منم ...میبینم یادم میفته ب دوماهگی ک کلا نمیخوابید و من دست تنها اشکمیریختم و بغلم راهش میبردم ...ب الرژیش ک تلاش کردم شیر خودمو بهش بدم واخرم نشد ...منم از ۶ ماهگی ب بعد یکمم از شیرینی هاشو فهمیدم
ومنی که درماه هشتم بارداریم مادرم وازدست دادم ودوروز بعد مراسم چهلم زایمان کردم ...گذشت ولی نپرس که برمن چی گذشت ؟؟؟؟؟؟؟
لعنت به افسردگی
که نذاشت از نوزادی بچه ها لذت ببریم
عزیزم خداحفظش کنه،منم دقیقا مثل تو بودم😔
وای دقیقا مثل من
یاد اون روزا میوفته مثل کابوسه.عکساشو نگاه میکنم میگم نشد یه عالمه بوسش کنم همش میترسیدم علاوه بر آلرژی سرمابخوره که درنهایت شدیدترین ویروس رو گرفت.پای چقدر عذاب کشیدیم.همیاری همسرم و خونواده خودم بخصوص مادرم نبود اصلا نمیتونسم دوام بیارم.حتی بستریم میکردن یزدان رو مامانم نگهش میداشت ت بیمارستان.چه خوب ک گذشت🥲💋
درکت میکنم عزیزم من افسردگی شدید نداشتم ولی هم شرایط روحی و هم شرایط جسمی بدی داشتم همسرمم هم که حالم بد تر میکرد و عامل اصلی ناراحتم خودش بود
خداروشکر گذشت ولی سخت گذشت و همیشه گوشهی از ذهنم میمونه آخه دوست داشتم خیلی بهتر میبود
ولی خب چه میشه کرد
انشاالله از اینجا به بعدش بهتر باشه
من انقدر با همه سختی هاش اون دوران برام شیرین بود عکس هاشو میبینم واقعا لذت میبرم
این اواخر خودم یسری مشکلات داشتم و بهونه ها وگریه های بچه برام سخت شد یکی دو ماه اخر اصلا خوب نبود 😕
من دخترم سه سال ونیمش ولی هنوزم اون حس هاهمراهمه وازروزتولدش تاالان خیلی اذیتم کرده ودخترم ازم فراریه متاسفانه نمیدونم چکارش کنم
ماهم همینیم گلم......بالاخره بچه بزرگ کردن راحت نیست....تا دوسالگی همینه اوایل سخت تره رفته رفتع کم میشه سختیش.....تو ی مادر قوی هستی.....خداروشکر😘
خداروشکر الان حالتون بهتره و لذت بیشتری میبرید عزیزم، واقعا من هم بدون کمکی خیلی واسم سخت گذشت
من ک متاسفانه الزایمر دارم
نوزادی رادین و یادمنمباد😬😬
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.