۵ پاسخ

الهی عزیزم. از این ب بعد نهایت لذتشو ببر ک این روزا هم زود میگذره و چشم ب هم زدنی بزرگ میشه

وااای من پارسال چقدراذیت شدم،دست تنها پسرم اذیت میکردکه دخترم وبغل نکنم همش استرس اینکه ی وقت بلایی سرش نیاره،دخترم درست شیرنمیخورد،قهرکرده بودسینه نمیگرفت و...انقدرمشغله داشتم که الان یادش میوفتم گریم میگیره

من انقد اذیت شدم بعد زایمان و افسردگی داشتم که هیچوقت حاضر نیستم برگردم فقط فقط دلم میخواست نهایت لذت رو از نوزادیش ببرم که نشد به جاش الان جبران میکنم

از الان‌انقدر بهش محبت کن
که اون ۵ماه پاک بشه از ذهنت

منم همین جوری بودم هنوزم افسردگیم خوب نشده

سوال های مرتبط

مامان علی مامان علی ۱۳ ماهگی
امشب که تولد یک سالگی پسرمه, داشتم توی گوشی عکس های روز تولدش رو میدیدم. من تا چهارماه اول خیلی اذیت شدم، افسردگی داشتم، پسرم حساسیت و رفلاکس شدید داشت، کولیک داشت، نمیخوابید و ....
وقتی داشتم عکس های زمان تولد تا چهار پنج ماهگیش رو میدیدم ، تمام دلم آشوب بود و استرس و اضطراب و خستکی اون لحظه ها انگار برام زنده شد . هر چقدر جلوتر رفتم و عکس های شش ماهگی به بعدش ررو دیدم کم کم حالم بهتر شد، با دیدن عکساش ذوق کردم، قربون صدقه اش رفتم تا الان. نمیدونم برای ما مادرهایی که به خاطر افسردگی و شرایط و نداشتن کمکی سختی زیادی کشیدیم، اون روزا پاک میشه از ذهنمون ؟؟ میدونم که میشه . همون جور که الان خیلی هاش رو یادم رفته . ولی راستش غصه دار شدم وقتی با دیدن عکس های نوزادی اش اون اضطراب و خستکی و یاس رو کامل به یاد آوردم. دلم میخواست از اون مادرهایی بودم که با دیدن عکس روزها و هفته های اول به دنیا اومدنش، ذوقمرگ میشدم ولی برعمس فقط عکس ها رو زودتر رد میکردم تا به پنج شش ماهگیش برسم 🥴🥴🫩😢😢