با اینکه خودم عاشق دختر بودمو هستم،هیچوقت به خدا نگفتم بهم دختر بده یا پسر گفتم هرچی خودت صلاح بدونی بهم هدیه بدی
ولی یه ترسی همیشه گوشه‌ی دلم داشتم اگه پسر دار شدم چطوری تربیتش کنم که وقتی ازدواج کرد،خانومش واقعا ازش راضی باشه مرد با درکی باشه
مامانای پسر دار،توروخدا به پسراتون یاد بدین زن و مرد برابر هستن
یاد بدین بهشون که درسته خانواده احترامش واجبه،ولی دختره مردم که اومده توروانتخاب کرده برای زندگی دیگه همه امیدش تویی و اولویت زندگیت اون باشه
یاد بدین ظرف شستن و بچه داری و خونه داری و … به همون خدا قسم فقط وظیفه‌ی زن نیست
زندگی مشترک یعنی همه‌چی مشترک غم مشترک شادی مشترک بچه داری مشترک کار خونه مشترک حداقل در حد کمک دادن🙂
وای خسته شدم بخدا از دسته این مرد
بخدا عاشقشم خیییلی زیاد،خیلی وقتا مهربونه یه جوری با آدم رفتار میکنه انگار پرنسسی یه وقتاییم واقعا یه طوری پریود مغزی میشه که همه خوبی هاشو نابود میکنه
(ادامه کامنت اول)

تصویر
۱۴ پاسخ

یه لیوان تو خونه از جلو پاش برنمیداره تا بهش نگی
لباس پهن میکنم حیاط یه وقتایی واقعا نمیرسم جمع کنم تو آفتاب شده بپوسه ولی آقا جمع نمیکنه
اگرم ازش بخوای کاری کنه یا بدش میاد یا هول هولکی میگه هروقت من عجله دارم برام کار میتراشی🙂
ولی بخدا قسم کافیه مامانش حرفی از دهنش بیرون بیاد،میگه یه زنه دستش مشکل داره فلانه بهمانه کاراشو میکنه
ولی منی که یه زنم تازه زایمان کردم کمرمم که از قبل مشکل داشته الانم صدبرابر بدتر شدم 🍆خرم😐😐
دوتا دونه ظرف نمیتونه کمک من بشوره منم میخوام جنجال پیش نیاد اصلا ازش نمیخوام
ولی در کل تو روخدا پسرهاتون رو مرد بار بیاد و خودکار🙂
دیگه حرفی ندارم واقعا
با احترام به تمام مامانای پسر دار از خدا میخوام هییییچوقت بهم پسر نده چون خیلی میترسم نتونم اونی که باید تربیت کنم

عزیزم اینجور چیزا آموزشی نیست یادگیری.پسر دار هم بشی احتمالش زیاده مثل باباش بشه چون باباشو میبینه یاد میگیره.من پدرشوهرم کمک دسته همیشه شوهرمم کم و بیش کمک میکنه.

واای دقیقا همینطوریه
شوهر منم خیییلی خوبه ولی تا بهش نگی ی کاری رو انجام نمیده
باید هی بگی هی بگی
و تهش دعوا میشه 😑😑

شوهرمنو توصیف کردی ک خواهر

به تربیت هم نیستا به ذات هم هست...من دوتا داداش دارم.داداش بزرگم همه کاری میکرد آشپزی ظرف میشست جارو میکرد همه کار میکنه خلاصه...ولی داداش دومم پاش روی مار هم باشه برنمیداره همیشه هم خونه رو بهم میریزه...دوتاشونم بالای سی سال سن دارن...بابام هم تو خونه کمک میکنه و میکرد از اول...یعنی هم تربیتش خوب بود هم الگوش

عزیزمممم با پوست و گوشت و استخون درکت میکنم و من شوهرم خیلییی خیلییی بدتر بود و مامانش هیچ یادش نداده ک کمک کنه اصن کار خونه بلد نبود هرچی مامانش تربیتش نکرده بود من تربیتش کردم چند ساله سخت بود کلی شد الان یکم خوبه حداقل ببینه مهوا خیلی عصبیم کرده بیخوابم صدام داره میره بالا سریع میاد کمک..واینو بهش یاد دادم یا بچه رو بگیره من کار کنم یا کار کنه من بچه رو بگیرم در اصل مرد جماعت همینه و اصلا خودتو ناراحت نکن ک شیر جوش بدی ب بچت حالا کار همیشه هست توام اروم اروم کارات کن ک سرگرم شی فکر منفی نکنی 😘😘دقیقا امروز ب همسرم گفتم بی انصاف لباسا پوسیدن تو افتاب جمع کن بیار حتما من باید بیارم😂😂بخدا همه همینن حالا یکی میبینی مادرش خوب تربیت کرده ک جنتلمنه..شوهرای ما یا باید بسازیم باهاشو یا بسازیمشون از اول😂

