۲۹ پاسخ

الهی که خوب شه
الهی که هیچ مادری درد کشیدن فرزندشو نبینه
اشکم در اومد عزیزم
خدا قوت
انشاءالله زود زود خوب شه
سلامت برین خونه

عزیزم من دخترم 12 روز بستری شد داغون شدم داغون ...ان شالله هر چی زودتر بچت خوب شه دیگه پات به دکتر بیمارستان باز نشه الهی آمین

اخ بمیرم برات مادر 😭نگران نباش این روزاهم میگذره با خووووشحالی میرید خونتون

انشاالله زودی خوب بشه و برگردین خونه سالم و سلامت

ایشالا دخترگلت زود خوب میشه دوباره روزهای خوبی باهم میگذرونین

سلام گلم. هیچی نیست انشااله. دلم صد تیکه. شد برات دعا میکنم. ولی خواهر زندگیتو اینقدر تو فضای مجازی نذار چشم میخوره ادم. اشالله دخترت زودی خوب میشه
عزیزم.

عزیزم ان شاالله خوب میشه جوابش ازمایشش خوب در میاد نذر حضرت علی اصغر کن حتما حاجت میگیری

ان شاالله به زودی سلامتیش به دست بیاره با خوشحالی ببریش خونه🫂

خدا بد نده
ایشاالله هرچه زودتر به حق امام رضا خوب میشه نگران نباش

انشالله به حق امام رضا شفا پیداکنه

انشالله که بحق حضرت علی اصغرامام حسین زودی خوب بشه ودیگه هیچ وقت بیمارستان نره ....خیلی سخته میدونم خدابزرگه ناراحت نباش گلم

پسر منم بستری کردن به خاطر اسهال استفراغ خیلی سخته فقط میگه بابا بیاد بریم

تصویر

عزیزم انشالله خیلی زود خوب میشه کاش میبردی تهران یه دکتر خوب همدان اذیت نشه اونجا تشخیصشونم بهتره
این روزا میگذره من خیلی غصه دخترتو خوردم درکت میکنم شاید خودش این روزا یادش نمونه ولی مادر تااخر عمر با یاداوری این روز میمیره و زنده میشه دورازجونت بسپر بخدا فقط تو دهنت ایت الکرسی بخون و سوره فلق

درکت میکنم خدا کمکت کنه صبور باش

اااخ عزیزم خدا هیچ مادری با مریضی بچه اش امتحان نکن .. سخت بخدا.. تو بیمارستان این مادر ک فقط باید بالا سر بچه اش بمون و اخ ک چقد سخت دیدن گریه های دخترت و اینک نتونی کمک خاصی بهش بکنی ... منم تجربع دارم
بچم ۵ روزش بود بخاطر زردیش بیمارستان موندم اصلا درد بخیه های سزارین یادم رف اینقد ک بچم اذیت شد

به حق مادر سادات خانوم فاطمه زهرا س بگن چیزی نیست و خوب خوب میشه..
اگ دیدی دکترا خیلی اذیت میکنن و نمیتونن تشخیص بدن از یه دکتری تو تهران ام بپرس بالاخره بیمارستان های تهران دکترای خیلی خوبی داره برا اطفال

ولی حتما برا دختریت دعا میکنمم جان دلم

خدا چشمات همین روزا به نور برگشت به خونه با سلامت کامل دخترت روشن کنه ان شاءالله

الهی عزیزدلم
الهی بحق علی اصغر امام حسین خوب خوب شه.

خیلی مامان قوی هستی💙💔
انشاالله همه چی خیلی پیش بره برات

نذر حضرت رقیه کن🥺

ان شاءالله که زودی خوب بشه نتیجه نمونه برداری هاشم خوب باشه

انشالاه بچت خیلی زود خوب میشه به حق اقا امام زمان

🥺🥺🥺🥺🥺🥺

الهی زودی خوب نشه نتیجه نمونه برداریشم خوب باشه الهی دیگه هیچوقت پات ب بیمارستان باز نشه عزیزم🥺

