۱۳ پاسخ

عزیزم چرا خودتو سرزنش میکنی همون بهتر درگیر نشدی اگه خدایی نکرده میزدنت و اسیب میدیدی چی میشد
یک نفر نبودن که ۳ تا زن با ۳ تا پسر بودن

من اصلا پارک نمی‌برم بچه هامو ... هم بچه های ول بی تربیت زیاده هم جوان ها هزارکثافت کاری میکنن...
همه وسایل بازی هم پر ویروس و مریضی

بهترین کار کردی ک جوابشون ندادی اگ میزدنت چیکار میکردی جلو بچه هات تا ابد میموند تو ذهنشون باید با ادمای بی ادب وبی منطق دهن ب دهن نشد واگذارشون کن دست خدا جای گیر میفتن ک خود خدا هم ب دادشون نمیرسه

باشه واسه دفعه بعد که گوشی ببری همرات

میدونستی همون فحش چه حکمی داره....کاش گوشی برده بودی به پلیس زنگ میزدی

وااای واقعا متاسفم .من نمی‌دونم چرا مردم اینقدر وحشی شدن اینهمه بی ادب شدن .🥺

منم یکی دوبار رفتم پارک با آدمای بی فرهنگی مواجه شدم ترجیح دادم سورنا رو ببرم خانه بازی تا پارک که پر از بچه های پُر رو و مادرای پر رو تر هست

ما هم یک پارک وسط شهر داریم ک بچه ها رو میبریم گاهی،ولی متاسفانه همیشه از داخل پارک انواع بوی سیگار و ...میاد...کثافت کاری هاشون هم بماند...
نصف تاب ها رو هم از بس بزرگترا استفاده کردن خراب کردن...تازه این مثلا پارک وسط شهر

سر راه آدم همه جور آدم پیدا میشه متاسفانه و اصلا نباید با این جور آدم ها که واقعا نفهمن و‌بی ادب دهن به دهن گذاشت خوب بچه هاشون زیر دست همچنین آدم هایی این طوری شدن فردا هزارتا کثافت کاری به بار میارن جدیدا نمی دونم چرا منم بچه ها رو میبرم همش بچه های گنده میان داخل سرسره و مداخله ایجاد می کنند .

چه موقعیت بدی بوده😔

آره متاسفانه این بچه های بزرگ فضای پارک و برای بچه ها کوچیک ناامن کردن .خیلی وحشی بازی درمیارن