ولی من شوهرم خیلی خوب تربیت شد همه کار میکنه واقعا دست پدرو مادرش درد نکنه خیلی خوبع
درکت میکنم سخته شوهر ادم مرد سالار باشه

عزیزم باید بگم باهات هم دردم و از وقتی آوین دنیا اومده واقعا به سختی ب کارام میرسم از غذا خوردن و استراحتم میزنم ک همه چی تر و تمیز و مرتب باشه
ولی بازم این مرد انگار نمیبینه و درک نمیکنه چقدر اذیتم تا به همه ی کارا برسم و بقول تو لیوانی جا بجا نمیکنه ک هیچ بدتر هرچی بر میداره می‌زاره نزدیک ترین جایی ک دستش میرسه کمک ک نمیکنه هیچی بدتر ریخت و پاشم می‌کنه
دریغ از یه کمک و حتی درک نمیکنه وقتی بهش میگم چقدر بدنم درد می‌کنه و بعد از زایمان تحیل رفته فقط اگه خیلی زحمت بکشه گاهی شیر خشک آماده درست میکنم میدم بهش ک بده به دخترم

از این بابت ها من از شوهرم و مادرشوهرم راضیم جوری بارشون آورده کار خونه هم انجام بدن چون خودش تو خونه از پسراش کار می کشید ولی خب منم از بابت چیزهای دیگه از مادرشوهرم راضی نیستم.
به هر حال امیدوارم که من مادرشوهر خوبی باشم و عروسم ازم راضی باشه🤗

والا منم شوهر کامل در اختیار مادرشوهرمه.. بعضی وقتا فک میکنم با خودم ک فرق من با اون چیه. انگار هوومه.. جالب اینجاست مهمون داشتیم از فامیلاشون، مامانش میخواست زودتر بیاد کمکم، شوهرم نذاشت گفت کمرش درد میگیره تو خودت فردا خونه ای.. انقد ناراحت شدم که دیگ بعد مجبور شد خودش همه کارارو انجام بده ک مبادا مامانش کاری کنه خونمون🫠

همسرمنم خوبه
بهم کمک میکنه
هم بچه داری هم خونه
هروقت هر کاری بگم انجام میده ولی بابد ازش بخوام این جوری نیست خود جوش یه کاری بکنه
ولی با این حال الویت اولش خانوادشه
اول پدرو مادر
بعد خواهر و برادراش و بچه هاشون
بعدش پسرم
بعدشم من
همیشه اونا الویتن براش
هرچقدم بهش میگم زیر بار نمیره یا میگه دوس دارم🥴

دقیقاااا لعنت ب خاندان شوهر

منم ترس اینو دارم دقیقا دوست دارم پسرم همه کار بکنه برای زنش
من و خواهرم و داداشام و مادرم تنهایی بزرگ کرد پدرم فوت شده خیلی وقته ولی برادر بزرگم همه کار می‌کنه نمیزاره مامانم دست به سیاه و سفید بزنه طفلی هم کار بیرون می‌کنه هم کارخونه بخاطر اینکه مامانم کارنکنه درسشو ول کرد رفت سرکار
نمی‌دونم شاید چون پدر نبوده رو‌دوشش مسئولیت زندگی رو احساس می‌کنه امیدوارم برای خانومش هم همینقدر آقا باشه هرچند میگه من ازدواج نمیکنم
بعد برعکسش برادر کوچیکم هیچ‌کار نمیکنه خیلی تنبله

حتما لحاظ‌میکنم😁👌🏻کلا به نظرم پسر های نسل اینده دو حالتن یا کلا بیخیال و بی مسئولیت ،یا خانواده دوست و کاری و با درک🥰🫶🏻 چون ماها واقعا تصمیم گرفتیم نسل جدید و با اگاهی تربیت کنیم ،پناه بر خدا امیدوارم که عروسم ازم راضی باشه🥴