خدا بد نده چیشده؟
انشاالله زود زود خوب میش 🥲

ان شالله زودتر خوب میشه

عزیزدلم قربون شکلت بشم من، ایشالا خوب میشه توروخدا غصه نخور
یچی بگم پسرمنم 2ماهگی مریض شد دو بار بستری شد دفعه دوم رگ نشد دیگ بچم از 8 صبح تا 2 بعدازظهر زجرش دادن ک اخر از سرش گرفتن
الانک تاپیک شمارو دیدم یاد اونموقع خودم افتادم ک چقددوران سختی بود، دارم گریه میکنم و برات مینویسم، ایشالا حضرت عباس شفای دخترنازتو امضا کنه اون ناامیدت نمیکنه دلتو بسپار بهش

عزیزم الان میخام نماز صبح بخونم حتما دعاش میکنم
خدا هیچ مادری رو با بچش امتحان نکنه خوب میشه گلم مطمئن باش

انشالله به حق خانم فاطمه ی زهرا بچه تون زود خوب بشه

عزیزکم انشاالله زودتر خوب میشه عزیزم

الهی بگردم براش
خوب شو کوچولو
تو جات تخت بیمارستان نیست باید بازی کنی و بخندی و برقصی عزیزم
مامان بهت قول میدم خوب خوب میشه
نگران نباش میگذره

