🔺️🔻🔺️🔻 بی خوابی.............🥱🥱🤕🤕
من حدودا از ۸ ماه پیش سر یه سری مسائل شغلی و درسی یه مدت استرس هام زیاد بود
تو اون مدت خیلی خوابم بد شده بود
کلا بی خواب شدم
تو این مدت سعی کردم دیگه زیاد به مشکلات بها و اهمیت ندم و تقریبا برای خودم حلش کردم
ولی همچنان یه کیفیت و کمیت خوابم درست نشده
خییییییلی از شبا رو خوب نمیخوابم🥺🥺🥺
با کوچیکترین استرس و نگرانی شدیدا بی خواب میشم جوری که تا ۷ _ ۸ صبح بیدارم
در طول روز سردرد میگیرم و بی انرژی ام چون شی رو خوب نخوابیدم

راه کارهایی که تا الان انجام دادم:
🔸️دکتر رفتم قرص کلردیازپوکساید داد گفت قبل خواب بخور هم برای کاهش استرس و نگرانی و هم در کنارش بهبود خواب
🔸️قرص ملاتونین
🔸️دمنوش بابونه
🔸️یه لیوان شیر گرم قبل از خواب
🔸️ماساژ دادن پاهام قیل از خواب
🔸️کلیپ های مدیتیشن
🔸️نخوابیدن بعد از ظهر
🔸️سنگین نبودن معده ک خوردن غذای سبک
🔸️ساعت خواب منظم
🔸️و.....
ولی جواب نمیدن دیگه این راه کار ها..
🔴🔴تجریه مشابه دارین؟
🔴🔴 روشی دارین برای درمان بی خوابی که ازش جواب گرفته باشین؟؟

تصویر
۱۲ پاسخ

6ساله همینم فقط مشکلش فکر سلوغه اخ اگ بی خیال همچی بشه میخابم

اتاق رو کامل تاریک میکنم
چای و نوشابه کافیئن هم سال هاست مصرف نمیکنم

نصف فنجون گلاب بخور، موقع خواب فکر نکن.

آیی چی گفتی از بیخوابی کلافه شدم
منم خواب ندارم
موندم چیکار کنم
کاش خدا نعمت خواب ازمون نگیرە

صلوات بفرست و معکوس بشمر

دکتر به من گف عصربه بعدچایی و قهوه نخور

فکر نکن تنها راه غلبه به فکر نکردنته

شاید مسخره باشه ولی ب امتحانش میارزه تو جات صلوات بفرست خمیازه هات شروع میشن و کمی با گوشی بازی فکری

با توجه به اینکه دکتر رفتید و تمام راهکارها رو انجام دادید تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که تلقین مثبت کنید، یعنی قبل خواب اصلا به این فکر نکنید که آیا خوابم میبره، نمیبره؟ اگه خوابم نبرد چی؟
کلا ذهنتون رو خالی کنید و فکر کنید چقدر خسته ام و الان زودی خوابم میبره، شاید جواب بده

میگن وقتی بی‌خواب میشسن پشت سرهم پلک بزنید اینقدر ک پلکاتون سنگین بشه بخوابید

اتاقی ک میخوابی تاریکه تاریکه؟
همسرمنم با کوچکترین صدا بیدار میشه اتاق خوابو کلا تاریک کردیم تمام درز ها شب میپوشونیم تو تاریکی مطلق راحت میخوابه

بنده یک عدد بیخواب هستم که ۴۸ساعته نخوابیدم😭

سوال های مرتبط

مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 ۲ سالگی
یه حرفی امدم بگم دوستانی که دارن از پوشک میگیرن یا از شیر ...

من همیشه استرس این دو رو داشتم
خداروشکر پسرم ۲۰ روز مونده بود به تولد ۲سالگیش کلا شیر نخورد و یه جورایی خودش پس زد
و من هیچ کاری نکردم که از شیر بگیرمش
خیلی یهویی این کار کرد یه شب اتفاقی نخواست دیگه...

به همسرم گفتم فقط استرس پوشک گرفتن مونده که هرکی تو فامیل میدید می‌گفت عه هنوز پوشک میکنی
مثلاً پسرم ۲سال بود تازه
میگفتم بله تا وقتی که خودش پوشک درنیاره من اصراری نمیکنم که از پوشک بگیرم چون نمیخوام هم به خودم هم به پسرم استرس الکی وارد کنم و...

خلاصه من به همسرم گفتم یه روز بریم براش صندلی جیش بگیرم که تقریبا ۲۸ ماهش بود پسرم
گفتم میخوام کم‌کم یاد بگیره با توالت رفتن آشنا بشه
همسرم کلی مای بی بی جینی خریده بود و اصرار داشت که تا ۳سالگی باید مای بی بی کنی بعد...
چون اعتقاد داشت قبل ۳سالگی آسیب میبینه بچه اگه زودتر از پوشک بگیری...

ادامه تاپیک بعد
لطفاً صبور باشین تایپ کنم 😀
مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
سلام مامان‌های زیبا
من و آبان امروز یکی دو ساعتی با کلاژ و رنگ‌آمیزی سرگرم بودیم. قبلا همیشه بازی‌های اینطوری رو از قبل آماده می‌کردم، یعنی وقتی آبان نبود یا خواب بود دست به چسب و قیچی میشدم و بعد نتیجه رو می‌آوردم بهش نشون میدادم و می‌گفتم حالا بیا این کار رو کنیم. مثلا اینو رنگ کنیم یا این گوش پاک‌کن رو از اینجا رد کنیم. آبان هم نه تنها کاری که ازش خواسته بودم رو نمی‌کرد بلکه در کسری از ثانیه شاهکار مادرانه‌ام رو می‌ترکوند. این شدکه یه مدت از سرناامیدی کاردستی رو رها کردم. حالا چن روز پیش رفتم یه سری وسایل نسبتا امن برای کاردستی خریدم (قیچی پلاستیکی، چسب ماتیکی و...) و امروز نشستیم با هم صفر تا صد همه چیز رو درست کردیم. و شگفتا که این بار هیچی رو نیست و نابود نکرد و حسابی دل داد به کار. و من خوشحال‌ترین بودم و حس می‌کردم اونم حسش همینطوره.
البته ظاهر کاردستی‌هامون اصلا به باسلیقگی اون کارهایی که خودم از قبل درست می‌کردم نشد ولی چه اهمیتی داره :)
چن‌تا عکس دیگه هم براتون تو کامنت‌ها میذارم.