۱۰ پاسخ

وای دقیق مثل من بد زایمان رفتم اتاق عمل

خب بیمارستان امام‌علی معروفه به کشتارگاه کسی ازترس جونش اونجا نمیره

عجب بیمارستان داغونی بره شکایت کنه

وای طفلی چی کشیده

امام علی اصلا خوب نیست

واخ واخ طفلک
لعنت بهشون بیاد بی رحم ها تا نمیری نمیبرن اتاق عمل
فقط میگن طبیعی بزا

دیروز ک بهداشت لعنتی منو یع ب ظاهر بیمارستان ک همون کشتارگاه فرستاد ک الا بلا باید زایمان کنی اگه میرفتم بستری میشدم بدتر از اینا سرم میومد خدا رحم کرد اومدم با یه سانت بستری میکردن درد کم و بیش دارم ماه درده کاذب نیست ک دستگاه های خراب شده خرابه میگن نوار قلب خوب نیست آخه چی بگم ب اینا ک مردمو اذیت میکنن

وااا دیگه نیازی به آمپول بی حسی نداشته، باید یه مسکن میریختن تو سرمش... 😶😶
میگذره، ان شاءالله تا چند روز دیگه حالش خوب میشه 🤲. بعضی دکتر و پرستارا معلوم نیست با خودشون چند چندن.. چرا اجازه داده؟ شاید براش خطر داشته باشه....

آخی عزیزم چقد سخت بهش گذشته...کاش سزارین میشد...

😐😐اتاق عمل واسه چی بردنش این بیچاره که دیگه طبیعی زاییده و بخیه هم خورده

سوال های مرتبط

مامان دونه(نلین)👶 مامان دونه(نلین)👶 ۴ ماهگی
زایمان پر چالشم #پارت دهم
از اتاق عمل که اومدم همه خونوادم منتظر بودن و کنارم بودن اما نی نی نبود منم که نمیتونستم حرف بزنم تا اینکه شنیدم بچه تا ۱ساعت زیر اکسیژنه...همسرم اومد کنارم گفت خدا خیلی بهمون رحم کرد...نی نی مدفوع کرده بوده و گفتند خیلی خطرناک بوده اما چون تازه این اتفاق افتاده مشکلی نیست و برای احتیاط بچه ۱ساعو زیر اکسیزن هست...بعد ۱ساعت بچه رو ا وردن و پرستار اومد واسه شیردهی که خداروشکر ظاهرا اغوز داشتم ...این بود ماجرای زایمان پر چالش من
در کل از سزارین راضی ام از دکترم خیلی راضی بودم و خداروشکر میکنم که بهمون رحم کرد و اتفاق بدتری نیوفتاد....همسرم گفت تو که اتاق عمل بودی هرچی منتظر شدیم خبری نشد تا اینکا پرستار اومد گفت بچه مدفوع کرده و همه خونوادم خیلی نگران شده بودن و ترسیدن..مادرم کلی گریه کرده بود همسرم به شدت ترسیده بود..و من از همه جا بی خبر بودم چون هیچی به من نگفتن تو اتاق عمل هبچی نگفتن که من بفهمم ...همه چی اوکی به نظر میرسید..به جز اون تعداد مردی که اونحا بود و من کلی معذب بودم که لخت بودم پیش اونا و خیلی خیلی حس بدی داشتم
#فرزند پروری#زایمان#سزارین#عمل
#اتاق عمل