تجربه ی من این بود که واقعا دعوا کردن من تو روحیه پسرم خیلی اثرات منفی داشت و تو خواب بروز می‌داد گریه های شدیددددد بدون آروم شدن
تو کلاس مادر و کودک به مربیش گفتم شبا اینجوریه خیلی نا آرومه و...
بهم گفت تا زمانی که تو آروم نشی بچت آروم نمیشه هر چی زودتر تو خودت کنترل کنی بچت زودتر گریه های و لجبازیش از بین می‌ره
و واقعا این اتفاق افتاد
قانون براش بزار تا میتونید دعواش نکنید داد نزنید اصلا
بچه توانایی اداره از خودش دفاع کن شب برون ریزی می‌کنه یا با داد زدن و.گریه.. میخواد توجه جلب کن و بیشتر لجباز میشه

سلام عزیزم ، چقد این پیامت شبیه حرفای من بود

سوال های مرتبط

مامان لیمو ونخودفرنگی مامان لیمو ونخودفرنگی ۳ سالگی
مامان ها میخام ازتون یه خواهش بکنم
درسته هیچ زنی الکی الکی خونه و زندگی و شوهر و چ بسا که پای بچه هم باشه ول نمیکنه بره
اگه میره قطعا دیگ ب سرش رسیده
ولی توروخدا بچتون رو‌ ول نکنید
هرچقدر خانواده پدریشون خوب هم باشه
بخدا من بعضی حرکات بچه ها رو میبینم اینو بجز مامان خودش کسی متوجه نمیشه 😓😓 بچه هم بجز با مامان خودش آروم نمیگیره
مثاا ما امروز رفته بودیم کلاس
پسرم برگشتنی خابید ( از آنجایی که از شوق ماشین از صب بیدار بود ظهر نخابید)من سر کوچمون پیاده شدم سبزی بخرم
زودهم برگشتم دیدم پسرم تا منو دید لباشو جمع کرد گفتم چی شده پسرم بغلش کردم شروع کرد به گریه
باباش گف تو به گریه انداختیش
گفتم این دلش گرفته بود بمونه تو دلش مریض می‌کنه باید گریه کنه
گفتم چطور آوردی بالا که بیدار شد
گف در کوبیده شد بیدار شد
پسرم خیلی بدقلق گریه میکرد
باباش خاس ارومش کنه بدتر گریه میکرد
زود رفتم براش شیر آوردم گذاشتم رو پام لالایی خوندم
زود خابید😢😢
چون خابش نصفه بود عصبی شده بود
بعدش گفتم خدایا هیچ بچه رو از مادرش جدا نکن
شاید بعیر من کسی این موقعیت مثاا پسرم رو می‌برد بیرون
تی وی باز میکرد گوشی میداد خوراکی میداد
اسباب بازی میداد بیش از حد با محبت میشد دوباره میبردش بیرون
ولی اون فقط خابش نصفه بود که عصبی بود بجز خوابیدن چیزی ارومش نمی‌کرد
من مدل گریه بچه هامو متوجه میشم (می‌دونم همه مادرا همینن)این گریه دل‌درد هست این گریه گرسنگی هست این گریه تشنگی
این گریه برا دلش بیرون رفتن
این گریه یعنی وقت خابش رسیده