سوال های مرتبط

مامان آوا و آریا مامان آوا و آریا ۹ ماهگی
میخوام یه اعترافی بکنم🥹
همیشه از بچگی عاشق دختر بچه ها بودم وقتی ازدواج کردم تو فکرم فقط این بود دختر دار بشم همسرم هم بی نهایت عاشق دخترا بود حامله شدم آرزوم اول سلامتی بچم و دوم این بود بچم دختر بشه و خدا آرزومو برآورده کرد همیشه می گفتم دختر یه چیز دیگست و پسر هیچ وقت اندازه دختر شیرین نمیشه دومین بارداریم منتظر دختر بودم نه اینکه از پسر بدم بیادا ولی بیشتر تمایلم به دختر بود وقتی فهمیدم بچم پسره واسم جالب بودا ولی بازم حس می کردم مثل دختر نمیشه ولی حالا که پسرم دوماهشه میمیرم براششش اصلا یه جوری شیرینه که شرمنده افکار گذشتم میشم آخه چرا فکر می کردم پسر شیرین نمیشه؟😭خدا شاهده همون اندازه شیرینه.خدایا منو ببخش واسه افکار مسخرم خدایا شکرت به خاطر نعمتی که بهم دادی هم دخترم هم پسرم عزیز ترین دارایی این دنیا هستن برام الهی خدا به همه آرزو دارا فرزند سالم بده خلاصه که دختر و پسر نداره بچه خیلی شیرینه و خدا بهتر صلاح ما آدما رو میدونه که بهمون دختر بده یا پسر
مامان محمد مصطفی🐣 مامان محمد مصطفی🐣 ۱۵ ماهگی
سلام به همه خانومای گل
یه درد و دل و مشورت خواهره داشتم
البته امیدوارم به اشتباه قضاوت نشم
من ۳۱ سالم هست و تو دوره بارداری سر کار هم میرفتم تا ۶ ماهگی
کار مالی انجام میدم ساعت کاریم هم زیاد بوده جوری که صبح میرفتم شب میومدم خونه یعنی میخوام بگم واقعا حوصلم کم شده زیاد جایی تفریح هم نمی‌رسید که برم در حدی که وقت کنم خودم و خونم برسم وقت داشتم خدا بعد چند سال زندگی مشترک لهم نگاهی کرد و من بعد کلی دکتر رفتن صاحب یه پسر ماه شدم
الان تو مرخصی زایمان هستم چیزی که خیلی باعث میشه احساس گناه کنم ابنه پسرم خیلی کریهدمیکنه بخاطر رفلاکس و کولیک خیلی دکتر رفتیم دارو‌هو مصرف میکنه بهتر شده ولی خب وقتی بیداره فقط گریه میکنه یا میگه بغلش کنم راه برم خودم و همسرم خیلی اینکار میکنیم ولی خب واقعا خسته میشم الان اینجوری شده که همش میخوابونمش تا بیدار میشه میزارم رو پام بخوابه
همش حس گناه داره چرا باهاش بازی نمیکنم چرا نمیتونم آرومش کنم و همش اینجوری گریه میکنه حس میکنم دارم عذابش میدم انقدر گریه میکنم که چرا نمیتونم یه کاری کنم و همش این بچه میخوابونم تا یکم گریش شروع میشه که بیدار بشه سریع بغلش میکنم که بخوابه این شده برام عذاب وجدان
چطوری شما با بچتون بازی میکنید
مامان دلارا مامان دلارا ۱۷ ماهگی
یه حرف دلی برای مامانا
از بچگی عاشق بچه پسرها بودم معلم میخواستم بشم دوس داشتم مدرسه پسرونه برم مادرم باردار شد دوس داشتم داداش بیاره برام کلا ارتباطم با بچه پسرها خوب بود اما خب قسمت نشد خدا بهم دختر داد با اینکه موقعیت تعیین جنسیت هم داشتم اما سپردم به خدا و اون دختر برامن در نظر گرفت حالا صاحب یه دختر ناز تو دل برو شدم که شب ها برعکس همه نی نی هایی که دورم بوده نه عاشق تاب دادن نه گهواره و نه هیچی دیگه فقط بخوابم سرشو بزاره رو بازوم و چند مین بعدش خوابه خوابه ...حالا فک میکنم شاید اگه پسر بود ایقدر نمیتوست نزدیک به خودم بشه حالا دیگه نه تنها دخترم بلکه یه رفیق صمیمی یه خواهر دارم که میتونم همه جا باهاش برم شاید اگه پسر بود الان با وجود مشکلاتم احساس تنهایی میکردم اما الان میبینم واقعا خدا خیلی دوسم داشته که تو این شرایط به من دختر داد ...میخوام بگم همیشه خدا بهترین هارو براتون در نظر میگیره حالا دیگه اگه ۱۰۰دلارا تو زندگیم داشته باشم بازمه کمه