اشکالی نداره عزیزم زندگی تجربه کردنه تجربه شد برای دفعه بعد

حق داری من از خوندن حالم بد شد چ برسه به تو

سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی
امروز اولین روز مهد پسرم بود ، بدون من که نموند من تمام سه ساعت رو کنارش بودم ، بعد خجالت میکشید اصلا حرف نمیزد یا اگر حرف میزد خیلی آروم پیش من حرف میزد که مربیشون اصلا صدای اینو تو این همه بچه نمیشنید ، بعد بچه ها چون این از همه کوچیک تر بود و خجالت میکشید و حرف نمیزد یکیشون که خیلی بی ادب بود هی میگفت من از این خوشم نمیاد پیش من نشینه بقیه هم به تبع اون همین حرف رو زدن ، وای داشتم سکته میکردم همونجا گریه ام ولی خودمو جمع کردم ، نسبت به پارسال که یه بار بردمش اصلا نمیموند میرفت فقط بازی ایندفه مینشست و توجه اش بیشتر بود اما مثلا مربی میگفت رنگ کن رنگ نمیکرد ، از یه طرف از این خوشحالم که اینقد این سه ساعت همکاری کرد و نشست از طرفی از اون حرفای بچه ها به شدت دلم شکسته و آخرشم مربیش گفت پسرت حرف نمیزنه ؟ گفتم حرف میزنه ولی اینجا خجالت میکشه ، اونجا بچه ها رو نگاه میکرد ولی با هیچ کدوم سعی نکرد دوست بچه ولی اومدم خونه با بچه های همسایمون کلی بازی کرد ، خدایا خودت کمکم کن پسرم رو راه بندازم خیلی سخته از طرفی از نطر روحی خودت داغون باشی و کلی دلشوره که یعنی همه چی درست میشه ؟ از طرفی باید محکم پشت بچه ات باشی ...
مامان 🎀رستا گلی🧸 مامان 🎀رستا گلی🧸 ۵ سالگی
سلام مامانا لطفا راهنماییم کنید من دیگ واقعا کم اوردم امروز نشستم کلی گریه کردم
رستا تا پارسال ک بچه تر بود خیلی حرف گوش کن تر بود الان هرروز پارک ک میریم موقع برگشتن انقدر گریه میکنه حد نداره درحالی ک دوستاشم برمیگردن
امروز وقتی از کلاس برمیگشتیم دستمو ول کرد دوید سمت پارک منم پشت سرش همش داشتم صداش میکردم ی دفعه ی ماشین ب زور خودشو نگهداشت نخوره ب رستا😭انقد حالم بد شد گریه کردم حد نداره همش تصور میکنم اگ ماشین بهش میزد چی میشد
درحالی ک من هرروز بدون استثنا پارک میبرمش دوستای زیاذی داره تو خونه هم ی دیقه نمیشینه همش بااسباب بازیاش بازی میکنه نقاشی میکشه هفته ای دوبار هم کلاس میبرمش
اخرهفته ب باباش میریم بیرون
این بچه چی کم داره ک انقد منو اذیت میکنه
دیگ ی جوری شده موقع برگشتن همه دوستاش میگن رستا ببین ماهم داریم برمیگردیم حالا این جیغو داد ک من نمیام
با هزارتا روش و گول زدن میارمش
باباش میگ از امروز هرروز نبرش هفته ای دو بار سه بار ببر انقد هرروز میره اینجوری شده
واقعا دیگ کم اوردم مخصوصا این هفته ب شدت اذیتم کرده
مامان 🩵kiyadel🩷 مامان 🩵kiyadel🩷 ۴ سالگی
انقدددددد حالم بده ک خدا میدونه🥲
دلسا دیشب ساعت پنج و نیم صبحی ب زور خوابید اونم من نشسته و دلسا روی پاهام خواب تکون میخوردم گریه میکرد و جیغ میگفت لولو خلاصه ساعت ۷ و نیم باز بلندشد جیغ و داد لولویی بابا لولویی دیگه بیدار شد و نخوابید الانم هی گریه میگه نونو هرچی میدم میگه ن
زنگ زد یکی از دوستان داشت حرف می‌زد باهام براش با گریه تعریف میکردم گفت بچه منم همین بوده و خیلی اذیت میکرده حساب ستارش کردم دیگه خوب خوب شده
گفتم یعنی چی گفت یعنی اسمش ب ستارش نمیاد و از این چیزا گفت تضمین میدم بچه خوب میشه بذار بپرسم ببینم اسمش ب ستارش میاد یا ن
دیگه خلاصه گفت اسم خودتو پدرشو پدربزرگ ها و مادربزرگ هارو بده با سه تا اسم قرآنی تا ببینه کدوم ب ستارش میخوره
منم عجله ایی سه تا اسم گفتم
هلما_اسرا_فاطمه
الان بنظرتون اینا قشنگن؟
اگه بهش بیاد؟؟
این بچه منو ب چ کارایی وادار میکنه😭انقد اذیتم میکنه گفتم کیان تورو خدا یدیقه برو از آشپزخونه اونطرف اینم ببر با خودت تا من سرم آروم شه
برداشته برده الان گریه کیان میاد ک مامان داره موهامو میکشه😭
این در گاز رو هم همین دلسا خراب کرده و در آورده باید با نخ ببندم😭😭
بخدا گاهی خداروشکر قهرش نیاد میگم اینو دادی چیکار کنم
پدرشونم ک کلا رو اعصابه و با اونو خیانتای دوبارشم دارم نابود میشم
کاش یا من میمردم یا اینایی ک اذیتم میکنن(جز بچه هام هرچند ک اذیتم از دستشون😭