۵ پاسخ

وقتی بیدار شدم تازه اسپاینال اثر کرده بود و حالت بی حسی تو پاهام داشتم 😅😅 ولی خب درسته خیلی تاریخی بود اما کمک کرد که بعد از بیهوشی درد نداشته باشم، بچه های سزارین پمپ درد خیلی کمک میکنه حتما بگیرین

حالا چیشد طبیعی زاییدی یا سز🥹

خلاصه دکتر اومد و سریع رفتیم برای سزارین، پرسنل خیلی خوش اخلاق بودن، دکتر بیهوشی اومد که اسپاینال بزنه واقعا درد نداشت سوزنش اصلا حس نمیکنید، یعنی حتی در حد آمپول هم نیست.
دکتر بهم گفت پاهات الان داغ میشه اما نشد 😅 پنج دقیقه بعد گفت الان دیگه داغ میشه اما بازم نشد😅 پنج دقیقه بعد هم به همین منوال و دکتر باور نمیکرد‌ گفت پاتو بیار بالا... منم آوردم بالا گفت اسپاینال روش جواب نمیده و در همون حین ظاهرا بیهوشم کردن چون دیگه چیزی یادم نمیاد تا وقتی که چشمامو تو ریکاوری باز کردم

اونجا چک کردن گفتن دهانه رحم سه سانت هست و لگن خیلی خوبی داره بیا طبیعی زایمان کن، من چون فرقی برام نمیکرد و از هر دو میترسیدم‌گفتم هر طور صلاح می دونید... وقتی که رفتم ان اس تی بخاطر نوسان ضربان قلب بچه گفتن سزارین بشی بهتره و رفتیم برای سزارین منتها چون تا دکتر بیاد طول کشید و منم انقباض دردناک داشتم خیلی دردهای انقباضی زایمان طبیعی رو تحمل کردم و اونجا به این نتیجه رسیدم که توان زایمان طبیعی رو ندارم اما از طرفی هم میگفتم خب اپیدورال یا اسپاینال بگیره آدم درد داره دیگه ...

