ببین عزیزم.منم دخترم مادرشوهرمو میبینه گریه میکنه ک منو ببر پایین.میگم ببر ۵ دقیقه بهونش بیفته.تو این فرصت حالا هرچند دقیقه ک شد از فرصت اشتفاده کن.ب خودت برس.ارایش کن کاراتو بکن.بعد ک اوردن بچه رو تشکر کن.من اونروز دخترمو دادم ۳ ساعت نگه داشت بالکنمو شستم فرش اتاق رو شستم و کارامو کردم.اورد کلی تشکر کردم.البته اینم بگم دوس ندارم بجم وابستش شه.
الان هرپنج شنبه چون پدرم ب تازگی فوت شده میریم سر مزارش.مادرشوهرمم میاد.۳ ساعت بچه رو بعلش میگیره.بچمم ۱۵ کیلوعه هرکسی نمیتونه نگهش داره جز اون و شوهرم.
منم میدم میگم خودت نگهش دار و مواطبش باش.خدایی خیلی خوبم مواظبت میکنه ازش.تو حساسیت نشون نده.بچه اولش ب هرکسیوابستگی نشون میده.بچس دیگ.چ توقعی داری.بذار اوناهم خوشحال باشن.اخرش ک برمیگرده باز پیش خودت.الان نمیفهمه.ممکنه حتی تا ۲.۳ سالگی ب اونا عادت کنه.توهم ب خیالت نباشه.ازین فرصت استفاده کن ب خودت برس ب خونت برس.ک تو دل شوهرت جا باز کنی.مگ نمیگی ب تو میگه زهرا.خب توهم بگو بیا بغل مامان زهرا....
ب اونم بگه مامان.اشکال نداره.الان بچه های من ب مامانم میگن مامان جون.ب مادرشوهرم مامان مصو.معصومه اسمشه.
ب شوهرمم پسرم ک بچه بود میگفت علی.منم گفتم خب شاید نمیتونه بگه بابا.از فرصت استفاده کردم یادش دادم علی بابا.
الان ۱۱ ساله میگ علی بابا.دخترمم میگ عَ بابا.
چ اشکالی داره.خودت تو خلوت یادش بده.مدام تکرار کن.بیا بغل مامان زهرا.بیا کنار مامان زهرا.ببین مامان زهرا رو....
نگران نباش.بچه برا توعه.فقط تو ازین فرصت ب خوبی استفاده کن.اونام میبینن تو حرص میخوری خو لذت میبرن.بیخیال باش عزیزم....
به خودت برس بذار بگیرنش کاراشو بنداز گردنشون ازشون کار بکش اما درنهایت وقتی بچه ات میاد پیشت بیشتر محبت کن یادش بده اگه از بچه ات فاصله بگیری اونا از خداشونه وبچه ات روز به روز ازت فاصله میگیره بچه ها تا ۴سالگی اصلا نمیفهمن تو باید کمکش کنی یادش بدی
بايد ميموندي به حرف خونوادت گوش ميدادي حالا كه گوش ندادي بايد تحمل كني
من مادرشوهرم ب پسرم میگه مامان بیا بغل مامان گفتم ن شما مادربزرگشید من مامانشم یا میگه عاطفه زیاد بچه رو نمیاره بالا پیش ما میگم دوسندارم بچم زیاد ب کسی وابسته بشه غیر از خودم
شیر خشک بده بهش تا سینت اذیت نشه
بعدش ی بار جوابشونوبده بگو من مادرشم خودم میدونم چ کنم از من دلسوز تر که نیستید
مقصر شوهرته بها نداده ک اونا بخوان بدن سواستفاده میکنن دوم چراانقد نگران بچه ای اون ک خوشه اونام ک باهاش خوبن پس بفکر خودت باش نگاه میکنی چندسال دگ ازت چیزی نمونده
من تاپیک های قبلتو نخوندم همینو خوندم کلی بهت بگم ک اگ نگرانیت بچت هست تا بری شکایت کنی خب بچه کلا تا هفت سال با مادره میتونی ببری ک دلتنگی نکنی کاراتم پیش ببری،و اینکه اگ مشکل خاصی ندارین و ناراحتی ب اونا وابسته شه چ اشکالی داره بذار نگه دارن ب کارات برس دیگ،من یکم بنایی کرده بودیم خونه رو دخترمو دادم دوشب مادرشوهرم نگه داشت ما خونه رو تمیز کردیم بعد رفتم آوردمش،بچه تهش برا توعه نگران نباش هرجام بره برمیگرده پیش خودت
میخوای بچت وابسته بشه بهت باش بازی کن تو چشاش نگاه کن بوسش کن سعی کن کاراشو خودت کنی
بهت گفتم یروز ب یکی از خانوادت بگو بیان دنبالت وسیلهاتو جمع کن و با دخترت برووووووووووووووووووو
برید شکایت کنید
عزیز دلم نگران نباش آروم آروم کار خودتو بکن صبرداشته باش حرفشون ونگاهشون برات مهم نباشه بیشتروبیشتر به بچه ات محبت کن کاری کن بیشتروبیشتر بهت وابسته بشه اونوقت دیگه سمتشون نمیره اون بچه اس هیچی نمیدونه برا شوهرتم سعی کن زیادی محبت کنی به زبان عامیانه خرش کن تا بهت وابسته شه بعد دیگه حرفت برو داره
بشین با شوهرت حرف بزن اینجوری که نمیشه خودتو پیر میکنی فقط اصن از اون خونه برید یجا دیگه خونه بگیرید
خدا مرگشون بده
هههییی خدا بهت صبربده🥺خیلی بده
جوابشونه بده
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.