۷ پاسخ

خدا رحم کرده براش صدقه بدید حتما

ایه الکرسی همش بخون

وووای منم یه فایل دارم از این خیلی بزرگتر هی کشوا رو میکشه و میره مث پله بالا

یه صدقه بده حتما

خدارحمش کرده

برای منم افتضاح بود گذاشتمش داخل کمد دیواری دیواریمون بزرگه جا شد
خیلی بده
یکیشو باز کنی سریع می افته

پسر منم یبار اینکارو کرد و افتاد رو خودش
ولی خداروشکر پشتش تخت بود فایل اومد تکیه داد به تخت

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۲ سالگی
تجربه جدا کردن خواب بچه
دیشب اولین شبی بود که بعد ۲سال و ۷ ماه که هر ۳تامون روی زمین کنار هم میخوابیدیم اوردمش توی اتاق خودش.البته مدتی بود توی تختش میخوابید روزا ولی شبا نه.قبلا تلاش کردم ولی نصفه شب گریه میکرد میومد پایین
دیشب اصلا دلم نمیومد جداش کنم ولی روی تصمیمم موندم پسر سازگاریه زود کنار میاد درمورد همه چی توی ترک شیر و پستوتک و پوشکم خیلی خوب همکاری کرد اما خودم برای جای خوابش خیلی مضطرب بودم.خلاصه که دیشب قبل خواب بهش گفتم میخوای روی تخت خودت بخوابی گفت بله و یهو بیهوش شد بعد اوردمش توی تخت و خودمونم پایین تختش خوابیدیم تا صبح تکون نخورد یبارم بیدار شد و اب خورد دوباره خوابید.صبحم که بیدار شد با لبخند گفت سلام صبح بخیر میتونم بیام پایین🥰
امشبم برای خوابش مستقیم اومدیم اتاق برقارو خاموش کردیم و طبق معمول یکم داستان و شعر ناز کردن و بعدم لالایی(لالایی مریم حیدر زاده رو امشب گذاشتم براش) دیگه بهش دستم نزدم خودش اروم شد و خوابید خیلی خوب پیش رفت فکرشم نمیکردم امیدوارم فردا شبم باهام راه بیاد
البته که یک هفته ای بود مامانم هی حرفشو باز میکرد و مثلا با من حرف میزد ولی منطورش پسرم بود میگفت مامان لیدا برسام بزرگ شده دیگه ببرش توی اتاق خودش بخوابه اگه رفت براش جایزه بخر برچسب بخر منم براش هواپیما میخرم خالشم میگفت اگه هر شب توی تختش خوابید. بهم بگو براش کامیون بخرم خلاصه که هی توی این یکهفته زیاد این چیزا رو شنیده و تشویق شده به نظرم تاثیر داشته چون هی به باباشم میگه اگه توی تختم بخوابم برام بستنی لواشکی(عشق این روزاشه)میخری
پوشک پوشک پوشک
مامان آرتام🧸🤎 مامان آرتام🧸🤎 ۳ سالگی
یه چی یادم افتاد گفتم اینجا بگم تقریبا ۵ سال پیش با شوهرم آشنا شدم یجورایی واسطه شدن واسه ازدواجمون و قسمت هم شدیم بعدش با دختر داییم و شوهرش رفتیم که منو شوهرم همو ببینیم حرف بزنیم اینم بگم اولین بار بود که همو از نزدیک می‌دیدیم قبلش حرف زدنمون در حد چت بود بعدش دختر داییم اینا از ماشین پیاده شدن که ما مثلاً حرف بزنیم راحت باشیم شوهرم جلو نشسته بود من عقب لعنتی یهویی دستشو آورد عقب منم هول شدم دستشو گرفتم الان یادمون میوفته می‌خندیم میگه گیرم که من نمی‌خواستم تورو بگیرم اصلا نمیپسندیدیم همو من یه غلطی کردم دستمو آوردم تو چرا گرفتیش منم میگم یه موقع فک نکنیا از اون دخترای هولی بودم فقط یهو هول شدم دیگه هیچی دیگه گفتم بیکارم بیام یه چی تعریف کنم 😂😂😂



شیرخشک فرزندوپروری پستونک فرزندپروری‌ پوشک
شیرخشک فرزندوپروری پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند