۸ پاسخ

عزیزم سعی کن وقتی مهمونی یا جایی هستی،اگه دیدی بچه ات اذیت میکنه یا ی بچه ای رو میزنه،خودت ب بچه ات تذکر بده،وقتی خودت تذکر بدی دیگه کسی چیزی نمیگه،وقتی ببینند شما چیزی نمیگی خب کس دیگه ای دخالت میکنه

من یه بار پسرم با خواهرم ک ۱۰ سالشه داشتن دعوا میکردن تقصیر پسرم بودا کاملا حق میدم بهشون چون داشت موهای خواهرمو می‌کشید بعد چند بار گفتن ول کن موهاشو ول نکرد بابام زد رو دست پسرم اینقدر حالم بد شد واقعا کم مونده بود گریم بگیره ولی جلوی خودمو گرفتم از اون ب بعد برم خونشون چند ساعت بعد میام خونمون اصلا نمیمونم

بستگی داره کی این حرفو به دخترم بزنه.مثلا من به مامان بابام دلخور نمیشم چون مثل خودم حواسشون به همه چیز هست و نیدونم بی دلیل جدی نمیشن با دخترم
ولی مثلا عموش یا زندایی یا هرکسی که اولویت اول من نیست اجازه ی توهین یا تحقیر بچمو نمیدم.پدر مادرم چون نصف روز تربیت بچم با اوناس حق وتو دارن.این نظر منه البته

خوب شده چشم نمیکنن
رابطه من و خانوادمو همسایه ها چشم میزنن بعد رفتن هر دفعه خانوادم از خونمون یه خسارتی میدم

منم بودم ناراحت میشدم منم خیلی رو این قضیه حساسم حتی اگه خانواده خودمم باشن

حق داری عزیزم از این اتفاقا ب منم خیلی پیش اومده🤦

حق داری واقعا نمیتونم چیزی بگم من خودمم باشم گریم میگیره

بنظرتون خیلی بد شد یا من اتقد الکی ناراحت شدم

سوال های مرتبط

مامان امیر مامان امیر ۳ سالگی
پسرم تازگیا خیلی خیلی از همه چیز میترسه،و به شدت به پدرش وابسته اس تازگیا باباش میره بیرون مدام گریه و بهونه میگیره انگار باباش خونه نیس خیلی میترسه،قدیمیا میدونن پسرم رفلاکس داره و شدید بی اشتها و بد غذاس به زور بهش یدونه موز دادم بخوابونم شوهرم رفت داروخونه بچم گریه کرد بالا آورد،دعواش کردم خودمم گریه کردم خودشم یه ساعت گریه کرد، من هرکاری میکنم بچم منو دوس نداره خیلی دلم میگیره من ۲۴ ساعتم خونه نباشم سراغمو نمیگیره، ولی باباش میره سرکار تا برگرده مدام میگه بابا، من دوستشو میارم میگم بازی کنید غروبا همیشه میبرمش خانه بازی، ولی خیلی بهونه گیره بچه های دیگه رو میبینم خیلی آرومن انقد بهونه نمیارن ولی بچه من مدام بهونه میگیره انگار خیلی لوس شده، از این بابتم دلم خیلی میگیره ک از نوزادی تا الان هیچوقت منو دوس نداشته و براش مهم نبودم همیشه بهم میگه تو برو تورو دوس ندارم، هیچوقت سمتم نمیاد بگه منو بغل کن ولی میره سمت باباش هی میگه بغلم کن
مامان نیکان💕 مامان نیکان💕 ۳ سالگی
سلام مامانا
اومدم درد دل کنم.
پسرم کلا بچه ی سختی بود از همون اول
الان حدود یکماه شدیدا جیغ جیغو شده و گریه راه منیدازه اصلا آروم نمیشه
سه چهار بارم نصف شب این اتفاق افتاده بدون دلیل پا میشه شروع ب گریه اصلا آروم نمیشه انقدر گریه میکنه تا بخوابه .
یه شب با خانواده شوهرم رفته بودیم روستاشون شب خوابیدیم نیکان همینطوری بیدار شد شروع ب جیغ کشیدن کرد هرکس یه اظهار نظری میکرد و بیشتر منظورشون این بود چون تو و باباش باهاش برخورد داشتین اینطوری شده ، در حالی که من و باباش همیشه دنبالشیم کتابخونه میره ، کتاب میخونیم براش ، دوچرخه سواری میکنه ، گل بازی میکنیم کتاب دست ورزی ، تا حالا گوشی دستش ندادم و هررررر کاری در توانم بوده براش انجام دادم
اما یه وقتایی واقعا کوتاه نمیاد مجبور ب برخورد میشیم .
دیشبم خونه ی بابام بودم این اتفاق افتاد اینا هم شروع کردن ب اینکه بس که باهاش دعوا کردین اینطوری شده .
خیلی ناراحت شدم ، تا چندماه پیش راه دور بودم هیچکس رو نداشتم توی بچه داری کمکم کنه الانم که نزدیکم بازم کسی کمکم نیست .
خودشون نمیتونن هفته ای یه بار گریه هاش رو بشنون بعد همیشه منو سرزنش میکنن
در حالی که هرچی اطرافمو نگاه میکنم من خیلی مامان خوبی بودم 🥲🥲🥲
به شما هم ازین انرژی منفیا وارد میشه ؟