خب زایمانت راحت بود؟

سوال های مرتبط

مامان عسل مامان عسل ۲ ماهگی
سلام مادرای گل خوبین
من 25خرداد زایمان کردم، 40هفته 4روز، درد نداشتم برای همین از ماما نامه گرفتم برای بستری و که با آمپول فشار زایمان کنم ترشحات کرم رنگ زیاد داشتم در حدی که نوار بهداشتی میذاشتم خیس میشد، به دکترم که گفتم، گفت علایم خوبیه، یکم عفونت داری، منم به امید حرف ایشون بیخیال شدم
تا اینکه شب قبل بستری، مادر شوهرم گفت دارچین و زیره بخور تا زایمان راحتی داشتی باشی، منم گوش کردم خوردم. همون شب دردم گرفت، مثل ادمی که میخواد دستشویی کنه اما نمیتونی خیلی بد بود هر جور شد دردشو تحمل کردم تا خود صبح که برم بیمارستان،
صبح که رفتم بیمارستان معاینه شدم سریع یه ابی ازم پاشید، بهم گفتن خیلی خیلی دیر آمدی بچه مدفوع کرده و کیسه آبت ترکیده، باید اورژانسی سزارین بشی،
منم اورژانسی سزارین شدم، سه شب بیمارستان بستری بودم اما نمیدونم به چه دلیلی هیچی نمیگفتن بهم فقط آزمایش ازم میگرفتن، خیلی ورم کرده بودم بزور مینشستم و پا میشدم، تا اینکه مرخص شدم حالم بهتر شدم، کوچولوم خداروشکر حالش بهتره زردی داشت که خداروشکر خوب شد، شب های سختی داشتم از درد و تنهایی چون مامانم نیومده بود پیشم ، اینم از زایمان من کیسه ابم نشتی داشت و من نمیدونستم
مامان حلما مامان حلما ۶ ماهگی
خببب بعد یک ماه اومدم تجربه زایمانمو بگم واستون😁
پارت ۱
اول بگم من قرار بود طبیعی زایمان کنم که نشد و اینکه بشدت از اونایی بودم که رو زایمان طبیعی تعصب داشتم و ذره ای دلم نمی‌خواست سزارین بشم...
خب جونم بگه براتون من شب قبلش خیلی حالم خراب بود درد زایمان نداشتم اصلا با اینکه پیاده روی داشتم و شیاف گل مغربی استفاده میکردم البته دیر شروع کرده بودم ( یک هفته قبل)
۳ روز مونده بود تا چهل هفته هم تموم بشه ولی خبری نبود، خلاصه شب قبلش خیلی بی قرار بودم از ساعت ۴ صبح دیگه نمی‌تونستم بخوابم حتی دردم از داخل بود درد داشتم ولی نمی‌دونستم کجام
از ۱۲ شب تا ۶ صبح نتونستیم با شوهرم بخوابیم تا ۶ که من خوابم برد
ساعت ۸ و رب یهو حس کردم یه آبی ازم خارج شد( چون من تجربه ترشحات اینجوری و خیسی داشتم گفتم حتما بازم همونه) خواستم بخوابم که گفتم نکنه کیسه آب باشه بزار برم سرویس چک کنم
که رفتم دیدم بله لباس زیرم خیسه خیس شده و رگه های خون هم هست فهمیدم کیسه ابمه
از این نواز بهداشتی بزرگا گذاشتم و شوهرم و مامانمو بیدار کردم که بریم بیمارستان
ساک خودمو و نی نی رو برداشتیم رفتیم دنبال ابجیم و راهی بیمارستان شدیم...
مامان کیانا مامان کیانا ۲ ماهگی
پارت دوم
من واقعا ناامید شده بودم و بشدت از زایمان طبیعی میترسیدم بخاطر تجربه بدی که داشتم، خواهرم یه دکتر دیگه معرفی کرد رفتم پیشش برام ام ار ای نوشت تو 9 ماهگی انجام دادم، دکتر گفت یه دیسک کوچیک داری و بخاطرش بهم نامه داد منم رفتم نامه بستری و از دکترم گرفتم و همه رو تحویل کمیسیون بیمارستان دادم، خوشحال بودم که سزارین میشم اما جواب اومد که باید برم پیش دکتری که اونا میگن، ناامید شدم باز تپش قلبم برگ‌شت داغون بودم، همسرم گفت بیا بریم پیشش که همه راه هارو رفته باشیم، رفتم و دکتر بعد بررسی نامه زد برام ولی نگفت نامه چی هست، فقط منشیش وقتی دید گفت زده سزارین بلامانع، اما نگفت بهم با چه شرایطی بلا مانع است، البته من بخاطر رد شدن نامه کمیسیون گل مغربی ها رو شروع کرده بودم و دهانه رحمم 1سانت باز بود کلا، رفتم نامه هارو تحویل بیمارستان دادم چیزی به زایمانمم نمونده بود،کلا ده روز وقت داشتم، 3 روز مونده رفتم پیش دکتر زنان، دوباره معاینم کرد گفت 1سانت بازی و دهانه رحمت نرم نشده سر بچه خیلی بالاس و رحم زایمانی نیست، حالا که نامه سزارین داری فردا برات عمل میزارم نامه رو داد و من رفتم بیمارستان
اما بیمارستان گفت سزارینت رد شده چون دکتر گفته لگن تنگ نیست و اگه مشکلی نداره از نظر پزشک زنان باید طبیعی زایمان کنه
دنیا رو سرم خراب شد، مسئول بستری زنگ زد به پزشکم چون ازم ان اس تی گرفت و انقباض داشتم دکتر گفت طبق قرار فردا بیاد بستری شه اما برای زایمان طبیعی چون سزارینش رد شده😔