خیلی خوشحال ساعت ۱۲ ظهر جمعه ۳۰ مرداد با همسرم رفتم بیمارستان دولتی برای معاینه که گفتنیک سانت دهانه رحمت باز هست بچه هم پایین هست خیلی بد رفتار بودن خوب جواب نمیدادن دیگه با دکترش شیفت مشورت کردن گفتن برو از پله بالا پایین کن و ساعت ۶بیا بستریت کنیم منم که فقط گفتم از این بیمارستان لعنتی برم بیرون رفتم خونه پله نوردی پیاده روی ۲بار رفتم حموم ابگرم تا ساعت ۷و نیم انقباضات ۵دقیقه ای رفتم بیمارستان خصوصی نزدیک خونمون که دکترم اونجا بود
خیلی شلوغ بود چند خانم اونجا اومده بودن برای تشکیل پرونده سزارین فرداشون معاینه شدم گفت ۱و نیم باری همینجا پیاده روی کن تا باز معاینه کنیم همونجا ۲ساعتی بیشتر پیاده روی کردم معاینه کرد گفت خوبه ۲سانتی بیشتر باز شده بزار دکتر شیفت هم بیاد البته بهم گفتن قانون عوض شده اگه زایمان کنی دکترخودت نمیتونه بیاد بالا سرت حتی سز اورژانسی هم نمیشه بیاد مگه دکتر شیفت منی که خوشحال از قبل با دکترم صحبت کرده بودم که دهانه رحم بشه ۴سانت بیحسی اپیدورال بزنم زایمان بدون درد
دکتر شیفت اومد معاینه کرد فهمید خونم نزدیگه گفت برو خونه فعلا زوده بچه زیاد پایین نیست

۲ پاسخ

منتظر ادامه اش هستم

خوب به ورزشت ادامه بده
یا برگه سونو رو میدادی میگفتی اگه خدانکرده بچم چیزیش بشه چی
ازتاریخت نذارردشه

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۱۲ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم
مامان علیسام مامان علیسام ۱۰ ماهگی
پارت ۱
سلام رفقا قرار بود بیام تجربه زایمان بگم

من قبل زایمان دو بار بستری شدم بیمارستان بخاطر انقباض و اینا
و تو هفته ۳۳ یک سانت دهانه رحمم باز بود
تا ۳۵ استراحت کردم بعد ۳۵ ادامه کلاس ورزش های ماما رو رفتم و تو خونه ورزش میکردم هر روزم میرفتم بازار پیاده روی و خوشگذرونی 😂
تا ۳۸هفته و ۵ روز که چند روزی بود حرکتاش کم شده بود بعد از ظهرش ک بازار بودن برای پیاده روی گفتم تا بیمارستان هم برم برا ان سی تی
رفتم ان اس تی گرفتن و گفتن خوبه قلبش اینا و تو دستگاه انقباض هم نشون میداد

ی زنه بود اونجا گفت بیا تا معاینه هم کنیم ببینیم چند سانتی دیگه معاینه کرد و گفت دوسانتی
میخواستم برگردم خونه ک احساس خیسی کردم رفتم سرویس دیدم خون میاد ازم رفتم بهشون گفتم گفت بیا تا معاینه کنم دوباره معاینه کرد و سه سانت شدی برو ی ساعت راه برو یا بیرون بشین بعد بیا ببینیم ویکم راه رفتم ک کمر اینا خیلی درد میکرد دیگ نشستم تا ی ساعتش تموم شد رفتم گفت نزدیک چهاری اگه هنو تحمل داری بستری نشی بهتره برو ی دو ساعت دیگ بیا دیگه منم رفتم خونه شام اینا خوردم لوازمم رو جمع کردم باز برگشتم بیمارستان که دوباره معاینه کرد گفت چهار ونیمه تقریبا و کارای بستریمو کردن و فرستادنم بخش زایمان رفتم بالا اونجا باز خودشون معاینه میکنن
و گفت تو هنو سه سانتی چرا پایین گفته چهارو خورده ای و..
باید منتظر بمونی صبح شه تا دکتر بیاد بگه چه کنیم