بعضیا چرا اینطورین انگار خوشحال میشم تو ی چیزی شکست بخوری یا ب خطا بری
علیرضا رو خیلی تلاش کردم اصلا سمت موبایل و تلویزیون نره چن برا سیستم عصبی ش خوب نیس ی بار علیرضا جذب تبلیغ تو تلویزیون شده بود بعد شوهر ابجیم انگار خوشحال باشه با ی شادی ای میگف چی شد علیرضا رو ک تلویزیون ممنوع شده بود براش بعد بابام گفت هرچی بیشتر منعش کنی بدتر میشه میگم الان از رنگ و موسیقی ش خوشش اومده وگرنه علاقه ای ندارم کلا چن باهم بازی میکنیم
یا من نوشابه و قند شکلات رو تاجایی ک بشه نمی‌دم چن خودم دیابت بارداری داشتم و خانواده همسرم اکثرا دیابت دارن و اینک خیلی علاقه داره ب چیزای شیرین سعی میکنم کم بخوره بعد اون روز حواسم نبود قند برداشته بود و داشت میخورد بعد مامانم میگه اینقدر محدودش کردی اینطوری می‌کنه انتظار دارن هرچی بچه خواست بهش بدی نوشابه خواست ی بطری بهش بدی چیپس خواست بدی پفک خواست بدی خب این بچه دیگه غذا نمیخوره انگار همه شون ته دلشون ذوق میکنم ک مثل اونا بچه مو بزرگ نمیکنم چرا اینطورین

۵ پاسخ

یا مثلاً اگه علیرضا شکلات بخواد بابام ب علیرضا میگه بابایی مامانت باهاشون دعوا می‌کنه چرا بچه رو مثلاً میترسونن نمی‌دونم

همه‌ی آدمای اطراف اینطوری آن چون همشون بچه شون رو با تلویزیون و گوشی و چیپس و پفک بزرگ کردن
فکر میکنن کار ما اشتباهه
منم اعصابم خراب میشه وقتی رعایت نمیکنن و زورکی به بچم چیزای مضر میدن ولی با همسرم هماهنگ هستیم من خیلی خودمو قاطی نمیکنم همسرم خودش جوابشون رو میده و نمیذاره قانون های من رو زیر پا بزارن
اینطوری خیالم راحته 🥰

من کلا بحرف هیچکس اهمیت نمیدم

تا بوده همین بوده🤣🤣
جوابشم نمیدونم ولی تو همین فرمون برو جلو که کارت درسته حسابی
من ۲تا همینجور بزرگ کردم سومی هم اگر روزی بیارم باز قانونم عوض نمیشه

میفهممت👍👍👍

سوال های مرتبط

مامان جوجه کوچولو مامان جوجه کوچولو ۳ سالگی
مامان ماهلین کوچولو مامان ماهلین کوچولو ۲ سالگی
سلام‌مامان ها هرکسی حوصله داره یا کار نداره بیاد یکم درددل کنیم همو دلداری بدیم من چند وقت هی با خودم میگم یعنی فقط من اینقدر بزرگش میکنم بعد تو اینستا میبینید طرف بچه داره همسن بچه من حالا یکم اینور اونور طرف میگه من از صبح تا شب از شب تا صبح فقط با بچه ام الویت بچمه نمیدونم بازی جدید براش درست کردم میانوعده جدید گوشی نمیدم دستش تلویزیون نمی بینه تموم وعده هاشو خورده کامل میخوابه اصلا یجوری همه چی سرجاش و درست ک بخودت شک میکنی بعد اون یکی میگه شاغلم بچمم با خودم میبرم میارم زود نهارش رو میدم زود همسرم رو راهی میکنم بعد با خودم میگم این تازه کار هم میکنه بعد ب بچش هم اینقدر میرسه بعد عذاب وجدان ناکافی بودن خستگی و اون حسی ک دلت واسه خودت میسوزه باهم میاد سراغم بخدا دیشب تا ۲ بیدار بودیم از ۱۰ تا ۲ سعی کردیم بخوابیم هرجوری بازی بگید کردیم اونقدر بدو بدو کردم شاید خسته شه رقصیدیم تلویزیون نگاه کردیم قصه اونقدر ی قصه رو تکرار کردم سرسام گرفتم اخرسر دیدی از زور بیخوابی حالت تهوع میاد سراغت دیگه داشتم میمردم سه شب هم هس درست نخوابیدیم دیگه نشستم گریه کردم اونم گریه کرده با خودم بلند بلند میگم منم ادمم تروخدا دیگه دوساله من نخوابیدم تروخدا ی بار هم اذیت نکن بعد اونم گریه کرده دیگه دلم ب حالی بیکسی خودم و اون حالت دخترم ریش شده بغلش کردم الکی ادا دراوردم داشتم الکی گریه میکردم بهد ده دقیقه بعد خوابیده نشستم ی ساعت نگاهش کردم میگم گناه تو چیه خوب خوابت نمیومد بعد میگم گناه من چیه
مامان نَوا 🌸 مامان نَوا 🌸 ۲ سالگی
خانوما چرا بچه ها یهو میل ب غذاشونو از دست میدن؟ چیکار باید کرد؟ دختر من عالی غذا میخورد اصلا اذیتم نمیکرد اصلا بدغذا نبود منم دیدم اینجوره تقریبا یه ماهی میشه از شیر گرفتم ( شبا دائم سینه میخواست خواب اروم نداشت ) گفتم غذا ک خوب میخوره دو سه ماه زودتر از شیر بگیرم عب نداره برعکس بقیه بچه ها از شیر گرفتم میل ب غذاش کم شد بعد چن روز سرما هم خورد دیگ بدتر شد نخوردنش انگار میل نداره یا لج میکنه یا بازیگوشی از دست منم اصلا نمیخوره دیگ مگه اینکه باباش باشه یا کس دیگه بعد ی لقمه ک میخوره ادامه میده یعنی گشنش هست ولی نمیدونم چرا اذیت میکنه نمیخواد بخوره ؛ باعث شده عذاب وجدان بگیرم چرا از شیر گرفتم بعد من از ۶ ماهگی میذاشتم خودش ب غذا دست بزنه کثیف کاری میشد ولی میگفتم بچه خوش غذا میشه خوبم بود خودش قاشق میگرفت سعی میکرد بخوره منم کنارش غذاشو میدادم الان اصلاااا واس همین احساس میکنم پسرفت کردم با حس عذاب وجدان ک دارم ترکیب میشه باعث میشه خیلیییی عصبی بشم از نخوردنش واکنش بد میدم 💆🏻‍♀ البته تنقلات و مغزیجات خوب میخوره میوه هم تا حدودی ولی غذارو اذیت میکنه 🥲