۶ پاسخ

از طرف مادر بزرگش لوس بار اومده انگار بچه وقتی مادر بزرگ و زیاد ببینه و خیلی بهش وابسته بشه دیگه مادرو اونطور ک باید جدی نمیگیره ما سالی دو سه بار ۱۰ روزه میریم خونه مادر شوهرم اخلاق دخترم زیرو رو میشه

برا منم همینطور دقیقا ولی چیزی نمیریزه تو جایی میدون خیلیی بدم میاد حرثم میگیره بدجوری مخصوصن رو مبل یا رو فرش
به خاطر همون بعضی وقتا دعواش میکنم هعی میگ عزیز کووو عزیزممم عزیز کوو منم عصابم خورد میشه میبرم میزارم پایین

کوفتم شد صدبار به خودم لعنت فرستادم چرابچه بردم عروسی دختر عمه م بود کلی هزینه ی ارایشگاه کرده بودم همش موندم توحیاط

دقیقا مثل دختر منهه همه میگن چقدر بچت شیطونه چطوری طاقت میاری چقدر اذیتت میکنه، حرفاشون باعث شده من دخترمو بزنم قبلا اصلا نمیزدمش البته بگم فوق العاده اذیت میکنه

هییی درد دلمو تازه کردی دیشب رفته بودیم عروسی حیثیتمو برد جلوی دیگران انقدر زد از سرو صورتم خودشو میمالوند زمین یکسره میرفت پله های خطرناکو بالا پایین میکرد یجوری گریه میکرد سیاه می‌شد انگار یه طرفشو بریدن

دختر منم اینجوریه
فقط بچه هارو کتک نمیزنه برا بقیه زبون ندارع

سوال های مرتبط

مامان امیر مامان امیر ۳ سالگی
پسرم تازگیا خیلی خیلی از همه چیز میترسه،و به شدت به پدرش وابسته اس تازگیا باباش میره بیرون مدام گریه و بهونه میگیره انگار باباش خونه نیس خیلی میترسه،قدیمیا میدونن پسرم رفلاکس داره و شدید بی اشتها و بد غذاس به زور بهش یدونه موز دادم بخوابونم شوهرم رفت داروخونه بچم گریه کرد بالا آورد،دعواش کردم خودمم گریه کردم خودشم یه ساعت گریه کرد، من هرکاری میکنم بچم منو دوس نداره خیلی دلم میگیره من ۲۴ ساعتم خونه نباشم سراغمو نمیگیره، ولی باباش میره سرکار تا برگرده مدام میگه بابا، من دوستشو میارم میگم بازی کنید غروبا همیشه میبرمش خانه بازی، ولی خیلی بهونه گیره بچه های دیگه رو میبینم خیلی آرومن انقد بهونه نمیارن ولی بچه من مدام بهونه میگیره انگار خیلی لوس شده، از این بابتم دلم خیلی میگیره ک از نوزادی تا الان هیچوقت منو دوس نداشته و براش مهم نبودم همیشه بهم میگه تو برو تورو دوس ندارم، هیچوقت سمتم نمیاد بگه منو بغل کن ولی میره سمت باباش هی میگه بغلم کن