۱۳ پاسخ

بدن بچه ب چبزهای مضر هم کمی نیاز داره😅

گلم بادوم هندی ضرر نداره زیاد گذاشتی براش
چون از یکی پرسیدم گفتن چون سنگین هست نباید زیاد بخوره بچه

اون یکی نون مرباست ؟

آریا برعکس نمیدونم چرا هله هوله دوست نداره
بستنی میخوره فقط با میوه چیپس پفک شاید دوتا دونه بخوره بقیه اش له میکنه حتی غذاهم فقط غذای سالم میخوره اونشب پیتزا گرفتیم نخورد🤣سوپ داشتم اون خورد

نوش جان نمازت هم قبول باشه

اکرم برای منم سر نماز دعا کن

دونه های آجیل و پفیلا رو زیر نظرت بخوره و مراقب باش.بلده خوب بجوه؟ و موقع خوردنشون شیطنت نکنه ،نوش جانش باشه

نوووش جونش مائده ازاین ظرفا میخام خیلی نازکو جمع و جوره از کجا ندیدم تو بازار

دختر من که شیر موز و چوب شور و پفیلا خیلی کمتر میخوره چیکارش کنم بدون هیچی ک نمیشه
فقط سعی می‌کنم از شکلات و شیرینی و چیپس و پفک و این آبمیوه ها دورش کنم
الان هیچی ارگانیک نیست حتی میوه هامون

والا بنظر من همچی ضرر فایده خودشو داره
پس بهتره سخت نگیریم همچی بخورن
ما هم همچی خوردیم بزرگ شدیم
پس شل کنیم بهتره :/

به بهههه نوش جانتون🤤😋😋

نوش جانش
منم از این ظرفا داشتم خیلی کار راه مینداخت هرچی میگردم نیست🥲😶‍🌫️

مامان جذااااااب . چه عالی . همشونو میخوره ؟؟؟؟ کاش مامانم بودی😆

سوال های مرتبط

مامان پناه🔆 مامان پناه🔆 ۲ سالگی
سلام عزیزای دلم
امروز ۹ روز میشه ک من پناه جانو از شیر گرفتم
چون خودم خیلی واسه این موضوع تحقیق کردم میخام واسه کسایی ک واقعا نیاز دارن تجربه ای رو بدونن بگم:)

من متوجه شده بودم ک پناه اصلا دیگه بخاطر گشنگی شیر نمیخوره چون وابسته شده بود همش باید سینم دهنش میبود
مثلا نشسته بودیم ت جمع یهو میگفت مامان اتاق یعنی بریم شیر بخورم خلاصه من باید هر چی پناه میگفت همون کارو میکردم
سر سفرع ت خواب مثلا خواب بود بیدار میشد تا شیر نمی‌خورد دیگ نمیخورد خلاصه خیلی اذیت شدم خیلی گاعی اینقدر مک میزد داغون میشدم از شدت ضعف
پناه یکسال و ده ماه کامل شیر خورد
من روز اول هر موقع میومد یهو میگفت ممه میگفتم عع مامان مثلا بیا بریم پیش عروسکات بریم خوراکی بخوریم بریم غذا کلی سعی کردم سرگرم شه اما تا میدید من نشستم میگفت مامان ممه من اومدم یکم صبر زرد با اب حل کردم زدم ب سینم ( یکبار این کارو چندین ماه پیش کرده بودم اما همون موقع پناه ویروس گرقت من فکر کردم بخاطر این بود حتی اومدم گهواره گفتم استفادع نکنین اما بعد فهمیدم بخاطر اون نبود)بعد گفت شیر میخام هی گفتم دودو شده مامان اذیتم خب نمی‌پذیرفت بعدش یهو یکم مزه کرد بدش اومد دیگ نیومد سمتش چند باری هوس کرد اومد تا مک زد بدش اومد نخورد من ت شیشه شیر پاستوریزع ماجان یا شیر های دیگ میریزم بار اول با فاصله خیلی کم دادم اصلا حتی دستش نگرفت ک بخوره بعدش شب خیلی هوس کرده بود دادم ی شیشه شیر پر خورد بعدش دیگ شیر میخاست و سینمو فقط ناز میکرد با بیسکوییت های خوب سرگرمش میکردم غذا میخورد سیر میشد میخابید حتی وقتی خیلی خسته میشه همون موقع شیشه شیرو بهش میدم میخابع فقط باید کنارش باشم میخابه خابش همش سبک نیست دیگه