سوال های مرتبط

مامان لیانا 🧸✨ مامان لیانا 🧸✨ ۲ سالگی
شب شد من دوباره یاد روزهایی ک بیمارستان بودیم اقتادم
یادم میفته میمیرم و زنده میشم
جواب نمونه برداریش یه هفته دیگه میاد 💔😭
شب ک میشه همه میخوابن منم شروع میکنم خود خوری
آخه دختر من خیلی گریه میکرد ت بیمارستان خیلی مترسید
اومدن ببرنش اتاق عمل برای نمونه برداری دخترم خیلی گریه میکرد
پرستار گفت توئم بیا بریم بچه نترسه
منم بردن اتاق عمل لیانا بغل خودم بود حواسش رو پرت کردن و سریع دارو رو زدن
دخترم تو ثانیه بیهوش شد
وای خدا 😭😭 دخترم رو بیهوش ازم گرفتن بردن
همونجا اقتادم انقد زار زدم
همش میگفتم چجوری دلت اومد دخترت رو بدی ببرن 😭😭
تا زیاد بیرون ۴ ساعت طول کشید با اینک فقط نمونه برداری ساده بود
انقد منتظرش بودم انقد گریه کردمممم
تو حاملگیم انقد منظر نبودم بخدا 😭
آوردنش بیرون گفتن مامانش کیه گفتم منم
گفت بیا ببرش همش تو ریکاوری تو رو صدا میکرد 😭😭😭گفتم آخه می‌دونه مامانش داره میمیره از غصش😭😭
خدایا خودت ب بچم ب زندگیم رحم کن جواب آزمایشش درست باشه
گوشواره هاشو نذر امام رضا کردم 😭💔
مامان ماهلین کوچولو مامان ماهلین کوچولو ۲ سالگی
سلام‌مامان ها هرکسی حوصله داره یا کار نداره بیاد یکم درددل کنیم همو دلداری بدیم من چند وقت هی با خودم میگم یعنی فقط من اینقدر بزرگش میکنم بعد تو اینستا میبینید طرف بچه داره همسن بچه من حالا یکم اینور اونور طرف میگه من از صبح تا شب از شب تا صبح فقط با بچه ام الویت بچمه نمیدونم بازی جدید براش درست کردم میانوعده جدید گوشی نمیدم دستش تلویزیون نمی بینه تموم وعده هاشو خورده کامل میخوابه اصلا یجوری همه چی سرجاش و درست ک بخودت شک میکنی بعد اون یکی میگه شاغلم بچمم با خودم میبرم میارم زود نهارش رو میدم زود همسرم رو راهی میکنم بعد با خودم میگم این تازه کار هم میکنه بعد ب بچش هم اینقدر میرسه بعد عذاب وجدان ناکافی بودن خستگی و اون حسی ک دلت واسه خودت میسوزه باهم میاد سراغم بخدا دیشب تا ۲ بیدار بودیم از ۱۰ تا ۲ سعی کردیم بخوابیم هرجوری بازی بگید کردیم اونقدر بدو بدو کردم شاید خسته شه رقصیدیم تلویزیون نگاه کردیم قصه اونقدر ی قصه رو تکرار کردم سرسام گرفتم اخرسر دیدی از زور بیخوابی حالت تهوع میاد سراغت دیگه داشتم میمردم سه شب هم هس درست نخوابیدیم دیگه نشستم گریه کردم اونم گریه کرده با خودم بلند بلند میگم منم ادمم تروخدا دیگه دوساله من نخوابیدم تروخدا ی بار هم اذیت نکن بعد اونم گریه کرده دیگه دلم ب حالی بیکسی خودم و اون حالت دخترم ریش شده بغلش کردم الکی ادا دراوردم داشتم الکی گریه میکردم بهد ده دقیقه بعد خوابیده نشستم ی ساعت نگاهش کردم میگم گناه تو چیه خوب خوابت نمیومد بعد میگم گناه من چیه
مامان آقا نویان🩵 مامان آقا نویان🩵 ۱ سالگی
امروزمون با گریه شروع شد
تنقدر از صبح گریه کرده مغزم داره میترکه دیروز دوتا دندون عصبکشی کردم شب دوتا ژلوفن انداختم خابیدم صبح پاشدم دیدم غرق در خون شدم 🩸بلههه دوران کذایی شرو شد
از شب قبل تصمیم داشتم ک امروز خودم یکم جلوی موهای نویانو قیچی بزنم همه چی خوب بود گفتم خط ریش و پشت گردنشم صاف کنم مرتب بشه جیغ و هوارا شرو شد انقدررررر زجه زد گوشم کر شد اوردمش بیرون صبحانه با بدبختی و گریه خورد پیپی کرد پس زد ب فرش..
بعدم برای اماده کردن ناهار کلی گریه کرد ک بغلم کن و منم ببینم
الانم موقع خواب شیر دادم دستم کمرم گردنم همه تو فشار بود نشسته بودم پشتمم خالی بود پاهامم جمع نبود خابش برد از دهنش دراوردم گزاشتم رو پام چنان گریه ای کرد ک منم نشستم باهاش گریه کردم
کمر درد و دلدرد داشتم عصابمم خورد بود از گریه های قبلیش
دگ اومد بغلم انقدر گریه کرد تا خوابید 🥲😓
چقد سخت میگذره خدایا
خیلی بی قرارهههه از صبح تا شب بهونه بیخود میاره ک فقط عر بزنه
مامان پرهام و رهام مامان پرهام و رهام ۲ سالگی
سلام شبتون بخیر.‌تجربه ی من از روز اول از شیر گرفتن پسرم و خواستم باهاتون اشتراک بزارم و هم بمونه ب یادگار. ساعت ده و نیم صبح ی فیلم گرفتم و شیرش دادم و دیگه تمام . اوایلش خوب بودم خودم همسر برادرمم که پسرم و خیلی دوست داره تمام مدت سرگرمش میکرد. ولی کم کم خودم دلتنگش شدم. حس کردم ازم دور شده چند بار اومد سراغم گفتم بوف شده نازش کرد بوسش کرد نگاشون کرد . دوباره بازی بازی دورش میکردیم . از ده صبح تا یک و نیم شب نخوابید چون فقط با شیر عادت داشت بخوابه . همه جور تنقل مفید و غذا هم دادم البته کم و بیش خورد. برای اخر شبشم معجون درست کردم . بلاخره روی پام با شعر در قندون لب خندون😁خوابید . من تدریجی نتونستم بگیرم چون شب تا صبح سینم میبایست تو دهنش میبود و روزا هم اصلا نمیخوابید بدون شیر و هرجا میرفتیم باید میخوابیدم شیرش میدادم . خوراک خوبی هم نداشت. و نگران دندوناش بودم. حس میکنم از هم جدامون کردن . خیلی ناراحتم. تا ی گوشه گیر میارم میزنم زیر گریه .دلم برای بوش تنگ شده . دلم میخواد بغلش کنم بچسبونمش ب خودم . خیلی دلم گرفته . کاش یجوری بود خودشون میگفتن دیگه نمیخوریم . الان ک خوابیده انقد گریه کردم سر درد گرفتم و چشام پف کرده.شاید ب نظرتون مسخره باشه ولی واسه من خیلی جدیه. حس. میکنم ی روزه مرد شد و شبیه پسر بزرگم شده . 😭